یخ پیدا شد!!

با ناپدید شدن مواد سفید رنگ زیر پای فونیکس، مشخص شد که آن‌ها یخ‌ بوده‌اند. یخ‌هایی که پس از کنار رفتن خاک از روی آن‌ها تبخیر شده‌اند.

پس از گذشت 25 روز از ماموریت فونیکس(ققنوس)، این مریخ‌نشین موفق به کشف یخ شد. لکه‌های سفیدی که زیر پای مریخ‌نورد بودند، پس از گذشت چند روز ناپدید شدند. این امر نشان می‌دهد جنس این لکه‌ها که اندازه‌‌ای برابر یک حبه قند داشتند، یخ است. دانشمندان در روزهای گذشته بین گزینه‌های یخ و نمک شک داشتند.

 «پیتر اسمیت»، مدیر پروژه‌ی فونیکس می‌گوید:" آن‌ها باید یخ باشند. ناپدید شدن آن‌ها نشان می‌دهد که نمی‌توانند نمک باشند. نمک بخار نمی‌شود."

 

محل حفاری شده به وسیله‌ی فونیکس

پس از آن‌که فونیکس در روزهای گذشته قسمتی از خاک را حفر کرد، لکه‌های سفیدی در قسمت‌های حفر شده دیده می‌شد اما امروز صبح خبری از آن‌ها نبود! 
همچنین امروز صبح، بازوی مکانیکی مریخ‌نشین در حال کندن یک گودال دیگر بود که به سطح سختی برخورد کرد. دانشمندان از این‌که احتمالا یک سطح یخی دیگر پیدا کرده‌اند، هیجان زده شده‌اند.

 خبرهای تکمیلی ماموریت فونیکس را از پایگاه خبری نجوم دنبال کنید.

Understanding the Universe

Understanding the Universe

Will the universe expand forever or eventually stop expanding and collapse in on itself? Jay M. Pasachoff, professor of astronomy at Williams College in Williamstown, Massachusetts, confronts this question in this discussion of cosmology. Whether the universe will go on expanding forever depends on whether there is enough critical density to halt or reverse the expansion, and the answer to that question may, in turn, depend on the existence of something the German-born American physicist Albert Einstein once labeled the cosmological constant.

(ادامه را كليك كنيد)

ادامه نوشته

عکسی جالب

اگه گفتید این کیه؟

استفان هاکینگ خودمونه.فقط جوانتر!!!!!!

پخش چیپس

یک شرکت تولید کننده چیپس اقدام به پخش آگهی تبلیغاتی محصولات خود در فاصله 42 سال نوری از زمین در جهت دب اکبر کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، این احتمال که بیگانگان فضایی واقعا وجود داشته باشند بسیار کم است اما اگر واقعا وجود داشته باشند احتمال زیادی وجود دارد که گرسنه باشند! به همین دلیل شرکت انگلیسی تولید کننده چیپس "دوریتوز" تصمیم گرفت در اقدامی عجیب محصولات خود را در فضا ویژه آدمهای فضایی تبلیغ کند.

این شرکت بیش از شش ساعت یک پیام تبلیغاتی از محصولات خود را در منظومه شمسی پخش کرد. این آگهی تبلیغاتی از طریق قویترین رادارهای دنیا با عنوان مجموعه رادارهای اروپایی " Eiscat" پخش شد.

Eiscat مجموعه ای از ایستگاههای فضایی است که در کشورهای مختلف واقع در قطب شمال شامل مجمع الجزایر اقیانوس منجمد شمالی و نروژ نصب شده اند.

براساس گزارش روزنامه تلگراف، این پیام تبلیغاتی به فاصله 42 سال نوری از زمین در مسیر دب اکبر ارسال شد. انتخاب این صورت فلکی اتفاقی نبود. در حقیقت در صورت فلکی دب اکبر ستاره ای وجود دارد که شبیه به خورشید است و این بدان معنی است که در اطراف این ستاره سیارات مشابه زمین می توانند وجود داشته باشند.

این اولین بار نیست که پیامی از زمین برای موجودات فرضی فضایی ارسال می شود به طوری که فوریه گذشته ناسا یک پیام موسیقی از گروه "بیتلها" نوشته "جان لنون" را در فضا پخش کرد.

اکنون مقامات این شرکت تولید کننده چیپس امیدوارند که موجودات سبزرنگ به خاطر این آگهی از آنها قدردانی کنند!

تصاويري زيبا از راه شيري

ادامه نوشته

تصویر ارسالی از مریخ

در تصویر ارسالی مدارگرد اکتشافی مریخ، چتر بازشده مریخ نشین فونیکس به هنگام فرود در تقابل پس زمینه تیره مریخ دیده می شود.

 Image

بخت گرفتن این تصویر از چتر دوازده متری فونیکس با دوربین کیفیت بالای این مدارگرد در حدود 20% تا 40% بود. مدارگرد اکتشافی مریخ به هنگام برداشت این تصویر در ارتفاع 200 کیلومتری از سطح مریخ قرار داشت.

قرار بود در صورتی که ماموریت مریخ نشین فونیکس به هنگام نشست بر سطح سیاره سرخ با مشکل مواجه شود، از این تصویر نیز برای چراجویی آن ناکامی استفاده شود که البته این اتفاق به وقوع نپیوست و مریخ نشین به سلامت بر سطح سیاره سرخ فرود آمد. به همین سبب این تصویر جنبه آموزشی برای ماموریتهای آینده مریخ پیدا کرده است.

ادامه نوشته

سخنانی زیبا از شریعتی

خواستم که بگويم: فاطمه دختر خديجه بزرگ است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه همسر علــی است. ديــــدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه مادر حسنيــن است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه مادر زينب است. باز ديدم که فاطمه نيست.

نه اينها همه است و اين هــمه فاطمه نيست؛ فاطمه، فاطمه است.

-------------------------------------------------------------------------------

چرا عشق ها همه راستند         

                                                     و

                                                                        معشوق ها همه دروغ؟

                                                                                                             دکتر علی شریعتی

درگذشت دکتر شریعتی تسلیت باد

۲۹ خرداد سالروز درگذشت دکتر علي شريعتي است. به همين مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان اين کشور آثار و انديشه هاي او همچون استاد شهيد مرتضي مطهري مورد نقد و بازخواني مستمر قرار مي گيرد. بي شک او و استاد مطهري دو انديشمند و دو متفکر تأثيرگذار در جامعه ايراني بوده و هستند که انديشه هاي آنان مقدمات نظري انقلاب اسلامي ايران را فراهم کرد. مجموعه آثار شريعتي که تاکنون بالغ بر 37 اثر رسيده است شامل آثار مختلفي چون، تاريخ، دين، جامعه شناسي، سياست، عرفان، هنر و ... است. در اين ميان او اهتمام ويژه اي به معرفي الگوهاي خاص ديني دارد. شخصيتهايي چون ابوذر، علي(ع)، حسين(ع)، اقبال لاهوري و... کساني هستند که در تاريخ اندیشه او به تدريج مشاهده مي شوند. از منظر او معرفي الگوهاي بزرگ در واقع نشان دادن توانمنديها و بستر مساعد تمدني است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد. او مي گويد:

 « اين يک افتخار بزرگي است که هنوز عليرغم همه علل و عوامل سياسي و استعماري و ارتجاعي و مادي که مانع رشد و پيشرفت شخصيتها و نبوغ ها در جامعه اسلامي هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگي انسان و پرورش دهندگي نبوغ را در خود حفظ کرده.»
(مقدمه « ما و اقبال » / ص 11)

 

زندگينامه

دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند.... پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ  خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع  شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود). آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران نحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

 

پس از بازگشت از اروپا

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد (وي) پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه  ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.

 

شهید صیاد شیرازی

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در کبود گنبد مشهد در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه ای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد.

او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد. علی از بدو ورود به دانشکده به جدیت در درس و پای بندی به مذهب شهرت یافت. و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد. او در سال 1350 برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران آمد و پس از پایان کلاس و جدیت در تحصیل سرانجام خود از استادان زبان انگلیسی شد.ستوان یک علی صیاد شیرازی تصمیم گرفت با دختر عمویش، خانم عفت شجاع ازدواج کند اما به دلیل این که محمود، عموی علی، از مخالفان شاه بود، ساواک با این ازدواج موافقت نکرد، اما سرانجام در اثر اصرار علی، ارتش با این وصلت مبارک موافقت کرد. علی در سال 1352 به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقه ای نظامی، با موفقیت طی کرد. در این دوره فشرده ستوان همچون مبلغی مذهبی به دعوت آمریکاییان به اسلام می پرداخت و در مجالس بحث و مناظره آنان شرکت می کرد. او در بین آشنایان جدیدش به مرد مذهبی مشهور شد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیه ای با نشاط به ایران مراجعت کرد. ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه ـ منتقل کرد. علی در اصفهان با یافتن دوستان جدید مطالعات مذهبی خود را پی گرفت و شخصیت سیاسی خویش را در این دوره قوام بخشید. او در نامه ای که برای سرگرد محمد مهدی کتیبه، یکی از افسران مذهبی، ارسال کرد این جمله را نوشت: «در مورد برنامه های مذهبی بحمدالله پیش می رویم مخصوصاً در آن قسمت که می دانید». این جمله حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند. جالب این است که هرکس از افسران را به مراقبت وی می گماردند یا تحت تأثیر روحیه او قرار می گرفت و گزارش مثبت برای او رد می کرد یا صیاد را از مراقبت و مأموریت خود خبر می داد و یا از اول با چنین مأموریتی مخالفت می کرد.

 

سروان صیاد هم زمان با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی تقیه را کنار گذارد و در ارتش علناً به دفاع از علمای اسلام و حکومت اسلامی پرداخت و سرانجام به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می کرد، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگیر و زندانی شد اما دیری نپایید که انقلاب به پیروزی رسید و او هم مانند همه مردم ایران آزاد شد.

 

دوره دوم زندگی سرهنگ صیاد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز می شود: او پس از پیروزی انقلاب اسلامی با  رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا می شود و با یکدیگر پیمان می بندند که از پادگانهای اصفهان حفاظت نمایند. اختلاف سروان با فرماندهان ارتش موجب آشنایی وی با حضرت آیت ا... خامنه ای می گردد و از اینجا سرنوشت صیاد به کلی تغییر پیدا کرد. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به همراه سردار صفوی به غرب اعزام می گردد. و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد می کنند. لیاقتهای سرگرد در کردستان موجب می گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه می گردد. اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و شهید رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام می شود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای 64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ های 23 نیروی ویژه هوا برد و تیپ 30 گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لیاقتها توسط رهبر معظم انقلاب حضرت امام خمینی (ره) به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او با هماهنگی با سپاه قهرمان پاسداران انقلاب اسلامی در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی های بزرگی را برای ایران اسلامی به ارمغان آورد که بی شک در تاریخ امت اسلامی به عظمت خواهد ماند. سرهنگ در مرداد سال 1365 از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنه ای و تصویب رهبر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال 67 در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم منافقین قرار گرفته بود شرکت و با روحیه ای بسیجی ضربات محکمی را بر پیکر مزدوران منافق وارد کرد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تیمسار سرتیپ صیاد شیرازی در 16 فروردین 1378 همزمان با عید خجسته غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد

پس مانده‏های زخم خورده مرصاد در صبح روز 21 فروردین 78 ، فاتح بزرگ فتح‏المبین و بیت‏المقدس و یکی از بزرگترین سرمایه های کشور را آماج  تیرهای کینه خود قرار دادند و قامت استوار امیر ارتش اسلام را به خاک افکندند.

 

یک خاطره

رضا ایرانمنش هنرپیشه و جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس نقل می کند که؛ در طول‌ دوران‌ بازیگری‌ خاطرات‌ زیادی‌ دارم‌، اما اولین‌ کارم‌;  یعنی‌ همان‌ «سجاده‌ آتش‌» در ذهنم‌ باقی‌ مانده‌ است‌ که البته‌ مربوط به ‌تصویربرداری‌ مجموعه‌ است‌.

زمانی‌ که‌ این‌ فیلم‌ را کار می‌کردیم، من‌ هر روز صبح‌ زود از خوابگاه ‌دانشجویان‌ بیرون‌ می‌آمدم‌ و با تاکسی‌ به‌ طرف‌ میدان‌ انقلاب‌ می‌رفتم‌ و در آنجا به‌ اتفاق‌ سایر دست‌اندرکاران‌ و عوامل‌، با یک‌ ماشین‌ به‌ محل ‌لوکیشن‌ می‌رفتیم‌. در یکی‌ از روزها از جلو خوابگاه‌ سوار تاکسی‌ شدم‌ تا به‌ میدان‌ انقلاب‌بروم‌، اما مشاهده‌ کردم‌ که‌ یک‌ پاترول‌ جلوتر ازمن‌ ترمز کرد و سپس‌ دنده‌ عقب‌ به‌ سمت‌ من‌ آمد؛ در کمال‌ تعجب‌ مشاهده‌ کردم‌ که‌ «شهید صیادشیرازی‌»» است‌. از آنجا که‌ لباس‌ بسیجی‌ پوشیده‌ بودم‌ و با همان‌ لباس‌ باید در تصویربرداری‌ حضورپیدا می‌کردم‌، شهید به‌ من‌ گفت‌: «بسیجی‌ سوارشو، من‌ شما را می‌رسانم‌». ». ابتدا باور نمی‌کردم‌ که‌ شهید صیاد است‌، اما پس‌ از این‌ که‌ سوار شدم‌، مطمئن‌ شدم‌ که‌ او خدابیامرز شهید صیاد شیرازی ‌است‌‌. آن‌ روز گذشت‌ و پس‌ از آن‌ هم‌ چندین‌ بار پیش‌ آمد که‌ شهید مرا جلوی‌ خوابگاه‌ دید و تا مسیری‌ رساند. البته‌ ایشان‌ متوجه‌ شده‌ بودند که ‌من‌ بسیجی‌ نبودم‌، بلکه‌ تنها هنرپیشه‌ بودم‌.  پس‌ از آن‌ هم‌ چندین‌ بار در شب‌های‌ احیا در خدمت ‌این‌ بزرگوار بودم‌ و می‌توانم‌ بگویم‌ یکی‌ از خاطرات‌ زیبای‌ من‌ همان‌ آشنایی با شهید صیاد شیرازی‌ بود که‌ هیچ‌ گاه‌ نمی‌توانم‌ آن‌ را از یاد ببرم‌.

سخنی از دکتر حسابی

مطلبی را در یکی از سایت ها دیدم (3jokes.com) و گفتم اگر اینجا هم باشه بد نیست ، پس بخونید و اگر خواستید جوششی کنید .

جهان سوم

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:
استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم:
جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

پروفسور محمود حسابي

در مریخ اب نیست....

در خبرهای قبل مطلع شدید که ققنوس آزمایش نمونه ها ی خاک مریخ را آغاز کرده است. نتایجی که  تاکنون از آزمایش اولین نمونه خاک در درون آزمایشگاه ققنوس به زمین مخابره شده، چندان رضایت بخش نیست. در نمونه ها اثری از آب وجود ندارد.
در هفته ی گذشته ققنوس در عبور دادن خاک از غربال، بدرون محفظه ی حرارتی TEGA با مشکلاتی مواجه شد و نمونه برای چند روز بر روی دهانه غربالی باقی مانده بود.  دانشمندان سرانجام توانستند  در 22 خردادماه این مشکل را برطرف کنند و ذرات پالایش شده ی خاک را از غربال عبور دهند. پس از آن ققنوس اولین آزمایش خود را به خوبی بر روی خاک انجام داد.
در ابتدا می بایست نمونه تا دمای 35 درجه ی سانتیگراد (95 درجه ی فارنهایت ) گرم شود. در این دما هر نوع  یخی که در نمونه وجود داشته باشد ذوب خواهد شد.
در فاز دوم آزمایش، گرما بیشتر می شود و  نمونه تا دمای 175 درجه ی سانتیگراد (350 درجه ی فارنهایت ) حرارت می بیند. این مراحل بر روی نمونه ی دریافتی خاک انجام شد اما اثری از آب مایع و یا بخار آن یافت نشد. ممکن است علت یافت نشدن آب در نمونه این باشد که در حین ماندن خاک بر روی درب ورودی آزمایشگاه، هر گونه آب احتمالی درخاک تبخیر شده باشد، زیرا  اتمسفر سیاره  بسیار رقیق است و فشار پایین ی دارد. البته این نظر چندان حائز اهمیت نیست، زیرا وسیله ای برای اثبات آن مورد استفاده قرار نگرفته است و این  در حد یک احتمال باقی می ماند. ققنوس  هنوز ترفندهای  بسیاری برای یافتن آب در آستین دارد.  Image
William Boynton-سرپرست تیم TEGA از دانشگاه آریزونا – گفت : ما ابتدا هیچ گونه آبی را در نمونه ی خاک مشاهده نکردیم. عقیده بر اینست که هر یخ مایعی  در نمونه بر اثر تابش آفتاب و اتمسفر نازک آن به سرعت بخار شده است. یخ در فشار پایین نمی تواند به آب مایع تبدیل شود و مستقیما در آستانه ی تبخیر قرار دارد (با گذشتن از فاز مایع ).
دانشمندان در طی روزهای آینده ققنوس را به سوی روشن کردن دوباره ی کوره ی  آزمایشگاهی TEGA  هدایت می کنند تا نمونه تا دمای 1000 درجه سانتیگراد (1800 درجه ی فارنهایت ) حرارت داده شود. با این کار مواد معدنی که ممکن است بطور شیمیایی به H2O،   SO2  یا CO2 تبدیل شوند ، تبخیر شده و سپس با استفاده از دستگاه های ویژه ، گازهای خروجی سنجیده می شوند. هرچند امروز آب بطور مستقیم آشکارسازی نشد،  اما دانشمندان اطمینان زیادی دارند که بتوانند شواهدی از وجود آب را در دور بعدی آزمایش ها بدست آورند.
هنگامیکه  این فرایند در محفظه ی حرارتی مریخ نشین انجام می شد، ققنوس به حفاری و خاکبرداری از سطح مریخ بوسیله ی بازوی رباتیک خود ادامه داد. بازوی رباتیک در جریان حفاری خود، با ادغام دو گودال "Dodo" و BabyBear ، گودال بزرگتری با نام گودال Goldilocks (یک تصویر سه بعدی از این گودال را در بالا مشاهده می کنید ) را بوجود آورد.
چیزی که در در جمعه ی  گذشته توجه  دانشمندان را به خود جلب کرد، یک  رسوب سفیدرنگ بود . دانشمندان مشتاقند بدانند که این رسوب سفید رنگ آب است یا نمک .


گرما زمین و...

یک قطعه یخ به اندازه یک جزیره کوچک شروع به جدا شدن از پوشش یخی قطب جنوب کرده که دانشمندان نشانه دیگری از گرمایش آب و هوای زمین تعبیر کرده اند.

تصاویر ماهواره ای حاکی از آن است که بخشی از این قفسه یخی درحال تجزیه شدن است و به زودی خرد شده و ناپدید خواهد شد.

توده یخی ویلکینز تقریبا در تمام قرن گذشته پایدار بوده است، اما در دهه 1990 به تدریج شروع به عقب نشینی کرد.

به گفته موسسه تحقیقات قطب جنوب بریتانیا، "بی اِی اس"، روند نابودی شش توده یخی دیگر در همان بخش فلات قاره قطب جنوب از قبل شروع شده است.

پروفسور دیوید واگان از این موسسه گفت: "ویلکینز بزرگترین توده یخی در فلات قاره قطب جنوب است که تاکنون تهدید می شود."

"من انتظار نداشتم اتفاقات به این سرعت روی دهد. این لایه یخی الان به مویی بند است - طی چند روز یا هفته آینده به سرنوشتش پی خواهیم برد."

'مثل انفجار'

محققان "بی اِی اس" هر روز از طریق ماهواره تحولات قطب جنوب را زیر نظر دارند و فورا متوجه این حادثه شدند. آنها هواپیمایی را برای فیلمبرداری از قفسه اعزام کردند.

جیم الیوت، که سوار این هواپیما بود، گفت هرگز چیزی مثل این ندیده است.

وی گفت: "ما در طول شکاف اصلی پرواز کردیم و ابعاد عجیب حرکات ناشی از این گسست را مشاهده کردیم."

"قطعات بزرگ و حجیم یخ، به اندازه خانه های کوچک، مثل آوار زیر فشار له می شوند - به انفجار می ماند."

گسست این سکوی شناور یخ بر سطح آب دریا تاثیری نخواهد داشت. اما دانشمندان می گویند این تحول نگرانی ها در مورد تاثیر تغییرات جوی بر این بخش از قطب را تشدید می کند.

گرمایش 'بی سابقه'

پروفسور واگان در سال 1993 پیش بینی کرد که در صورت ادامه روند گرمایش، بخش شمالی لایه شناور یخی ویلکینز ظرف 30 سال نابود خواهد شد.

وی به بی بی سی گفت: "آنچه ما عملا شاهدش هستیم این است که این توده یخی طوری جدا می شود که معلوم است بخشی از فرآیند عادی تشکیل کوه یخ (آیسبرگ) نیست."

"این در زمینه بالا آمدن سطح دریاها مایه نگرانی نیست، اما نشانه دیگری از تغییرات آب و هوایی در شبه جزیره قطب جنوب است و اینکه چگونه بر محیط تاثیر می گذارد."

دانشمندان می گویند "شبه جزیره قطب جنوب" که از اقیانوس جنوبگان به سوی دماغه آمریکای جنوبی کشیده می شود، گرمایش بی سابقه ای را طی 50 سال اخیر تجربه کرده است.

چندین لایه یخی در 30 سال گذشته عقب نشینی کرده اند که شش عدد از آنها به طور کامل متلاشی شد.

سایر پژوهشگران معتقدند که توده یخی ویلکینز ممکن است کمی دوام آورد، زیرا ذوب تابستانی قطب جنوب درحال اتمام است.

دکتر تد اسکامبوس از "مرکز داده های یخ و برف" در دانشگاه کلورادو در آمریکا گفت: "این نمایش غیرعادی برای این فصل تمام است. اما با رسیدن ژانویه، نگاهمان را متمرکز می کنیم تا ببینیم آیا ویلکینز به فروپاشی ادامه خواهد داد."

شهر های کثیف دنیا

یک گروه مستقل مدافع محیط زیست در آمریکا، فهرستی از آلوده ترین شهرهای جهان را منتشر کرده است.

در صدر فهرستی که توسط موسسه بلک اسمیت (Blacksmith Institute) منتشر شده، نام شهرهایی در روسیه، چین، هند، پرو، زامبیا و برخی کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق دیده می شود.

بر اساس گزارش موسسه بلک اسمیت، آلودگی شدیدی که عمدتا توسط صنایع مواد شیمیایی، فلزات و معادن ایجاد می شود زندگی تقریبا 12 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است.

در گزارش این موسسه از بیماریهای مزمن و مرگ زودرس بعنوان تبعات زندگی در چنین شرایطی نام برده شده است.

این گزارش سالانه که اولین بار در سال 2006 منتشر شد، نام شهرها بر اساس حروف الفبا مرتب شده است و هیچ گونه رده بندی بر اساس میزان آلودگی این شهرها صورت نگرفته است.

موسسه بلک اسمیت دلیل این مسئله را تفاوت موجود در جمعیت و ذات آلودگی نقاط مختلف عنوان کرده است.

موارد جدید آلودگی

شهر تیان یینگ چین، از جمله نقاطی است که در سال 2007 به این فهرست اضافه شده است.

در این شهر بواسطه وجود یک مرکز عظیم تولید سرب، 140 هزار نفر بطور بالقوه در معرض مسمومیت با ذرات سرب معلق در هوا هستند.

بر اساس گزارش موسسه بلک اسمپت، در شهر سوکیندرا در هند 12 معدن که بدون وجود نظارتهای محیط زیستی فعالیت می کنند، مواد شیمیایی خطرناکی را به شکل گاز در هوا پراکنده می کنند.

در این گزارش به شهر سومقاییت آذربایجان هم اشاره شده که از مراکز صنعتی اتحاد جماهیر شوروی پیش از تجزیه محسوب می شد.

در گزارشها آمده است که نرخ سرطان در این شهر 51 درصد بیشتر از میانگین نرخ سرطان در کشور آذربایجان است، و تغییرات ژنتیکی و تولد کودکان با نقص عضو و نارسایی از موارد رایج در این شهر به شمار می رود.

راه حل

ریچارد فولر، مدیر موسسه بلک اسمیت گفت:"واقعیت این است که در این نقاط آلوده، کودکان بیمار می شوند و درحال مرگ هستند و حل مشکل کار پیچیده ای نیست."

آقای فولر ادامه داد:"امسال توجه رسانه ها به آلودگی بیشتر شده، اما اقدامات چندانی برای ایجاد صندوقهای حمایتی یا برنامه های حمایتی جدید انجام نشده است و باید کاری صورت گیرد."

عکس های تلسکوپ فضایی اسپیتزر

این تصویری است که در طول موج فروسرخ توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر از صفحه کهکشان راه شیر

ی تهیه شده است: نگاهی که به سختی در یک تصویر جای می‌گیرد.

 

نمای حیرت انگیز راه شیری از دید تلسکوپ فضایی اسپیتزر
 

در حقیقت، بیش از 800000 فریم از اطلاعات دوربین‌های اسپیتزر به صورت تکه تکه در کنار هم گرد

 آمده‌اند و اکنون این تصویر عظیم موزائیکی را از صفحه کهکشان پدید آورده‌اند. دقیق‌ترین تصویری که

تاکنون در طول موج فروسرخ از کهکشان ما ثبت شده است. تصویر کامل موزائیکی 120 درجه پهنا دارد.

رشته‌هایی که با رنگ سبز کاذب برجسته شده‌اند، مولکول‌های پیچیده‌ی هیدروکربن پلی‌سایکلیک

آروماتیک(PHAs) هستند. این مولکول‌ها در زمین بسیار معمولی هستند و در دوده‌ی حاصل از احتراق

ناقص تولید می‌شوند. PHAs ها در مناطقی که ستاره‌ها شکل می‌گیرند یافت می‌شوند و با ذرات غبار

قرمز رنگ گرافیتی همراه هستند.

 

اسپیتزر
 
تلسکوپ فضایی اسپیتزر spitzer
با تشکر از وب برجیس

وزن منظومه ی ما!!

یک تریلیون بار پر جرم تر از خورشید است.

تخمین های قبلی، جرم کهکشان را 750 میلیارد تا 2 تریلیون بار پر جرم تر از خورشید پیش بینی می کردند. اخیرا، محققان به رقمی بهتر دست یافته اند.

اکنون اخترشناسان روشی بسیار بهتر را به کار برده اند و به این نتیجه رسیده اند  که جرم کهکشان ما اندکی کمتر از 1 تریلیون جرم خورشیدی است.
 
جرم کهکشان ترکیبی از جرم ستاره ها، گاز، غبار و ماده تاریک است. تخمین اخیر بر پایه ستارگان نمونه موجود در هاله کهکشان استوار بود، در حقیقت به صورت نسبی، ستارگانی پراکنده و کروی در قرص کهکشانی انتخاب شدند.
 
به گزارش سايت نجوم، سرعت ستارگان در هاله کهکشان نشان دهنده جرم آن است و این موضوع به اخترفیزیکدانان اجازه می دهد تا مقدار گرانش لازم برای پایدار ماندن ستاره ها در مدارشان را محاسبه نمایند. یکی از اخترشناسان چینی می گوید:" کهکشان ما لاغرتر از تصورات فبلی است." او همچنین افزود:" این بدان معنی است که کهکشان ما ماده تاریک کمتری نسبت به باورهای پیشین دارد. همچنین راه شیری مکانی مناسب برای تبدیل هیدروژن به هلیوم در ستارگان است".

داده های اخیر نقشه برداری دیجیتال سولان به انجام رسیده است.این پروژه کمکی برای درک بهتر کهکشان راه شیری است. یکی دیگر از اخترشناسان می گوید:" اندازه گیری جرم راه شیری بسیار دشوار است، به دلیل آنکه ما درون این کهکشان قرار داریم. اما عددی که برای جرم به دست می آید بسیار مهم است. چرا که اگر بخواهیم شکل گیری راه شیری را بررسی کنیم و آن را با کهکشان های دور دست مقایسه کنیم، جرم کهکشان جزئی پایه ای محسوب می شود."
 
تخمین قبلی بر پایه بررسی 500 جرم یا کمتر استوار بود اما روش جدید بر پایه داده های 2400 ستاره قرار دارد.

تصاویر ارسالی کاسینی از زحل

در سفری 4 ساله با فضاپیمای کاسینی همراه شوید و زیباترین عکس‌های این فضاپیما را از زحل و منظومه‌ی زیبای اطراف آن‌ ببینید.

حدود 4 سال از ماموریت فضاپیمای کاسینی-هویگنس می‌گذرد. سفر کاسینی و همراهش، هویگنس، به زحل 7 سال به طول انجامید. پس از رسیدن به زحل، هویگنس از کاسینی جدا شد و روی سطح تیتان، بزرگ‌ترین قمر زحل فرود آمد. به لطف داد‌ه‌های کاسینی و هویگنس، آن‌چه امروز از منظومه‌ی زحل می‌دانیم بسیار بیش‌تر از گذشته است.

آن‌چه در ادامه‌ می‌بینید تصاویری برگزیده‌ از چند هزار تصویری است که کاسینی در طول ماموریت خود به زمین فرستاده است. تصاویری شگفت‌انگیز از زیبایی‌های زحل، حلقه‌ها و قمر‌های آن.

توجه: حجم تصاویر حدود 1 مگابایت است و بارگذاری آن با اینترنت کم‌سرعت اندکی زمان می‌برد. 

 

 خورشیدگرفتگی از دید کاسینی، در این تصویر خورشید پشت زحل قرار دارد و حلقه‌ها به خوبی نمایان هستند.

تصویر 1: خورشیدگرفتگی از دید کاسینی، در این تصویر خورشید پشت زحل قرار دارد و حلقه‌ها به خوبی نمایان هستند
ادامه نوشته

2 تا عکس توپ نجومی

بازهم مطلبی درباره ی یوفو(اعتراف کلیسا)

جام جم آنلاين: در سال‌هاي پس از رنسانس علمي تاكنون معادله بزرگي ميان جوامع علمي و كليساي كاتوليك در جريان بوده است. علم غربي كه مدت يك هزاره خود را در زير فشار سختگيري‌هاي حكومت واتيكان مي‌ديد احساس كرد در شرايط جديد مي‌تواند آزادانه حركت كند. اثبات دستاوردهاي علمي جديد نيز جايگاه دانشمندان را ارتقا مي‌داد و جوامع علمي نيز هربار كه كليساي كاتوليك قصد داشت وارد حوزه علوم شود داستان‌هاي قرون وسطي و محاكمه گاليله و امثال او را به ياد كليسا مي‌آوردند.
از حدود 28 سال پيش و با انتخاب پاپ ژان پل دوم به مقام پاپي، تلاش‌هاي زيادي در خصوص آشتي علم و كليسا برداشته شد كه عفو گاليله يكي از نقاط عطف آن بود اما اين مواجهه در زمان جانشين او پاپ بنديكت شانزدهم بار ديگر بالا گرفت، اما هفته پيش پدر گابريل فوئز، رئيس رصدخانه واتيكان و مشاور علمي پاپ بنديكت در گفتگويي با هفته‌نامه لابزرو دروم كه روزنامه نيمه رسمي واتيكان محسوب مي‌شود، مطالبي را بيان كرد كه نوعي انقلاب در زمينه علمي واتيكان محسوب مي‌شود، او وجود موجودات فرازميني را پذيرفت.

اين پذيرش پس از آن به دست آمد كه واتيكان و دانشمندان مناقشه‌اي چند قرنه را پشت سرگذاشته‌اند، مناقشه‌اي كه هنوز هم ادامه دارد و احتمالا هيچگاه به پيروزي يك سوي ماجرا ختم نخواهد شد.

35كيلومتر دورتر از شهر رم و ميدان سنت پيتر در منطقه‌اي ييلاقي و مشرف به درياچه‌اي زيبا، قصر گاندالفو برفراز تپه‌اي كم ارتفاع قرار گرفته است.

اين قلعه يكي از اقامتگاه‌هاي پاپ به شمار مي‌رود و بسياري از ملاقات‌هاي مهم پاپ و كاردينال‌هاي ارشد در اين قلعه قديمي صورت مي‌گيرد، اما از زمان پاپ پيرس يازدهم در دهه 1930 بود كه به‌دستور او تجهيزات رصدخانه واتيكان به همراه مجموعه ارزشمندي از آثار علمي نجومي به اين اقامتگاه تابستاني پاپ منتقل شد.

تجهيزات جديدي به مجموعه رصدخانه واتيكان در گندالفو اضافه شد و اگر چه امروز واتيكان در جايي بسيار دورتر (ايالت آريزوناي امريكا) صاحب يكي از مدرن‌ترين مراكز تحقيقات ستاره‌شناسي (VoRco) است، اما مجموعه با ارزشي كه در گندالفو نگهداري مي‌شود، جايگاه بار ارزشي به آن داده است.

در كتابخانه اين قلعه كه درهاي آن تنها تحت شرايط بسيار خاص و براي افراد عادلي رتبه‌ باز مي‌شود مجموعه‌اي از دست‌نويس‌هاي بسيار ارزشمند كه در فهرست كتاب‌هاي ممنوعه واتيكان قرار دارند نگهداري مي‌شود. 22 هزار جلد كتاب دست‌نويس‌هاي منحصر به فردي از دانشمنداني چون كپرنيك، گاليله، نيوتون، كپلر، تيكو براهه، كلاويوس ويچي و تعداد زيادي از نسخ علمي دوران اسلامي در آنجا نگهداري مي‌شود.

اين مركز علمي مهم شاهد رويدادهاي غريبي بوده است، اما شايد نه پاپ گريگوري سيزدهم كه دستور ساخت رصدخانه در ميدان سنت پيتر را داد و نه پاپ يبوس يازدهم كه رصدخانه را به گندالفو منتقل كرد هيچگاه فكر نمي‌كردند روزي سرپرست اين مركزي كاتوليكي سختي به زبان آورد كه در چند قرن قبل كليسا افرادي را براي به زبان راندن آن حرف‌ها زنده در آتش سوزانده بود.

اگر به قرن 17 برگرديم متوجه مي‌شويم كه كليساي كاتوليك آن دوران با امروز تفاوت‌هاي فراواني داشت و اجازه ابراز هيچ نظري كه در تضاد با آموزه‌هاي رسمي آن باشد را نمي‌داد و اوج اين دوران عصر تفتيش عقايد (Inquisition)  بود، اين دادگاه به بررسي در ريشه عقايد افراد در حوزه‌هاي مختلف از جمله حوزه‌هاي علمي مي‌پرداخت و اگر تضادي با آموزه‌هاي كليسا مي‌يافت صاحب آن را تكفير مي‌كرد و مجازاتي دردناك منتظر آنها بود، هزاران نفر در آن سال‌ها به دليل محكوم شدن در دادگاه‌هاي تفتيش عقايد زنده در آتش سوزانده شدند و يكي از بحث‌برانگيز‌ترين سوژه‌ها مسائل كيهان‌شناسي و نجومي بود.

كليساي كاتوليك كه آن دوران خود را در مركز عالم مي‌ديد به مدل جهاني بطلميوس اعتقاد داشت كه زمين را در مركز عالم مي‌ديد و به سختي از آن دفاع مي‌كرد و در برابر هر صداي مخالفي مقاومت مي‌كرد. داستان محكوميت گاليله يكي از جنجال‌برانگيزترين نمونه‌هاي تاريخي اين رويارويي است. گاليله كه 400 سال قبل با رصد تلسكوپي آسمان شواهد تجربي به رد نظريه زمين مركزي يافته بود كه حرف‌هاي كپرنيك و كپلر را تاييد مي‌كرد و زمين را از مركزيت عالم به كناري انداخت.

شايد انتشار چنين عقيده‌اي جايگاه مركزي و محوري كليسا را نيز با  چالش مواجه مي‌كرد. گاليله به دليل نگراني از رفتار كليسا نتايج خود را منتشر نكرد تا زماني كه يكي از دوستان او به نام پاترن باربرياني با نام اوربان هشتم به مقام پاپي، گاليله نيز اثر خود به نام گفتگو در باب 2 روايت درخصوص جهان را كه در سال 1632 منتشر كرد اما او بيش از اندازه به نفوذ دوست خود اميد بسته بود، مركزيت عالم موضوع شوخي‌برداري نبود و گاليله را به پاي ميز محاكمه تفتيش عقايد كشاند.

توبه ظاهري گاليله جان او را نجات داد و تبعيد خانگي او را به همراه داشت. اما روح او هرگز مورد بخشش قرار نگرفت و او به دليل اثبات خورشيد مركزي گناهكار شناخته شد. اما 30 سال قبل از انتشار گفتگو، كليسا دانشمند ديگري را كه حاضر به توبه نشده بود از دادگاه تفتيش عقايد به هيمه برافروخته در ميدان شهر فرستاده شد تا زنده سوزانده شود.

جوردانو برونو، كشيش ايتاليايي بود كه عقايد نوآورانه زيادي را مطرح مي‌ساخت او هم همانند كپرنيك به نظام زمين مركزي عالم انتقاد داشت كه خورشيد بايد در مركز منظومه شمسي باشد اما او اعتقاد كفرآميز ديگري نيز داشت و آن مربوط به اعتقاد برونو به امكان وجود جهان‌هاي ديگر و امكان وجود حيات در آنها بود، برونو نمي‌توانست بپذيرد كه انسان تنها موجود زنده كل عالم باشد و اين يكي از دلايل اصلي بود كه در دادگاه تفتيش عقايد روم بر عليه برونو مورد استدلال قرار گرفت و در نهايت در 17 فوريه 1600 در آستانه قرن جديد در ميدان شهر سوزانده شد.

بعد از رنسانس نبرد آشكار عالمان و كليسا به لايه‌هاي پنهان‌تري منتقل شد اما همچنان ادامه يافت، پاپ ژان پل دوم كه وظيفه خود را آماده كردن كليساي كاتوليك براي ورود به هزاره جديد مي‌دانست، سعي كرد حتي‌الامكان تنش‌هاي جهان ايمان مسيحي و دانش‌ نوين را كم كند. به همين دليل در گندالفو ميزبان برخي از سرشناس‌ترين كيهان‌شناسان چون هاوكينگ شد تا نظريات جديد را بشنود.

اگرچه پاپ حاضر نشد هيچ‌‌گاه روش‌هاي تحقيقاتي مدرن پزشكي چون استفاده از سلول‌هاي بنيادي را نپذيرفت. اما در سال 1979 كميسيوني از رياضيدانان، كاردينال‌ها، مورخان و اخترشناسان را تشكيل داد تا روند دادگاه گاليله را بار ديگر مورد بررسي قرار دهند. نتيجه اين بررسي‌ها كه 13 سال به طول كشيد در حكم اول نوامبر 1992 به نتيجه رسيد ، در اين بيانيه كه با مهر مقام پاپي منتشر شد پس از 360 سال و در عصري كه ماهواره‌هاي فضايي در مرزهاي منظومه شمسي قرار داشتند حكم محكوميت گاليله را نقض و حكم بر بي‌گناهي گاليله داد اما بر درستي اقدام كليسا در آن دوره نيز تاكيد كرد.

با درگذشت ژان پل دوم و در پي اجلاس مخفي‌ كاردينال‌ها ساعت 19/18 روز سه‌شنبه 30 فروردين 84 كاردينال جوزف راينزيگر با لقب بنديكت شانزدهم به مقام پاپي رسيد. او كه اكنون 81 سال سن دارد و به 10 زبان زنده دنيا سخن مي‌گويد و بسياري اميدوار بودند  حضورش جهش ديگري به سوي علم باشد اما رويدادها مسير ديگري را رفت.

قراردادن تحقيقات پزشكي سلولي و روش‌هاي پيشگيري از بيماري‌هاي جنسي در فهرست گناهان جديد و دفاع از محاكمه و محكوميت گاليله از سوي بنديكت خشم مجامع علمي را برانگيخت به طوري كه در ابتداي سال‌جاري و زماني كه پاپ مي‌خواست براي مراسم آغاز سال تحصيلي به دانشگاه رم برود، دانشجويان دست به اعتراض زدند و مانع سخنراني و حضور او شدند.

اما واتيكان بار ديگر همگان را شگفت‌زده كرد و در حالي كه همگان گمان مي‌كردند با كليساي سرسخت‌تر از ژان پل مواجهند روزنامه لا آبذر ويتور، رومانو كه ارگان نيمه‌رسمي واتيكان محسوب مي‌شود گفتگويي را با كشيش 45 ساله واتيكان و رئيس رصدخانه واتيكان كه مشاور علمي پاپ بنديكت نيز به حساب مي‌آيد منتشر كرد.

پدر گابريل فونز در اين گفتگو براي نخستين بار در تاريخ كليسا و برخلاف همه نظرات قبلي و حتي سوزاندن دانشمندان، اعلام كرد باور به وجود حيات فرازميني در مريخ يا نقاط ديگر كيهان تقابلي با باورهاي كاتوليكي ندارد و حتي ممكن است تمدن‌هاي هوشمندانه ديگري وجود داشته باشندكه از گناه نخستين مبرا باشند.

عنوان اين گفتگوي جنجال‌برانگيز به نام «فرازميني‌ها برادر من هستند» موجي از حيرت را ايجاد كرد. كليساي كاتوليك بر مبناي قوانين فقهي سختگيرانه‌اش انسان را در مركز عالم و آفرينش مي‌داند و نمي‌توانست حضور حيات در نقاط ديگر را بپذيرد، بورتو و دهها نفر ديگر به دليل اين اظهارنظر سوزانده شده بودند.

بسياري از كارشناسان اميدوارند اين اظهارنظر رسمي واتيكان آغازي براي آشتي بيشتر ميان علم و كليساي كاتوليك باشد و راه را به سوي تفاهم بيشتر باز كند. شايد اين تغيير اساسي كه دست كمي از پذيرش مدل زمين مركزي و انقلاب كپرنيكي در تاريخ علم  ندارد، بتواند كليسا را به اين سوي ببر كه در حل مشكلاتي نظير شيوع ايدز در آفريقا و تلاش براي افزايش ضريب سلامت مردم و تحقيقات پزشكي نيز، نقش مسوولانه‌تري را بر عهده گيرد برخي ديگر نيز اعتقاد دارند شايد تحولات اخير در حوزه‌هاي فضايي و افزايش احتمال حيات سلولي به مريخ، اقمار مشتري و ديگر نقاط كيهان، كليساي واتيكان را به اقدامي پيشگيرانه وادار كرده است تا زماني كه چنين خبر مهمي اعلام مي‌شود عامه كاتوليك‌ها با بحران اعتقادي مواجه شوند.

به هر حال بايد اين مسير پيوند بيشتر ميان علم و ايمان مسيحي را به فال نيك گرفت. پيوندي كه به رشد هر دو طرف كمك خواهد كرد.

منبع:روزنامه جام جم

کبری 11 توی اسمون!!!!

 

نیمه شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ برای کارکنان برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شبی

 معمولی و خسته کننده بود تا این که تماس های مکرر ساکنان مناطق شمالی تهران آنها را متوجه حضور شی پرنده ناشناسی برفراز شمیران کرد.

 

لحظاتی بعد دو فروند جنگنده اف-۴ پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) در همدان به سمت تهران

ترک می کنند تا درباره پرواز این شی ناشناس تحقیق کنند.

فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس

برفراز تهران و تلاش "ستوان جیم" برای تعقیب آنها خبر دادند.

سی و یک سال پس از این حادثه، سرتیپ دوم خلبان پرویز جعفری که روزنامه ها از او به

 دلایل امنیتی با نام مستعار "ستوان جیم" نام برده بودند، از تهران به واشنگتن سفر کرده تا

به همراه تعدادی از مسوولان رسمی و افسران نظامی نه کشور جهان از دولت آمریکا بخواهد با

 انتشار اسناد طبقه بندی شده بررسی های خود درباره اشیای پرنده ناشناس به تحقیقات بین

 المللی در این باره کمک کند.

این گروه که علاوه بر آقای جعفری شامل فرماندار سابق ایالت آریزونا، مدیر سابق اداره اشیای

 پرنده ناشناس وزارت دفاع بریتانیا و تعدادی از خلبانان آمریکایی و غیرآمریکایی است، هفته

 گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن از دولت آمریکا به خاطر کنار گذاشتن طرح

تحقیقاتی "کتاب آبی" در دهه ۶۰ میلادی انتقاد کرد.

این در حالی است که در هفته های گذشته با مطرح شدن موضوع مشاهده اشیای پرنده ناشناس

 به وسیله جیمی کارتر از روسای جمهور سابق آمریکا و دنیس کوسینیچ از داوطلبان نامزدی

 حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری این کشور، این موضوع دوباره مورد توجه

 رسانه های این کشور قرار گرفته است.

"هواپیمایم از کار افتاد"

پرویز جعفری (ستوان جیم) که در زمان حادثه با درجه سرگردی فرماندهی دو فانتوم اعزامی ا

ز پایگاه شاهرخی را بر عهده داشت، در گفتگو با بی بی سی فارسی در واشنگتن، خاطرات

 خود از وقایع شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ را بازگو کرد.

به گفته سرتیپ جعفری، پس از تماس مسوول برج مراقبت مهرآباد با تیمسار یوسفی، فرمانده

 کشیک نیروی هوایی، دو فانتوم این نیرو از همدان روانه تهران می شوند.

سرنشینان جنگنده اول پس از نزدیک شدن به شی پرنده ناشناس برفراز تهران متوجه از کار

افتادن آلات دقیق و وسایل ارتباط رادیویی خود می شوند و مجبور به برگشت به پایگاه شاهرخی

 می شوند.

در این حال، آقای جعفری که به همراه سروان دمیریان، خلبان دوم خود به فاصله ده دقیقه پس

 از هواپیمای اول پایگاه را ترک کرده بود، سعی می کند با نزدیک شدن به شی ناشناس، با

 چشم و به وسیله رادار آن را ارزیابی کند.

آقای جعفری مشاهدات خود از این شی را این طور بیان می کند: "حرکت های خیلی سریع می

کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری

قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد.

این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت."

با نزدیک شدن جنگنده اف-۴ به فاصله ۴۰ کیلومتری شی پرنده ناشناس که به سمت بیابان

های جنوب تهران در حال حرکت بود، جسم نورانی کوچکی از آن جدا می شود و به سمت

هواپیمای ایرانی حرکت می کند.

سرتیپ جعفری در این باره می گوید: "من فکر کردم موشکی به سمت من شلیک شده و سعی

کردم با موشک حرارتی آن را هدف قرار دهم. ولی وقتی موشکم را انتخاب کردم، متوجه از کا

ر افتادن آلات دقیق و خاموش شدن همه چراغ ها بر روی صفحه مقابلم شدم. در آن لحظه آلات

دقیق شروع به نوسان کردند و ارتباط رادیویی هم از کار افتاد."

آقای جعفری درباره احساس خود در آن لحظه می گوید: "هم حس کنجکاوی داشتم و هم این که

 با گذشت زمان وحشت برم داشت."

با ادامه حرکت جسم نورانی به طرف جنگنده اف-۴، آقای جعفری تصمیم می گیرد در صورت

نزدیک تر شدن آن، به بیرون بپرد ولی با فاصله گرفتن هواپیما از شی پرنده ناشناس اصلی، جسم نورانی به سوی سفینه اصلی بر می گردد.

در این حال، به گفته آقای جعفری به او دستور فرود در تهران داده می شود و همزمان جسم

 نورانی دیگری از شی ناشناس جدا می شود و با سرعت بالا به دور جت اف-۴ حرکت می کند.

تعقیب و گریز برفراز تهران

پرویز جعفری می گوید هنگام پرواز به سمت مهرآباد،ناگهان متوجه حرکت یک شی ناشناس دیگر از شمال تهران به سوی خود می شود.

" یک چیزی از ارتفاع خیلی پایین از بالای سر من رد شد. این یکی خط کش مانند بود و مانند شی ناشناس اول گرد نبود."

پرویز جعفری هنگام فرود متوجه حرکت جسم نورانی دیگری از شی پرنده ناشناس اصلی به

 سمت زمین در منطقه کهریزک می شود و با گزارش این موضوع بار دیگر ماموریت پیدا می کند به سمت آن حرکت کند.

با نزدیک شدن مجدد جت اف-۴ به شی پرنده ناشناس، آلات دقیق و رادار آن بار دیگر از کار

می افتد و در نهایت مجبور به بازگشت به فرودگاه مهرآباد می شود.

آقای جعفری با اشاره به وقایع آن شب می گوید علاوه بر مسوولان ایرانی، آمریکایی ها هم به

 این موضوع کنجکاوی نشان دادند و اسناد خود درباره آن را تا سال ها به حالت طبقه بندی شده نگهداری می کردند.

به گفته سرتیپ جعفری، اسنادی که به تازگی منتشر شده نشان می دهد یکی از ماهواره های

نظامی آمریکا پرواز شی پرنده ناشناس برفراز تهران را ردگیری کرده بود.

پس از فرود هواپیمای آقای جعفری در تهران، او به همراه سروان دمیریان و دو خلبان اف-۴

دیگر مورد آزمایش پزشکی قرار گرفتند و هواپیماهای آنها از نظر آلودگی رادیواکتیوی بررسی شد.

به گفته آقای جعفری، آزمایش های پزشکی به طور متناوب برای ماه ها ادامه داشت و هیچ

مورد غیرطبیعی در بدن او و سایر خلبانان مشاهده نشد.

پرویز جعفری پس از این حادثه به خدمت در نیروی هوایی ایران ادامه می دهد و در سال

۱۳۶۸ با درجه سرتیپ دومی بازنشست می شود.

سروان دمیریان در جریان جنگ هشت ساله کشته شد.

تحلیلی بر نظریه های تشکیل ابر نو اختر

آیا نظریه های موجود درباره ی شکل گیری انفجار های ابر نواختری قابل استنادند و یا باید مورد تجدید نظر قرار بگیرند؟ علل تعدد نظریه برای این پدیده ها یک کج فهمی علمی است  یا ریشه ای بنیادی دارد؟ این سوالاتی است که سعی داریم در ادامه به آنها پاسخ دهیم.

انفجارات ابر نواختری به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند. بیشتر این انفجارات از نوع دوم محسوب شده که ستاره ی مادر آنها دارای جرمی بیش از 8 برابر جرم خورشید ماست. این ستاره ها علاوه  بر آن که زندگی کوتاهتری را نسبت به سایر ستارگان تجربه می کنند، مراحل نموشان نیز با سرعت بیشتری طی می شود و آن هنگام که زمان مرگشان فرا می رسد خالق انفجاری هسته ای می شوند که اختر شناسان را از گوشه و کنار جهان متوجه خود ساخته و فرصتی را جهت آزمایش آموخته ها و پیش بینی هایشان، مهیا می سازد. وقتی تمام انرژی این ستاره ها به مصرف رسید هسته شان متلاشی می شود و نیروی گرانش بسیار زیاد هسته، باعث انبساط ستاره و سر انجام انفجار لایه های بیرونی آن می شود و در پایان کارشان، ستاره ای نوترونی یا یک سیاهچاله ی غول پیکر از خود باقی میگذارند. اما گونه ی اول از انفجارها که کمتر هم مشاهده می شوند، دارای اجداد متفاوتی نسبت به انواع دیگر خود هستند که معمولا از یک کوتوله ی سفید بسیار پیر و دارای ابعادی حدود هسته ی خورشید ما یا سایر ستارگان جوان تشکیل می شوند. این ابر نو اخترها که در بیشتر موارد از عناصر کربن و اکسیژن ساخته شده اند، در واقع از همجوشی هسته ای هیدروژن و هلیم در روزهای پایانی عمر کوتوله سفید تشکیل می شوند. در این کوتوله ها مواد تحت نیروی بسیار بزرگ گرانشی متراکم شده و به حالت فوق غلیظ یا انحطاط می رسند که در واقع کوچکترین حالت مشاهده شده برای یک مجموعه اتم است. در این حالت انرژی کوانتمی ذرات نیز در مقدار کمینه ی خود قرار می گیرد. در همین رابطه پروفسور سوبراهمانییان چاندرازخار (که نام رصد خانه ی پرتو ایکس ناسا، چاندرا، از نام او گر فته شده) ثابت کرد که بیشترین فشار متقابل در برابر نیروی گرانش که از طرف الکترون وارد می شود دارای یک بیشنه است. این حد که بعدها به حد انحطاط  چاندرازخار معروف شد، نشان داد که بیشترین جرمی که یک کوتوله ی سفید می تواند تحمل کند 1.44 برابر جرم خورشید است و بیشتر کوتوله ها هم جرمی بسیار کمتر یعنی درحدود 0.5 الی0.6 برابر جرم خورشید ما را دارا هستند. این حجم عظیم انرژی رفته رفته به عاملی برای از کار افتادن سیستم سوختی ستاره تبدیل شده و در واقع باعث مرگ تدریجی و سرد کوتوله می شود. ولی چیزی که در سیستم های چندتایی کوتوله ها مشاهده شده کمی متفاوت است.

  

«برای دیدن جزئیات روی عکس کلیک کنید»

 

اگر یکی از همدم ها به اندازه ای بزرگ باشد که شرایطش به حد چاندرازخار نزدیک شده باشد، دما و چگالیش با سرعت قابل توجهی افزایش می یابد و باعث جریان یافتن چرخه ی کربن- کربن میشود. در همین هنگام همدم ستاره که تا کنون تاثیر قابل توجهی در روند زندگی ستاره نداشته است، با تبدیل شدن به یک غول سرخ و یا ستاره ای ابر پرجرم ،خود را برای مراحل پایانی زندگی آماده می کند و دچار تغییری بنیادی می شود که آینده ی ستاره را به کلی دست خوش تغییر خواهد کرد. کربن و اکسیژن به عناصر سنگین تری مثل سیلیکون، گوگرد، کلسیم، آهن، نیکل و کبالت تبدیل می شود و همین تعدد عناصر تشکیل دهنده، ستاره ای را که به سمت ابر نو اختر نوع یک حرکت می کرد، در حد یک ابر عظیم گاز نگه می دارد. نظریه های مختلفی برای آینده ای این منظومه ها مطرح شده است اما سرانجام بعد از یک دهه تلاش، جرقه ی حل این مسئله  نیز روشن شد.

همان طور که گفتیم ستاره ی همدم، هیدروژن و احتمالا هلیم خود را در طی جریانی از مواد بین دو جرم به کوتوله ی سفید منتقل می کند. بعد از گذشت زمانی نسبتا طولانی جرم موجود در کوتوله از حد چاندرازخار افزایش می یابد، در همین لحظه جریان مواد قطع شده و کوتوله با انفجار ابر نو اختری از نوع یک به زندگی خود پایان می دهد و همدمش نیز ناچار است باقی عمر خود را مثل یک ستاره ی کوچک و عادی ادامه دهد.

اما راه دوم: ممکن است فاصله ی غول ستاره ای ما از آنچه برای تبادل مواد لازم است بیشتر باشد یا گرانش ستاره به حد کافی بالا باشد که از فرار لایه های سطحی جلوگیری کند. این مشکل حل نشده ماند تا نوابر سال 2002، در این سال یک کهکشان گمنام در صورت فلکی حوت توجه همگان را به خود جلب کرد. ابر نو اختری موسوم به 2002 IC دراین صورت فلکی درخشش خود را آغاز کرد و با روشنایی چند برابر ابر نو اختر های معمولی نور افشانی نمود ولی باز هم از نوع دوم این انفجارها به شما می آمد. بعد از بررسی طیف آن ستاره در نور مرئی نوار ضخیمی از فلزات سنگین از قبیل سیلیکون و آهن مشاهده شد و این در حالی بود که تنها عناصر کربن و اکسیژن پدیدآورندگان کوتوله ها محسوب می شدند.

مارییوهاموی از مرکز تحقیقات کارانگی و همکارش متوجه شدند که همدم این کوتوله ها که غول های معمولی یا از رده ی ای جی بی هستند، مانند سایر ستارگان می میرند و بنابر این بعد از مرگ آنها تنها چیزی که باقی می ماند یک سحابی سیاره نما است و در مر کز این سحابی یک کوتوله ی سفید ایجاد می شود که باز هم به دور همدم خود می گردد اما این بار در سامانه ای کوتوله ای. آنان با مقایسه ی حدسیات خود و سوپرنوای 2002 IC دریافتند که همدم این کوتوله ها مانند حالت قبل شروع به از دست دادن جرم می کند وبا رسیدن به حد چاندرازخار همان مراحل را طی میکنند. بعد از چند سال در سال 2005سوپرنوای مشابه نوع اول در کهکشان ان جی سی 1371 روی داد که 2005 KA نامیده شد و رصد خانه ی فضایی ناسا موسوم به سوئیفت که در سال 2004 آغاز به کار کرده بود موج بلندی از پرتوهای ایکس و امواج فرابنفش را از آن سوپرنوا آشکار کرد که نشان می داد این ابر نواختر توسط لایه ای از غبارهای هیدروژنی پوشیده شده است. اما چرا در سوپرنوای 2002 IC کوچکترین نشانه ای از هیدروژن ثبت نشده بود؟ به نظر اندرو هاول از دانشگاه تورنتو علت مشاهده نشدن هیدروژن عدم وجود آن نیست. در منظومه های تکی بعد از انفجار، شدت نورهای ساطع شده آن قدر زیاد است که تشخیص عناصر محدود درآن غیر ممکن به نظر می رسد ولی در نمونه ی 2002 نیز هیدروژن ولو در اشکال مختلف وابتدایی وجود نداشته است.

بعد از چند وقت عکس هایی توسط لیوییو از دانشگاه آدام ریس منتشر شد که در آن قسمتی از کوتوله توسط همدمش پوشیده شده بود. با توجه به این مشاهده احتمال می رود که ستاره ی همدم بعد از انفجار، از خود دو هسته باقی می گذارند که هسته ی اول متعلق به خود ستاره، و دومی همان کوتوله ای است که توسط همدمش بلعیده شده. این دو کوتوله ی سفید دچار گردشی پایدار و ابدی به دور یکدیگر شده و مدتی بعد آنقدر فاصله شان کم می شود که به درون هم فرو ریزش می کنند و کاملا نا گهانی از حد پایداری چاندرازخار گذشته و سوپرنوایی را به وجود می آورند.

نظریه ای که تاکنون مطرح شد قابل قبول ترین توجیهات موجود برای این پدیده هاست ولی اگر این موضوع درست باشد یک تناقض جزئی مطرح می شود. با توجه به مشاهدات دانشمندان تاکنون بر این باور بودند که درخشش انفجارات به سرعت کاهش می یابد. این مطلب برای جرقه های کوچک و مصنوعی مثل آتش بازی ها یا بمب ها درست است ولی انفجارات ستاره ای به گونه ی دیگری ایجاد می شوند. با وجود آنکه انفجارات ستاره ای خود به خود است در خششی شدید ایجاد می کنند که ضربان اصلی و به عبارت بهتر پالس انفجار، در لحظات بعدی توسط ابزارهای رادیویی به ثبت می رسند. در نوع 1A ،کربن طی مراحل همجوشی به نیکل 56 تبدیل می شود. این انحطاط بعد  از مدت 6.1 روز به کبالت56 تبدیل شده و ظرف کمتر از دو هفته به اوج نور افشانی خود در طول عمرش می رسد. کبالت هم بعد از 77 روز جای خود را به ایزوتوپ 56 آهن می دهد.

کوتوله ی سفید کربن و اکسیژن که تنها0.6 تا 0.7برابرجرم خورشید را داشت و در مرحله ی نیکل سوزی بود، منفجر شد و تمامی شواهد نشان داد که باید جزء انفجارات نوع 1A قرار بگیرد ولی درخشش زیادش پذیرش این موضوع را با مشکل مواجه می کرد. این موضوع درهاله ای از ابهام باقی ماند تا کشف ابرنواختر 2004 FG که نه تنها ویژگی های ابر نواختر قبلی را حفظ کرد بلکه انتقال به سرخی معادل 0.244 داشت و از کهکشان ما فقط یک توده ی مه آلود بود که 3 میلیون سال نوری با ما فاصله داشت و جرقه اش هم 1.3 اندازه ی خورشید و حامل طیف نیکل 56 بود.

آیا ممکن است مواد تشکیل دهنده ی کوتوله در طی فرآیند همجوشی جای خود را به نیکل دهند؟ خیر؛ با توجه نظریات هاول و همکارش مارک سولیوان از دانشگاه تورنتو که در واقع گزارشی از شکل گیری 2006 FG بود و در مجله علمی نیچر(Nature) هم به چاپ رسید، انفجار در رده ی طیف مرئی و از نوع اول بوده که شامل عناصر سیلیکون ،گوگرد و کلسیم نیز می شده است. در عوض منجمان مطمئن اند که انفجار از یک کوتوله سفید با جرمی دو برابر خورشید بوده که 50 درصد از حد چاندرازخار نیز پیشی گرفته بود. رصدهای این کوتوله هم نشان داد که با شتابی کمتر ازحد معمول منفجر می شود و گرانش بیشتری از کوتوله های سفید معمولی به لایه های خارجی وارد می کند. آیا این سوپرنوا یک فرا چاندرازخار و یک استثناست؟

در ماه آگوست نظریه ای توسط هاول و گروهش از جمهوری چک مطرح شد که بلافاصله باجبهه گیری مجامع مهم نجومی به ویژه گردهمایی سه ساله اخترشناسان مواجه شد. او در نظریه خود حد چاندرازخار را به 2.1 برابر جرم خورشید افزایش داد و اثبات کرد که کوتوله ی سفید 1.4 برابر خورشید کاملا عادی و مهتمل است. ولی با وجود اثبات های ظاهرا قابل قبول، پذیرش این امر نامحتمل به نظر می رسید و انقلابی را در ستاره شناسی پی ریزی می کرد.

به گفته یووزلی از دانشگاه سانتا کروز کالیفرنیا و دانیل کاسن از جان هاپکینز، ما تا کنون نمونه های متعددی از سوپر نوا ها را بررسی کرده ایم و با رسم جدول داده ها واحتمالات وجود چنین کوتوله های سفیدی که از حد 1.4 برابر تجاوز کنند را تقریبا منتفی می دانستیم و توانسته بودیم مدلی را برای درخشش های بالا مطرح کنیم. ولی قادر به توجیه نیروی کم خروج از مرکز 2004 FG نبودیم در حالی که می دانستیم نیکل-56 بیشتر به معنی انفجار بزرگتر وشتاب بیشتر است.

به هر حال بزرگترین سوال مطرح، علت ادامه ی چرخش  کوتوله ها به دور قطب هایشان در طی افزایش جرم و تبادل ماده برای رسیدن به 2 برابر جرم خورشید است و توجیه منطقی آن توسط تئوری های گوناگون بررسی شده. حتی اگر تئوری اخیر درست باشد ممکن است تعریف موجود درباره ی سوپرنوا و انواع آن مخصوصا 1A را به چالش بکشد. البته ممکن است موضوع به این پیچیدگی ها هم نباشد و توجیه بسیار ساده و واحدی نیز وجود داشته باشد.

نیروگاهها

گفتم بعد از یه مدت درباره ی فیزیک مطلب بذاریم:

انواع نيروگاه‌هايی كه در سطح جهان به امر توليد برق اشتغال دارند عبارتند از: 1. نيروگاههای بخاری 2. نيروگاههای آبی 3. نيروگاههای گازی 4. نيروگاههای سيكل تركيبی 5. نيروگاههای اتمی 6. نيروگاههای خورشيدی 7. نيروگاههای بادی 8. نيروگاههای پمپ ذخيره ای 9. نيروگاههای جذر و مدی دريا 10. نيروگاههای زمين گرمايی ( ژئوترمال) 11. نيروگاههای موجی (موج دريا) 12. نيروگاههای ديزلی 13. نيروگاههای مگينتوهيدروديناميكMHD 14. نيروگاههای بيوماس 15. و… به طوری كه از نام اين نيروگاهها بر می‌آيد هريك ازآنها برای توليد برق، فن آوری ويژه ای دارند كه درجای خود توضيح خواهيم داد. در حال حاضر انواع نيروگاههايی كه در كشور ما ايران دردست بهره برداری قراردارند عبارتند از: نيروگاههای آبی، گازی، ديزلی، بادی، خورشيدی، سيكل تركيبی و به زودی نوع اتمی آن نيز شروع به كارخواهد كرد. ولی قبل ازاينكه وارد بحث نيروگاهها، توليد، انتقال و توزيع برق شويم، بهتراست كمی درباره كاربردهای گوناگون انرژی ها و تبديل آنها به انرژی برق و روشهای توليد آن سخن بگوييم. استفاده از انرژيهای خدادادی موجود درطبيعت، هميشه مورد نظربوده است. مطالعات گوناگونی برای تغيير شكل انرژی، به طوری كه به كارگيری آن ساده باشد، صورت گرفته است. حاصل اين كوشش ها، انرژی الكتريكی است كه ازتبديل ساير انرژی ها به دست می آيد. امروزه يكی ازمهم ترين شكل های انرژی كه درتمام جهان مود استفاده قرار می گيرد ، انرژی برق است. همان طور كه دركتاب های علوم خوانده ايم، انرژيها قابل تبديل به يكديگرند. مثلاً انرژی مكانيكی را می توان به انرژی الكتريكی تبديل كرد. به همين ترتيب انرژی شيميايی و حرارتی را و برعكس. عوامل زيرسبب می شوند كه استفاده ازبرق ساده تر و راحت تر از ساير انرژيها باشد: 1. برق را می توان به سهولت از نقطه ای به نقطه ديگر انتقال داد. به عنوان مثال توسط دو رشته سيم انرژی الكتريكی به خانه ما راه می يابد. 2. كاركردن با برق ساده تر است. 3. دستگاههای متعددی می توان ساخت كه با برق كار كنند. 4. درتبديل انرژی الكتريكی به انرژيهای ديگرمواد زايد ايجاد نمی شودو… انرژی الكتريكی كاربردهای گوناگونی دارد كه اهم آنها عبارتند از: مصارف صنعتی تقريباً بيش از نصف برق توليدی برای رفع احنياجات صنعتی به كار می رود. موتورهای الكتريكی در اندازه های كوچك و بزرگ چرخ صنايع را به حركت درمی آورند. الكترومغناطيس های بزرگ در جرثقيل ها كار جابه‌جا كردن قطعات بزرگ فلزی را به عهده دارند. كاربرد در كشاورزی اگر شما فرزند يك كشاورز باشيد می توانيد بسياری از كاربردهای برق درمزارع را نام ببريد. می دانيم تا چندی قبل بسياری از كارهای مزرعه توسط كشاورزان و خانواده های آنان با كمك حيواناتی مثل اسب انجام می شد. اينك چه تغييری پيدا شده است؟ مواد غذايی با بهای كمتری از نظرهزينه نيروی انسانی تهيه می شود، كشاورزان از وسايل زندگی بهتر استفاده می كنند و انرژی برق در كشاورزی به كار گرفته شده است. برق ـ البته توع خاصی از آن ـ تراكتور كشاورز را راه می اندازد. باراو را حمل می كند. آب را به مزارع و محل مسكونی می رساند. بادبزن های الكتريكی هوای گرم تابستان را خنك می كنند. برق، گرمابخش زمستان سرد است. مانع فاسد شدن مواد غذايی می شود. صنايع غذايی را گسترش می دهد. كاربرد در شهرها شهرها معمولاً 10 درصد برق توليدی را مصرف می كنند. فروشگاهها، خانه ها ،‌ هتلها، مساجد، بيمارستانها،‌ ادارات و ديگرمراكز شهری برق مصرف می كنند. درشهر سيستم هوای مطبوع، هوای ادارات، بيمارستانها، هتل ها و آپارتمان ها را درتابستان خنك و سالم نگه می دارد. يك بيمارستان خوب بدون داشتن دستگاههای برقی نظير اشعة ايكس، آسانسورها،‌ تخت های جراحی‌، دستگاههای استرليزه كردن‌، لامپ های مخصوص و ديگر وسايل نمی تواند خدمت لازم را در اختيار بيماران قرار دهد. روشنايی اماكن و معابر در شب، كه نعمت بزرگی است فراموش نشود. كاربرد درحمل و نقل حمل و نقل زمينی، دريايی، هوايی به صورت پيشرفته امروزی فقط با استفاده از نيروی برق مقدور است. ماشين های سواری، اتوبوس ها، لكوموتيوها، مستقيم يا غير مستقيم از انرژی برق استفاده می كنند. در خطوط كشتيرانی از پختن غذا گرفته تا تهويه هوای كشتی از برق استفاده می شود. هواپيما های مسافربری يا نظامی، روشنايی، گرما، تهويه، كنترل فشار وقدرت خود را توسط نيروی برق تأمين می كنند. كاربرد ارتباطاتی ( مخابرات ) تلگراف، تلفن، راديو و برنامه های فضايی قدرت خود را از برق دريافت می كنند. بدون برق نفوذ به داخل فضا و شناخت ناديده های فضايی و ارتباط با كرات آسمانی امكان پذير نيست. امروزه كشورهای جهان توسط دستگاههای مخابراتی به هم وصل هستند. از ايستگاههای راديويی مختلف می توان اخبار را شنيد. فكر می كنيم همين مختصر توضيح دربارة اهميت صنعت برق و شناخت آن كافی باشد و حال به سروقت روش های توليد برق می رويم و سپس به درون نيروگاه گاه برمی داريم. به طوری كه می دانيم، انرژی الكتريكی قابل ديدن نيست. با وجود اين اطراف ما را پوشانيده است. می توان گفت الكتريسيته همه جا هست. در حقيقت قسمتی از ساختمان تمام مواد طبيعی الكتريسيته است. تنها كاری كه بايد انجام دهيم اين است كه الكتريسيته را از درون مواد بيرون بياوريم و به كارگيريم. همان طور كه گفتيم برق شكلی از انرژی است كه از تبديل ساير انرژی ها به وجود می آيد. دستگاهی را كه ساير انرژی ها را به انرژی برق تبديل می كند، مولد می نامند. پيل، يك مول برق است. اين مولد، انرژی شيميايی را به انرژی الكتريكی تبديل می كند. درباره پيل ( باتری ) دركتاب های علوم به طور مفصل بحث شده است. پيل به دو صورت،‌ پيل خشك و پيل تر موجود است. هريك از شما برای يك بار هم كه شده پيل را به كار برده ايد. پيل خشك برای به كار انداختن وسايل بازی، راديوها، چراغ قوه ها و ضبط صوت ها و گروه ديگری از وسايل الكتريكی مورد استفاده قرار می گيرند. پيل های مزبور در اندازه و شكل های مختلف ساخته می شوند. اين پيل ها پس از مدتی برق آنها تمام می‌شود و ديگر نمی‌توان از آنها استقاده كرد. يكی ديگر از انواع مولدهای شيميايی، انباره يا باتری اتومبيل است كه آن را باتری تر نيز می نامند. از اين باتری های تر امروزه علاوه بر اتومبيل، درمراكز صنعتی و از جمله در داخل نيروگاهها نيز برای موارد اضطراری استفاده می كنند. اين باتری ها طوری طراحی شده اند كه می توانند در دفعات زياد پر و خالی شوند. برقی كه به روشهای مختلف توليد می شود به نام برق جريان مستقيم يا برق D.C برق جريان متناوب A.C نامگذاری شده است . برق D.C مانند يك خيابان يك طرفه است. الكترون ها مانند وسايط نقليه فقط دريك جهت حركت دارند. برق A.C يا برق جريان متناوب در صنعت و مصارف خانگی مورد استفاده قرارمی گيرد. دستگاهی را كه برق A.C توليد می كند، مولد يا ژنراتور می نامند. برحسب اينكه انرژی لازم برای به حركت درآوردن مولد از چه منبعی دريافت شود،‌ مولد را با آن نام می خوانند. مانند نيروگاههايی كه قبلاً انواع آنها را نام برده ايم. به عنوان مثال اگر برای گرداندن مولد، از انرژی حرارتی استفاده شود، مولد را توربوژنراتور حرارتی می گويند كه از جمله آنها توربوژنراتورهای بخاری است. طرز كار اين نوع مولد به اين ترتيب است كه ابتدا آب را به وسيله سوختی مانند زغال سنگ، گاز و مواد نفتی مانند مازوت به بخارتبديل می كنند. بخارتوليد شده پس از عبور از لوله های مخصوص با فشارزياد به پره های توربين برخورد می كند و آن را به گردش درمی آورد. چون محور توربين و محور ژنراتور به هم متصلند، درنتيجه ژنراتور شروع به چرخيدن كرده و برق توليد می كند. مولد برقی كه به وسيلة موتور ديزلی به گردش درمی آيد به نام ديزل ژنراتور ناميده می شود. به همين ترتيب می توان برای توليد برق از انرژی باد، خورشيد، آب و همچنين از انرژی هسته ای استفاده كرد كه دراين باره، هنگام توضيح دربارة كار اين نوع نيروگاهها مفصل تر صحبت خواهيم داشت. يادمان نرود كه دينام دوچرخه هم يك ژنراتور كوچك برق است كه محور آن توسط انرژی پاهايمان هنگام ركاب زدن به حركت درمی آيد و مقداری از انرژی ما به برق تبديل می شود و ما می توانيم در روشنايی لامپ دوچرخه، به حركت خود در شب ادامه دهيم.

Temperature Conditions of a Supernova Recreated in UK Laboratory

Scientists are one step closer to attaining the ultimate goal: producing temperatures high enough to sustain fusion, the reaction that powers our Sun and the possible future for global energy production. Researchers at the Rutherford Appleton Laboratory in Oxfordshire, UK, have attained temperatures higher than the surface of the Sun, 10 million Kelvin (or Celsius), by using a powerful one petawatt laser called Vulcan. This experiment goes beyond the quest for fusion power; generating these high temperatures recreates the conditions of cosmological events such as supernova explosions, and astronomical bodies like white dwarfs and neutron star atmospheres…

This is some awesome research. An international collaboration of researchers from the UK, Europe, Japan and the US have succeeded in harnessing an equivalent of 100 times the world energy production into a tiny spot, measuring a fraction of the width of a human hair. That's a whopping one petawatt of energy (one thousand million million watts, or enough to power ten trillion 100W light bulbs) focused on a volume measuring about 0.0009 metres (9µm) across (I took the value of the diameter of a human hair to be 90µm, as measured by Piezo Technology, in case you were interested). This is a vast improvement on previous tests, where the volume heated measured 20 times less than this new experiment. This feat was achieved through the use of Rutherford Appleton's Vulcan laser.

The petawatt laser was able to attain this vast power by delivering a very short-period pulse onto the target. After all, the planet didn't experience a black out as the laser was switched on, the laser is able to amplify the amount of power available by focusing on a microscopic volume for a short period of time. Vulcan blasted its target with the one petawatt laser beam for a mere 1 picosecond (one million millionths of a second). This may seem miniscule, but this microscopic period of time allowed the target material to be heated to the 10 million Kelvin.

These tests not only allow scientists to study what happens when matter is heated to such extremes, it also paves the way to more powerful lasers fusing the nuclei of hydrogen, deuterium and tritium. Self-sustaining nuclear fusion may then be possible, unlocking a gateway into a huge source of energy. It is conceivable that a future fusion reactor will use a powerful, focused laser to start fusion events, allowing the energy produced by each reaction to power the next. This is the basis of self-sustaining nuclear fusion.

"This is an exciting development - we now have a new tool with which to study really hot, dense matter" - Prof. Peter Norreys, STFC funded researcher and Vulcan scientist.

The Vulcan has some stiff competition though. In the US, the Texas Petawatt laser broke the record for most powerful laser a few days ago, reaching energies in excess of one petawatt. But plans for a bigger UK laser, the Hiper (High Power laser Energy Research), will be even more powerful and is intended to investigate fusion power.

غول پيکرترين هليکوپترهاي دنيا

مقاله اي که مي خوانيد بزرگترين هليکوپترهاي دنيا را معرفي مي کند و همچنين چگونگي دسته بندي هاي معمول را براساس وزن به جاي دسته بندي بر اساس اندازه توضيح مي دهد. اگرچه ابعاد پره ها معمولا مقياس خوبي براي بزرگي و يا کوچکي اندازه يک هليکوپتر است،اما اين ماشين ها اغلب بر اساس بيشترين وزن هنگام برخاستن از زمين دسته بندي مي شوند.

Mil V-12 :

اين مدل بزرگترين پرنده ماشيني است که توسط شوروي سابق در دهه 1960 ساخته شد. اين هليکوپتر آزمايشي داراي دو ملخ در دو سر بال بزرگ بود که در کنار بدنه طراحي شده بودند. هر ملخ حدود 35 متر قطر داشت. اين هليکوپتر بسيار بود به طوريکه از لبه ملخ اول آن تا لبه ملخ روبه رو 67 متر طول داشت که اين حتي بزرگتر از عرض هواپيماي بوئينگ 747 است.

نکته قابل توجه ديگر وزن اين هليکوپتر بود که به 105 تن مي رسيد. اين مقدار 2 برابر وزن دومين هليکوپتر بزرگ جهان است. در سال 1969 اين هليکوپتر باري معادل 40 تن را از زمين برداشت که اين مقدار هم وزن سومين هليکوپتر بزرگ دنيا بود و اين حرکت رکوردي تاريخي را براي V-12 رقم زد که در کتاب رکوردها ثبت شد.

اين هليکوپتر بسيار بزرگ قدرت مانور نداشت به همين خاطر مورد استفاده واقع نمي شد و کمکم از رده خارج شده و به موزه نيروي هوايي روسه انتقال يافت.

V-12

Mil Mi-26 :

پس از V-12 دانشمندان روسي سعي کردند عيب هاي V-12 را بر طرف کرده و هليکوپتر غول پيکري را توليد کنند که هم قدرت مانور بيشتري داشته باشد و هم نيروي پيشران آن دو برار V-12  باشد. سرانجام اين هليکوپتر در دهه 70 توليد شد و براساس وزن خود که 56 تن بود رتبه دوم بزرگترين هليکوپتر جهان را بدست آورد. گرچه به طور قابل توجهي کوچکتر از V-12بود اما قدرت حمل باري تا حدود 20 تن را داشت. Mi-26 ملخي داشت که ثابت مي کرد بسيار قدرتمند و کارآمد است. حدود 200 عدد از اين مدل ساخته شد که بسياري از آنها به کشورهاي ديگر صادر شد و بسياري نيز ناکارآمد ماند.

Mil Mi-26 در حال حمل يک CH-47 Chinook

Mil Mi-6:

سومين و چهارمين هليکوپترهاي عظيم الجثه طرحهايي شبيه به Mi-26 و V-12داشتند.

اولين تلاش شوروي سابق براي ساخت يک هليکوپتر با قدرت حمل بالا در اواسط دهه 50 ميلادي انجام شد، زماني که آنها 6-Mi را ساختند که تا 25 سال بعد کاربرد داشت. اين هليکوپتر حدود 44 تن وزن داشت. ملخ هاي 35 متري به کار برده شده در MI-6 همانند ملخ هاي مدل V-12 بود.

Mi-6بزرگترن هليکوپتر جهان بود و اين عنوان را تا زمان ساخت V-12 يدک مي کشيد. Mi-6 مدلي بود که در زمان خود بسيار تکثير شد. حدود 860 عدد از اين پرنده در بين سالهاي 1960 تا 1980 ساخته شد که کاربردهاي نظامي و غير نظامي را شامل مي شد.

Mi-6

Mil Mi-10 :

ديگر عضو خانواده هليکوپترهاي غول پيکر Mi-10 بود. Mi-10 نوع خاصي از Mi-6 بود که جرثقيل هوايي لقب گرفته بود. Mi-10 موتور و سيستم هاي ديناميکي Mi-6 را داشت اما بدنه آن طراحي جديدي داشت. برعکس بدنه Mi-6 که داراي دربهاي کشويي براي حمل بار از درون بدنه بود،Mi-10 براي حمل انسان طراحي شده بود. هر سه مدل Mi-10،M-6 و V-12 از ملخ هايي به قطر 35 متر بهره مي بردند.

در مقايسه با Mi6، Mi10 وزني معادل 3 تن داشت که آنرا در رده چهارم بزرگترين هليکوپترهاي جهان قرار مي داد. تنها 53 عدد از اين مدل توليد شد که کاربردهاي کمي نيز داشت.

امروزه کارکردهاي اين هليکوپتر را Mi-26 نيز انجام مي دهد که مدلي جديدتر و قدرتمندتر است.

Mi-10

Sisorsky CH-35E:

اين هليکوپتر پنجمين هليکوپتر بزرگ دنيا بوده و نيز بزرگترين هليکوپتري که تا بحال در آمريکا ساخته شده است که تا بحال در آمريکا ساخته شده است که نام کامل آن Sikorsky CH-53E Super Stallion مي باشد. CH-35Eمدل بزرگ شده CH-53 Sea Stallion است. هردو پرنده اولين بار به منظور حمل و نقل جنگ افزارهاي نيروي دريايي ساخته شدند اما پس از آن کاربردهاي گسترده تري يافتند.

بزرگترين عضو خانواده CH-53، مدل CH-35E است که وزن آن 33340 کيلوگرم مي باشد. در مقايسه با ديگر مدل هاي CH-53 که داراي طول ملخي به اندازه 24.1 بودند، CH-53E و MH-53 به موتوري با قدرت بالا مجهز شده است که قدرت بالابري آنرا افزايش مي دهد.

تقريبا 115 نمونه از  CH-53E و MH-53 ساخته شد و امروزه نيز اين مدلها به عنوان بزرگترين هليکوپترهاي غرب شناخته مي شوند هرچند ساخت مدل جديدي از خانواده CH-53 در حال طراحي و پيشرفت است.

Sikorsky CH-53E در حال حمل يک F-15

Boeing Vertol MH-47E/G:

هليکوپتر بزرگ بعدي Boeing Vertol CH-47 Chinook نام دارد که اولين در آمريکا طراحي وساخته شد. ساخت خانواده H-47 در اواخر دهه 50 ميلادي آغاز شد. ويژگيهاي طراحي آن عبارت بودند از بزرگ و جادار بودن و بدنه کشيده آن که در ابتدا و انتها داراي دو موتور پرقدرت است و اين دو موتور دو ملخ به قطر 18.3 متر را مي چرخانند. از اين نوع هليکوپتر به صورت گسترده براي حمل و نقل سربازان استفاده مي شد. توانايي حمل و نقل ابزار سنگين از ديگر ويژگي هاي اين هليکوپتر بود. تا بحال حدود 100 مدل از اين نوع پرنده ساخته شده که  به  حدود 20 کشور دنيا صادر شده است.

بزرگترين مدل هاي H-47 که تا به حال ساخته شده مدل هاي MH-47E و MH-47G است که براي ماموريت هاي خاص نيز کاربرد دارد. وزن اين دو مدل حدود 22680 کيلوگرم مي باشد که در مدل هاي پيشرفته وزن آن به 24495 کيلوگرم نيز مي رسد. شايان ذکر است که مدلهاي جديدي همچون CH-47F, MH-47G, and HH-47 هم اکنون مراحل پاياني ساخت را مي گذرانند. 

 

MH-47E Chinook

Hughes XH-17:

هفتمين هليکوپتر بزرگ جهان الگوي اوليه بزرگي است که XH-17 SKY CRANE نام دارد. SKY CRANE يا جرثقيل هوايي اولين پرنده اي بود که توسط شرکت هواپيمايي HUGHES ساخته شد. در همان سالها يعني دهه 40 ميلادي شرکت هواپيمايي SPRUCE GOOSE نيز مدلي از آنرا ساخت که نيرومندتر بود. کمي پس از آن HUGHES علاقه مند به هليکوپتري با فناوري بالا شد و نمونه را از شرکت KELLET خريداري کرد. متشابه با MI-10 روسيه XH-17، به 4 چرخ مجهز بود تا اين وسيله بتواند جرمهاي سنگين را از زمين بردارد.

H-17 دوملخ دو ملخ به طولهاي 40.8 داشت که به چرخنده اي بسيار بزرگ که هنوز هم بزرگترين محور گردنده است متصل بودند. ساخت نمونه پروازي XH-17 در اواخر دهه 1940 براي مقاصد تحقيقاتي شروع شد. نمونه مورد نظر در سال 1952 زماني که سومين دوره آزمايشي خود را به پايان رساند تکميل شد اگرچه اين مدل بعلت آنکه بسيار سنگين و بزرگ بود کاربرد زيادي نداشت و سرانجام توليد آن متوقف شد.

XH-17 Sky Crane

Sikorsky CH-54:

آخرين مدل ليست بزرگترين ها مدلي آمريکايي با نام Sikorsky CH-54 است.

متشابه با Mi-10 و XH-10 ، CH-54 براي کارهاي سنگين همچون جابجايي بارهاي بسيار بزرگ طراحي شده بود. اين هليکوپتر غير معمول از نظر ظاهري شامل ملخ هايي به طول 21.9 بود که به موتوري با دور بسيار بالا متصل بود.

در جلوي تيغه هاي هليکوپتر اتاقک خلبان طراحي شده بود و دور تا دور پنجره داشت که به خدمه اجازه مي داد بار در حال حمل را مشاهده کنند. اين اتاقک کوچک مدل CH-54 را مدلي بسيار کارآمد و سازگار با اشکال مختلف بار کرده بود. CH-54 با وزني معادل 21320 کيلوگرم ابتدا براي جابجايي بارهاي نظامي همچون توپها ، ماشينهاي جنگي و ... طراحي شد و گنجايش برداشت بار آن در جنگ ويتنام برا ي جابجايي هواپيماها و هليکوپترها نيز به کار آمد. مدل غير نظامي اين هليکوپتر S-64 نام داشت و براي کاربردهاي آتش نشاني به کار رفت.

حدود 105 عدد از اين نوع هليکوپتر ساخته شد و با وجود اينکه ارتش ديگر از آن استفاده نمي کند هنوز کار بردهاي غير نظامي خود را حفظ کرده است.

CH-54 در حال حمل يک F-4 Phantom II

نتيجه گيري:

علاوه بر توضيحات بالا راجع به مقدار اندازه هليکوپترهاي فوق بايد گفت که وزن ديگر هليکوپترهاي ساخته شده تاکنون از 35 تن تجاوز نکرده است. در واقع بيشتر هليکوپترها در مقابل اين غولها کوچک به نظر مي آيند با توجه به اينکه مقدار خواهان بيشتري براي هم خانواده هاي کوچکشان وجود دارد.

شکل زير V-12 و Mi-26 روسيه را با CH53E آمريکايي مقايسه مي کند. با وجود اينکه Super stallion از هم خانواده هاي آمريکايي خود بسيار بزرگتر است اما در مقابل دو رقيب غول پيکر روس خود همچون يک اسباب بازي مي نمايد.

مقايسه اندازه

بخش دانش و فناوري سايت تبيان


پالسار عجیب

اخترشناسان پس از یافتن نوع عجیب و غریبی از ستاره‌ها موسوم به پالسار (Pulsar، تپ اختر) که به نظر می‌رسد در مداری بسیار دراز و کشیده به دور ستاره خورشید مانندی می‌چرخد، سخت به حیرت افتاده‌اند. در واقع یافته اخیر این ستاره را در آرایشی نشان می‌دهد که دانش فعلی دانشمندان درباره پالسار‌ها را به چالش می‌کشد. پالسار‌ها اجرامی با چگالی غیر‌عادی‌اند که بر اثر انفجار ستاره عظیمی مثل یک ابرنواختر به وجود می‌آیند. پالسار‌ها در فواصل زمانی منظمی، رگبار‌های شدید و کوتاهی از امواج مثل پرتو ایکس و پرتو‌های الکترومغناطیسی مرئی از خود ساطع می‌کنند. این پالسار جدید موسوم به J۱۹۰۳+۰۳۲۷ در فاصله ۲۱ هزار سال نوری از زمین قرار گرفته است. سال نوری مسافتی است که نور در طول یک سال می‌پیماید و معادل ۱۰ تریلیون کیلومتر خواهد بود. اسکات رنسوم (S.Ransom)، اخترشناس رصدخانه اخترشناسی رادیویی ملی در ویرجینیای آمریکا در مصاحبه‌ای تلفنی، در این باره گفت «پرسش بزرگ این است که چنین چیزی چگونه شکل‌ گرفته است، چرا که از مدل استاندارد ما در شکل‌گیری این‌گونه اجرام، به هیچ‌‌وجه پیروی نمی‌کند.
این جرم آسمانی به خاطر چرخش بسیار سریعش، درمیان دانشمندان به پالسار میلی ثانیه‌ای شهرت یافته است. در واقع این پالسار در هر ثانیه ۴۶۵ بار به دور خودش می‌چرخد. تا کنون هرچه پالسار کشف شده بود به دور یک کوتوله سفید (نوعی ستاره درحال مرگ) و در مدار‌هایی تقریبا دایره شکل می‌چرخیدند. اما این یکی در مداری بسیار کشیده و به دور ستاره‌ای می‌چرخد که به لحاظ ترکیبات و اندازه، بسیار به خورشید ما شباهت دارد.
دیوید چمپیون (D.Champion)، ستاره‌شناس مرکز تاسیسات ملی تلسکوپ استرالیا در این باره می‌گوید «در واقع آنچه ما یافته‌ایم پالساری میلی ثانیه‌ای است که در نوع نادرستی از مدار، به دور نوع نادرستی از ستاره می‌چرخد. اکنون باید دریابیم که این منظومه عجیب و غریب چگونه شکل گرفته است.» پالسار شگفت‌انگیز اخیر توسط تلسکوپ رادیویی مستقر در پوئترو ریکو شناسایی شده است.
پالسار‌ها انواع بسیار نادری از ستاره‌های نوترونی هستند که میدان‌های مغناطیسی بسیار قدرتمندشان باعث به وجود آمدن پرتو‌هایی از نور مرئی و امواج رادیویی می‌شوند که با چرخش ستاره به دور خود، درست مثل یک فانوس دریایی عمل می‌کنند. به بیان دیگر اثرات میدان مغناطیسی پالسار‌ها به‌گونه‌ای است که نور مرئی و امواج رادیویی تنها در یک راستا از آنها خارج می‌شود. این پدیده موسوم به اثر فانوس دریایی باعث می‌شود پالسار‌ها تنها زمانی قابل رصد باشند که امتداد امواج خارج شده از آنها کره زمین را نشانه رفته باشد. البته با توجه به اینکه پالسار‌ها با سرعت‌های بسیار زیادی به دور خود می‌چرخند در آسمان به شکل یک فانوس دریایی چشمک‌زن به نظر می‌رسند. پالسار‌های معمولی بین یک تا ۲۰ بار در ثانیه به دور خود می‌چرخند. اما انواعی از آنها موسوم به پالسار‌های میلی ثانیه‌ای هم وجود دارند که سرعت چرخش‌شان به دور خود بسیار زیاد است. با توجه به اینکه چگالی این اجرام بسیار زیاد است، حرکت اسپینی آنها با نظم و دقت بسیار زیادی انجام می‌شود. در برخی از پالسار‌ها میزان دقت چرخش ستاره به دور خود، در حد ساعت‌های اتمی است.
تا پیش از این یافته شگفت‌انگیز اخیر دانشمندان بر این باور بودند که این پالسار‌های میلی ثانیه‌ای در ابتدا کارشان را به شکل یک پالسار معمولی با حرکت اسپینی کمتر آغاز می‌کنند و سپس پس از آنکه مواد به بیرون پرتاب شده توسط ستاره‌ای دیگر، به سطح این پالسار‌ها رسید، با افزایش جرم آنها میزان اندازه حرکت‌شان نیز افزایش می‌یابد و در نتیجه به پالساری میلی ثانیه‌ای با حرکت اسپینی بسیار سریع تبدیل می‌شوند. به گفته رنسوم «اگر پیش از این از هر اخترشناسی می‌پرسیدید که آیا ممکن است چنین منظومه‌ای (کشف اخیر) وجود داشته باشد، به طور قطع می‌گفت نه. به همین خاطر است که اخترشناسان از کشف منظومه اخیر به شدت شگفت‌زده شدند.» دانشمندانی که خبر کشف اخیر را در قالب مقاله‌ای در ژورنال Science منتشر کردند، وجود ستاره سومی از نوع نوترونی یا کوتوله سفید را نیز حدس زدند که احتمال دارد همراه با دو ستاره دیگر در حال گردش باشد. دانشمندان تا کنون بیش از ۱۰۰ پالسار را شناسایی کردند که همگی در منظومه‌هایی دو ستاره‌ای یا دودویی قرار گرفته‌اند، رتسوم در این باره می‌گوید «کشف اخیر می‌تواند نخستین منظومه سه‌تایی باشد».

كیوان فیض اللهی

Where Mathematics And Astrophysics Meet

The mathematicians were trying to extend an illustrious result in their field, the Fundamental Theorem of Algebra. The astrophysicists were working on a fundamental problem in their field, the problem of gravitational lensing. That the two groups were in fact working on the same question is both expected and unexpected: The "unreasonable effectiveness of mathematics" is well known throughout the sciences, but every new instance produces welcome insights and sheer delight.

In their article "From the Fundamental Theorem of Algebra to Astrophysics: A `Harmonious' Path", which appears in the Notices of the AMS, mathematicians Dmitry Khavinson (University of South Florida) and Genevra Neumann (University of Northern Iowa) describe the mathematical work that surprisingly led them to questions in astrophysics.

The Fundamental Theorem of Algebra (FTA), proofs of which go back to the 18th century, is a bedrock mathematical truth, elegant in its simplicity: Every complex polynomial of degree n has n roots in the complex numbers. In the 1990s, Terry Sheil-Small and Alan Wilmshurst explored the question of extending the FTA to harmonic polynomials. In a surprising twist in 2001, Khavinson, together with G. Swiatek, applied methods from complex dynamics to settle one of the cases of Wilmshurst's conjecture, showing that for a certain class of harmonic polynomials, the number of zeros is at most 3n - 2, where n is the degree of the polynomial.

When she was a postdoc at Kansas State University, Neumann mentioned the 3n-2 result in a talk, and Pietro Poggi-Corradini wondered whether Khavinson and Swiatek's complex dynamics approach could be extended to counting the zeros of rational harmonic functions. (A rational function is a quotient of polynomials, and a rational harmonic function is the sum of a rational function and the complex conjugate of a rational function.) She later asked Khavinson about this possibility. "We didn't have any idea what the answer would be," she said. And they certainly had no idea that an astrophysicist had already conjectured the answer.

"We were slightly surprised that the number came out different, 5n - 5 vs. 3n - 2," recalled Khavinson. They also wondered whether the bound of 5n - 5 was "sharp"---that is, whether it could be pushed any lower. "After checking and re-checking it, we posted a preprint on the arXiv and then returned to our respective business," Khavinson said. "Literally, a week later we received a congratulatory e-mail from Jeffrey Rabin of UCSD kindly telling us that our theorem resolves a conjecture of Sun Hong Rhie in astrophysics." Khavinson and Neumann had no idea that anyone outside of mathematics would be interested in this result.

Rhie has been studying the problem of gravitational lensing, a phenomenon in which light from a celestial source, such as a star or galaxy, is deflected by a massive object (or objects) between the light source and the observer. Because of the deflection, the observer sees multiple images of the same light source. The phenomenon was first predicted in the early 19th century, using Newtonian mechanics. A more accurate prediction was made by Einstein in 1915 using his theory of general relativity, and early observational support came in 1919 during a solar eclipse. The first gravitational lensing system was discovered in 1979.

It turns out that at least in some idealized situations one can count the number of images of the light source seen in a gravitational lensing system by counting the number of zeros of a rational harmonic function---exactly the kind of function Khavinson and Neumann had been studying. While investigating the possible number of images produced by a gravitational lens that has n point masses deflecting the light, Rhie had conjectured the bound of 5n - 5 that so surprised Khavinson and Neumann. Rhie also came up with an ingenious way of constructing an example of a rational harmonic function with exactly 5n - 5 zeros. Together with the result of Khavinson and Neumann, this example establishes that their 5n - 5 bound is sharp.

After hearing about Rhie's work, Khavinson and Neumann contacted other mathematicians and astrophysicists who worked on similar problems and received feedback they then used to revise their paper (it has since appeared in Proceedings of the AMS). These interactions led Khavinson into fruitful collaborations with astrophysicists on related questions. Some of the new results from this work are mentioned in the Notices article.

"I find this kind of interdisciplinary collaboration extremely exciting and stimulating," said Khavinson. "I just hope that I will be able to continue these collaborations. It is one of the most exciting experiences I have had in my life." Neumann is just as enthusiastic, and is grateful to Kansas State physicist Larry Weaver, who helped her to understand the physics of gravitational lensing, and to Rabin, who acted as the link between mathematics and astrophysics. "Professor Rabin's generous email introduced both Dmitry and me to an entirely new world," she said.

سخنی زیبا درباره ی زهرا(س)

حضرت زهرا (س) ياس زميني،از جنس ان انسان هايي كه همه ارزوي ان را دارند زيرا كه او همه را بدون چشم داشتي دوست مي دارد.شايد به همين خاطر از زمان ومكان رحلت او اطلا ع درستي نداريم،چون  او در برابر عشق به مردم حتي توقع سوگواري هم ندارد.

زندگی نامه ی حضرت زهرا (س)

 اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت‏به دنيا آمد (3) و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى (4) به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.

شخصيت‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.

ادامه نوشته

كهكشان هاي تصادمي از نگاه تلسكوپ فضايي هابل

كهكشان هاي تصادمي از نگاه تلسكوپ فضايي هابل
كهكشان هاي تصادمي از نگاه تلسكوپ فضايي هابل
در هجدهمین سال تولد تلسکوپ فضایی هابل، به استقبال دیدن عکس هایی بسیار زیبا و جذاب از سری کهکشانهای تصادمی
Arp 148, VV 032, Mayall's Object, MCG+07-23-019 میرویم ...
 

با هم به استقبال ديدن عكس هايي بسيار زيبا و جذاب از آلبوم جديد تلسكوپ فضايي هابل، "كهكشان هاي تصادمي" ميرويم؛ بر روي عكس دلخواه خود در اين سايت كليك كنيد، سپس شما خواهيد توانست به تمامي اندازه هاي قابل دانلود از اين عكس ها دسترسي پيدا كنيد:

http://hubblesite.org/newscenter/archive/releases/2008/16/image/aa

هکر کار خود را کرد!

يك هكر پايگاه اينترنتي ماموريت كاوشگر مريخ را تغيير داد
يك هكر پايگاه اينترنتي ماموريت كاوشگر مريخ را تغيير داد
سخنگوی برنامه ماموریت کاوشگر فینیکس مریخ اعلام کرد یک هکر با در دست گرفتن کنترل تارنمای Web site‬ عمومی این مرکز، تغییر مطلب خبری اصلی آن را تغییر داده است . . .
 

سخنگوي برنامه ماموريت كاوشگر فينيكس مريخ اعلام كرد يك هكر با در دست گرفتن كنترل تارنماي  ‪ Web site‬عمومي اين مركز، تغيير مطلب خبري اصلي آن را تغيير داده است.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، سارا هاموند گفت امضاي يك هكر و يك لينك كه بازديدكنندگان را به يك پايگاه اينترنتي خارجي هدايت مي‌كند ، جايگزين مطلب خبري جديدي شده است كه روز جمعه در صفحه اين پايگاه اينترنتي قرار داده شد.

فعاليت اين پايگاه اينترنتي كه ميزباني آن را دانشگاه آريزونا به عهده دارد متوقف شده و متخصصان رايانه در حال كار براي حل اين مشكل هستند.

كاوشگر فينيكس مريخ روز يكشنبه گذشته براي يافتن آثاري از تركيبات آلي كه سنگ بناي حيات را تشكيل مي‌دهد بر روي مريخ فرود آمد.

نشاني اينترنتي اين پايگاه .‪Phoenix Mars: http://phoenix.lpl.arizona‬ ‪ /edu‬اعلام شده است.

ربات های باد کردنی!!

شايد روزي مريخ نوردان آينده سازمان ناسا كاوشگران باد شدني كوچكي را با خود به مريخ ببرند. 

 

 ممكن است روزي يك دسته از روباتهاي كروي شكل و باد كردني با غلتيدن بر سطح مريخ به اكتشاف اين سياره مشغول شوند. دانشمنداني كه اين كاوشگران سبك را طراحي كردند مي گويند اين روباتها مي توانند نواحي وسيعي از مريخ را با هزينه هاي كمتري مورد كاوش قرار دهند.

 

فردريك بروهن از موسسه هوا فضاي سوئد مبتكر اين روباتها است. طرح وي اكنون توسط يك گروه از دانشمندان توسعه داده شده است. وي مي گويد" كاوشگران ما سبك هستند و با استفاده از انرژي بسيار كم و با هزينه هائي نسبتا كمتر مي توانند تا مسافتهاي طولاني سطح مريخ را طي كنند. با يكبار شارژ باتري كاوشگر مي تواند تا صد كيلومتر مسافرت كند.

 

 

 
پژوهشگران قبلا كاوشگران غلتان و كروي شكل را مطرح كرده بودند ولي هيچكدام از اين دانشمندان بادكردني بودن آنها را پيشنهاد نكردند.. گروه بروهن با كمك مالي موسسه ملي فضائي سوئد يك نمونه بادكردني از اين روباتها را طراحي كرد. اين روبات در زمان فرود آمدن به سطح مريخ با استفاده از يك فشنگ كه داخل آن جا سازي شده از گاز زنون پر مي شود كه  در نهايت فقط سي سانتي متر قطر خواهد داشت.

  

بروهن بر اين عقيده است كه زمانيكه اين روبات باد نشده و  هنوز در فضا پيما قرار دارد فقط نيمي از حجم يك كاوشگر چرخدار با همان مقدار تجهيزات حسگر را نياز خواهد داشت.

 

اين فناوري به نسلهاي بعدي كاوشگران "اسپيريت (Spirit)" و اپورتونيتي (Opportunity)" سازمان ناسا اين امكان را خواهد داد تا كاوشگران كوچكي از خودشان را حمل كنند و آنها را براي مناطق جديدي از مريخ كه از لحاظ علمي مورد توجه هستند به فضا اعزام كنند.

 

بروهن اطمينان دارد كه اين ايده عملي خواهد بود زيرا يك نمونه بزرگتر "زميني" از فناوري روبات كروي (با اين تفاوت كه  باد كردني نيست) و توسط دانشمندان گروه وي طراحي شد در حال آزمايش شدن و انجام برخي عمليات از قبيل كاربردهاي امنيتي و شناسائي است. اين روبات زميني قادر است نواحي بزرگي مانند بندرگاهها را مورد تجسس قرار دهد و بر روي برف ، ماسه و نواحي ريگزار و تمامي سطوح ديگر حركت كند. به دليل اينكه اين كاوشگر كروي است فقط يك نقطه كوچك از آن با زمين تماس دارد در نتيجه اصطكاك تقريبا صفر است. به اعتقاد بروهن شكل هندسي اين روبات بهترين گزينه براي صرفه جوئي در انرژي و حركت بر روي نواحي غير قابل پيش بيني است.

 

نمونه باد كردني اين روبات از يك پوسته  قابل باد شدن تشكيل شده كه اين پوسته نيز از يك نوع ماده بسيار محكم كه براي سفرهاي فضائي كاربرد دارد و مي تواند حرارتهاي بسيار بالا را تحمل كند ساخته شده است. درون اين روبات يك محور توخالي قرارد دارد كه از يك طرف روبات تا طرف ديگر متصل شده و يك پاندول آويزان حاوي تمامي تجهيزات الكترونيكي را نگه مي دارد.

 

اين پاندول از اهميت بسيار بالائي برخوردار است زيرا مكانيسم حركتي روبات را تشكيل مي دهد. زمانيكه يك موتور وزنه آويزان پاندول را به جلو مي راند ، روبات مي چرخد تا با تغيير ايجاد شده در مركز ثقل مطابقت كند. اين پاندول مي تواند به طرفين نيز حركت كند.

  

سناريوي كاربرد اين روباتها به اين شكل خواهد بود كه زمانيكه مدارگرد به مريخ مي رسد ، يك دسته از اين كاوشگران را باد مي كند و آنها را درون جو مريخ مي فرستد. يك سپر حرارتي نيز آنها را در مقابل داغ شدن در زمان ورود به جو محافظت مي كند.

 

اين روباتهاي باد كردني در اصل روياي آژانس فضائي اروپا براي ماموريت برنامه ريزي شده به سياره عطارد براي سال 2013 بود. اما اين ماموريت لغو شد.                

کوچکترین سیاره

ستاره شناسان کوچکترین سیاره تا امروز را که در مدار ستاره ای معمولی می گردد ردیابی کرده اند؛ کره ای که تنها سه برابر زمین است. 

کشف سیاره ای با جرم مشابه زمین هدف نهایی منجمانی است که سیارات را در منظومه های دیگر جستجو می کنند.چنین کشفی مهم خواهد بود زیرا دانشمندان به دنبال یافتن کرات دیگری هستند که زمینه وجود حیات در آنها مهیا باشد.این سیاره حول ستاره ای می گردد که جرم آن چنان کم است که ممکن است یک ستاره به اصطلاح "ناکام" یا یک کوتوله قهوه ای باشد.

اخترشناسان این کره تازه را با استفاده از تکنیکی موسوم به "مایکرولنزینگ گرانشی" کشف کردند.این شیوه از این خاصیت استفاده می کند که نور هنگام گذر از نزدیکی یک شیء سنگین مانند یک ستاره خم می شود.سیاره تازه حدود 3/3 برابر زمین است. برخی محققان می گویند این سیاره ممکن است دارای جوی غلیظ باشد و احتمال دارد اقیانوسی مایع بر سطح آن وجود داشته باشد. تلسکوپ فضایی جیمز وب که قرار است در سال 2013 پرتاب شود می تواند نشانه های حیات را روی سیاراتی به اندازه زمین که حول ستاره های کم جرم در همسایگی ما در جهان می گردند جستجو کند. قبلا یک سیاره کوچکتر از این کشف شده بود اما در اطراف یک تپ اختر (پالسار) کشف شده بود. اما سیاره جدید در اطراف یک ستاره معمولی پیدا شده است.

دیوید بنت محقق اصلی این پروژه از دانشگاه نوتردام گفت: "مایکرولنزینگ راهی است که به یافتن سیارات کوچکتر منجر می شود، از جمله سیاراتی به اندازه زمین." وی افزود: "این یافته همچنین منجمانی را که در جستجوی سیاراتی هستند که در فاصله لازم برای پیدایش حیات از ستاره های کم جرم می گردند دلگرم خواهد کرد."

جهانی پرآب؟

این سیاره با شعاعی شبیه به زهره - فاصله زهره از خورشید - حول کوتوله قهوه ای می گردد. اما تصور می شود که ستاره مرکزی سه هزار تا یک میلیون بار محوتر از خورشید باشد بنابراین انتظار می رود سطح فوقانی اتمسفر این سیاره از پلوتون سردتر باشد. نیکلاس راتنبری از دانشگاه منچستر که از دیگر محققان این پروژه است به بی بی سی گفت: "براساس محکم ترین ایده های ما از چگونگی شکل گیری سیارات، این سیاره می تواند اتمسفر خیلی غلیظی داشته باشد. این اتمسفر احتمالا مثل یک پتو عمل می کند و سیاره را گرم نگاه می دارد." "بنابراین حتی اگر مقداری انرژی وارد شده از خورشید منظومه ناچیز باشد.... حرارت داخلی که از داخل سیاره متصاعد می شود می تواند سطح را گرم کند." "این باعث گمانه زنی هایی شده است دایر بر اینکه امکان وجود اقیانوسی مایع بر سطح آن هست. این مهیج است چون یکی از خواصی که مایلیم روی یک سیاره قابل سکونت ببینیم وجود آب مایع روی سطح است." این سیاره توسط تلسکوپ MOA-II در کوه "مانت جان" در زلاندنو کشف شد و MOA-2007-BLG-192Lb نامگذاری شده است.

لهجه های زبان کردی

زبان كردي ، كه يكي از زبانهاي اصيل ومتعدد آريايي است ، داراي لهجه ها و ته لهجه هاي مختلفي است ، كه ذيلا” به صورت اختصار به بررسي آنها مي پردازيم

 

ادامه نوشته

زبان کردی

بالاخره بعد از ماه ها یه مطلب تاریخی برای شما امیدوارم لذت ببرید

در خصوص اينکه واژه کرد به چه معناست تحقيقاتی که انجام شده نشان دهنده اين است که در لغت بابلی وآشوری لفظ کاردا به معنی پهلوان ونيرومند است. استرابون در کتاب 15 بند هفدم ميگويد:جوانان پارسی راچنان تربيت ميکنند که در سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزيده باشند شب در هوای آزاد به گله داری بپردازند وميوهجنگلی مثل بلوط بخورند اينها را kardak گويند که به معنی دلير است . از اينجا معلوم مي شود که جوانان دلير وآزموده پارس راکردک می گفته اند که همان کردوک و کردمی باشد وتفاوت نژادی قائل نبوده اندو ملاک کرد شدن را دلير بودن و پر طاقت شده می دانستند و اين قسم استعمال لفظ کرد تناسب آن را با گرد به معنی پهلوان تائيد می کند.

بدليسی در شرفنامه (تايخ مفصل کردستان) در مورد لفظ کرد می گويد: لففظ کرد تعبير از شجاعت است چراکه اکثر شجاعان روز گار و پهلوانان نامدار از اين طايفه برخاسته اند مانند رستم زال که در ايام حکومت پادشاهی کيقباد ميزيسته از طايفه اکراد بوده چون تولد او در سيستان بوده است به رستم زابلی اشتهار يافته است وکسانی چوآرش کمان گير(در زبان کردی کرمانجی آرش به معنی آتش سياه می باشد،آرش مخفف کلمه آررش است آربه معنی آتش ورش نيزبه معنی سياه) ،فريدون(فريدون درزبان کردی بمعنای عالم ،دانشمند کسیکه بيشتر مي داند است ،فریبه معنی خيلی ،زيادودون به معنی دانستن،فهميدن)،بهرام چوبين،ميلاد وفرهاد کهکن همگی کرد بوده اند با توجه به اين تحقيقات واسناد موجود ثابت می شود که وا ژه کرد صفتی است که به اين مردمان داده شده اس تو بيانگر شجاعت و دلاوری آنهاست وبه يقين واژه کرد و گرد يکی می باشند واين صفت به تمام ساکنان زاگرس و نواحی متعلق به آن دادند که همگی ريشه نژادی، تاريخی و فر هنگی مشترکی با هم داشته اند..

جسمی عجیب در زیر ققنوس

مریخ نشین ققنوس که هم اکنون در عرض های شمالی مریخ فعالیت می کند، به هنگام فرود، تصاویری از اطراف خود به زمین مخابره کرد که زمین اطراف مریخ نشین را بر عکس ماموریت های پیشین سطحی مریخ، بسیا صاف و هموار نشان می داد. اما زمانی که بازوی روباتیک ققنوس که وظیفه حفاری را در از آزمایشگاه مینیاتوری به عهده دارد، دوربینی دارد که به دانشمندان امکان می دهد تا با تصویربرداری دقیقتر از زمین اطراف مریخ نشین، بهترین محل ها برای حفاری را مشخص کنند.
اما در یکی از نخستین تصاویری که دوربین بازوی روباتیک، از زمین اطراف ققنوس تهیه کرده است، جسم عجیبی به رنگ سفید و به احتمال زیاد، یخ در زیر مریخ نشین دیده می شود که امید دانشمندان به یافتن آب در این منطقه را به شدت افزایش داده است.


توده یخی محتمل در زیر مریخ نشین

با توجه به اینکه جهت عملیات فرود ققنوس، به دلیل وزن بسیار زیاد آن نسبت به مریخ نوردهای Spirit و Opportunity، استفاده از روش Airbag (کیسه هوا؛ روشی که مریخ نشین، پس از جدا شدن از چترنجات در جریان عملیات فرود، با استفاده از کیسه ای از هوا که آن را احاطه کرده است، ضربات ناشی از برخورد تا ثابت شدن محموله را مهار می کند)، پیشنهاد نشده و قرار شد تا با استفاده از Retrorocket ها (موشک های منفی) سرعت آن را تا زمان فرود نهایی کم کنند، دانشمندان احتمال می دهند که در زمان فعالیت این موشک ها، بخشی از خاکی که لایه ضخیم یخی منطقه قطبی مریخ را پوشانده باشد کنار رفته، و یخ نمایان شده است. البته این تنها در حد یک حدس است و بایستی منتظر بود تا در روزهای آینده، بازوی روباتیک ققنوس با آغاز عملیات علمی اش، این ادعا را به اثبات برساند.

دیسکاوری پرتاب شد

 
شاتل فضایی دیسکاوری آماده است تا نیمه شب ۱۱ خرداد به وقت ایران، ماموریت 15 روزه خود را به مقصد ایستگاه فضایی بین المللی تحت عنوان ماموریت STS-124، آغاز کند. دیسکاوری در این ماموریت، حامل دومین و آخرین قسمت ماژول ژاپنی Kibo (به معنای امید در زبان ژاپنی) که آزمایشگاهی علمی می باشد را به اتاقک هارمونی ایستگاه فضایی بین المللی متصل ساخته و بنابراین قدم بزرگ دیگری در جهت تکمیل تنها ایستگاه فضایی مداری فعال بشر، برداشته شود. نخستین قسمت محموله Kibo، در ماموریت STS-123 یعنی ماموریت پیشین شاتل فضایی ایندیور، به ایستگاه ملحق شده بود.


نشان ماموریت STS-124

با انجام این پرواز، تنها 8 ماموریت دیگر تا اتمام پروژه شاتل باقیست (البته به استثنای دو ماموریتی که هنوز انجام آنها قطعی نیست)، پروژه ای که در سال 1981 با پرتاب شاتل فضایی کلمبیا به فرماندهی جان یانگ و همراهی رابرت کریپن، آغاز گردید و پس از بروز دو حادثه دلخراش یکی در سال 1986 با انفجار شاتل چالنجر و دیگری در سال 2003 با انفجار کلمبیا، امشب قرار است تا صد و بیست و سومین آن، به انجام برسد.


شاتل فضایی دیسکاوری بر روی سکوی پرتاب

همچنین در این ماموریت قرار است سازمان فضایی آمریکا، ناسا با همکاری کمپانی والت دیزنی، عروسکی 30 سانتیمتری از Buzz lightyear، فضانورد معروف انیمیشن Toy Storyٍ، را بوسیله شاتل دیسکاوری به ایستگاه فضایی ببرد تا دانش آموزان به درک وسیعتری از اهداف علم و تکنولوژی دست یابند. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با این پروژه به اینجا مراجعه کنید.
همچنین در اینجا می توانید پروسه ساخت ایستگاه فضایی از ابتدا تا انتها را بصورت شماتیک مشاهده کنید.

سه لکه ی مشتری

 
apodfar30.blogfa.com

300 سال است که جو راه راه مشتری عارضه‌ای قابل توجه را به رصدگران تلسکوپی عرضه می‌کند، یک سیستم طوفانی بزرگ چرخان که با نام لکه‌ی بزرگ قرمز شناخته می‌شود. در سال 2006، یک سیستم طوفانی دیگر بر روی مشتری پدیدار شد که به نظر می‌رسد از ترکیب چند طوفان کوچک سفید رنگ پدید آمده و رنگی قرمز به خود گرفته باشد. اکنون، در مشتری سومین لکه‌ی قرمز پدیدار شده است که به نظر می‌آید حاصل ترکیب لکه‌های سفید کوچک‌تر باشد. تمام این لکه‌ها در این تصویر دیده می‌شود. این تصویر در روزهای 20 و 21 اردیبهشت به وسیله‌ی دوربین میدان دید باز سیاره‌ای شماره 2 تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده است. لکه‌ها در میان ابرهای اطراف گسترش یافته‌اند و رنگ سرخ آن‌ها احتمالا به دلیل بالا آمدن لایه‌های پایین جو در اثر طوفان و برخورد نور فرابنفش با آن‌ها است. البته فرآیند شیمیایی کاملا مشخص نیست. اندازه‌ی لکه‌ی بزرگ دو برابر قطر سیاره‌ی زمین است اما قطر دو لکه‌ی دیگر از قطر زمین کوچک‌تر است. جدیدترین لکه که در سمت چپ تصویر قرار دارد، در همان نواری که لکه‌ی بزرگ در آن حرکت می‌کند در حال پیش‌روی است و در ماه آگوست با لکه‌ی بزرگ برخورد می‌کند. فرآیند به وجود آمدن لکه‌های سرخ در مشتری، مقیاسی بزرگ‌تر از تغییرات آب و هوایی است که در اثر گرم شدن استوای این سیاره به وجود آمده است.

اشکال ستاره دنباله دار

       ستاره دنباله دار هولمز

                         ستاره دنباله دار هالی

ادامه نوشته

یوفو

بازم یه مطلب درباره ی یو فو ها
ادامه نوشته

عکسهای ترسناک

با سلام خدمت شما بازدیدکنندگان ودوستان عزیزم..ببخشید که دید دید اپ می کنم.چون امتحان داریم.ولی از امروز ۶روز تعطیلیم.خب براتون یه پست گذاشتم که عکس موجودات فضایی هستش. فقط یه کم خوفه(ببخشید یعنی ترسناکه).می دونید که ما زیاد ادامه ی مطلب نمی ذاریم ولی گفتم ممکنه بعضی دوست نداشته باشن ببینن.فعلا بای
ادامه نوشته

وزارت دفای انگلیس

یک افشا گری

وزات دفاع انگلیس پرونده‌های مربوط به مشاهده "اشیای ناشناس پرنده" یا "یوفو‌ها" UFO را که سابقه آنها به دهه 1970 بازمی‌گردد، منتشر کرده است.

به گزارش خبرگزاری‌ها  وزارت دفاع انگلیس چهارشنبه 14 مه (25 اردیبهشت) این پرونده‌ها را به عنوان بخشی از یک طرح چهارساله برای انتقال همه اسناد مربوط به یوفوها به بایگانی‌های‌ ملی این کشور انجام داده است تا افراد علاقمند بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند.

این اسناد شامل صدها گزارش پلیس از اظهارات شاهدانی از شمال تا جنوب انگلیس است که نورها و اشیای عجیب در آسمان دیده‌اند.

پرونده‌هایی که در این مرحله علنی شده‌اند سال‌هایی 1978 تا 1987 را در برمی‌گیرند. بقیه این اسناد که مربوط به دهه 1950 و سال‌های اخیر  می‌شوند، بعدا منتشر خواهند شد.

این پرونده‌‌ها  که در حال حاضر در صفحه مربوط به یوفو در وب‌سایت بایگانی‌های ملی قرار داده شده‌اند، از گزارش‌های عجیب و غریب تا موارد  اسرارآمیز و غیرقابل‌توضیح را دربرمی‌گیرند.

 در یکی از این موارد مرد سالمندی مدعی شده بود که موجودات بیگانه فضایی که کاملا سبزپوش بودند او را با سفینه‌شان به گردش برده‌اند و نهایتا به خاطر سنش از دزیدن او منصرف شده‌اند.

اما گزارش‌های معتبرتری هم در میان این اسناد وجود دارد. از جمله گزارش ماموران یک برج مراقبت در فرودگاهی در ساحل شرقی انگلیس در ساعت  4 بعدازظهر 19 آوریل 1984 در مورد یک پدیده هوایی غیرمعمول.

با اینکه این ماموران آدم‌های حرفه‌ای باتجربه و آرامی بودند؛ اما آنها آنقدر نگران از دست دادن شغل‌های‌شان بودند که تقاضا کردند که نام‌های‌شان از گزارش رسمی حذف شود.

آنها می‌دانستند که هیچکس ادعای آنها در این باره باور نخواهد کرد که یک شیء پرنده ناشناس در فرودگاهی در شرق انگلیس که آنها وظیفه نظارت بر آن را به عهده داشتند، مدتی کوتاه به زمین نشسته است، سپس با سرعت فراوان دوباره به پرواز درآمده است.

این افراد که بیش از 8 سال تجربه کاری داشتند، توصیف کرده‌اند که چگونه در حال راهنمایی هواپیماهای کوچک برای فرود بر روی باند شماره 22 بوده‌اند که یک شیء با نور درخشان برخوردند که که بدون اجازه به یک باند دیگر نزدیک می‌شد.

به گفته یکی از ماموران برج مراقبت این شیء با سرعت زیاد نزدیک شده بود، تماس مختصری با باند شماره 27 برقرار کرده و بعد با سرعتی فوق‌‌العاده با زاویه تقریبا عمودی دور شده بود.

این واقعه یکی از معدود مواردی است که توضیح‌داده نشده باقی ماند.

این پرونده‌ها نشان می‌دهد که شاهدان انواعی از نورهای نارنجی، قرمز، سفید و سبز به اشکال مختلف لوزی، مربع یا میله‌اس شکل را به پلیس انگلیس گزارش کرده‌اند که یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد برای موارد مشاهد اشیای پرنده ناشناس دارد.

کارشناسان می‌گویند اغلب موارد گزارش اشیای ناشناس پرنده به چراغ‌های هواپیماها، ستاره‌ها و سیاره‌های درخشان، ماهواره‌ها، شهابسنگ‌ها، سفینه‌های فضایی و مانند اینها مربوط می شود و قابل توضیح هستند.

به گفته کارشناسان این پرونده‌ها بیانگر رویکرد عملگرایانه وزارت دفاع انگلیس به گزارش‌ها در مورد یوفوها است.

از دیدگاه دولت انگلیس این یوفوها  تنها به این علت ارزش بررسی داشتند. که ممکن بود  تهدیدی برای امنیت ملی باشند و هنگامی که مشخص می‌شد که آنها هواپیماهای دشمن نیستند، دیگر کسی به دنبال کردن قضیه علاقه‌ای نشان نمی‌داد.

جسد یک بیگانه

 

عکس های جذاب

بمب های کربنی ونوترونی

نگاه اجمالی
در سال 1919 رادرفورد نشان داده بود که با استفاده از ذرات آلفا که از عنصر رادیوم به صورت خود به خود صادر می‌شوند، که می تواند هسته نیتروژن را بشکافد، یک هسته هیدروژن از آن خارج شده، و نیتروژن به اکسیژن تبدیل می‌شود. آنچه را که کیمیاگران قرون وسطی ، به قیمت شکنجه شدن یا قرار گرفتن در معرض خطر سوزانده شدن ، بدان اعتقاد داشتند، رادرفورد به اثبات رسانیده بود و بنابراین او کیمیاگری نوین را پایه‌گذاری کرده بود.

شتابدهنده کاک کرافت والتون
در سال 1982 کاک ، کرافت و والتون شتابگری با ولتاژ زیاد را اختراع کرده بودند که با حدود 750000 ولت بر یک پروتون وارد آمد و سپس این پروتون به عنوان پرتابه برخورد با هدف لیتیوم مورد استفاده واقع شد. پروتون اتم لیتیوم را می‌شکافد، و به این ترتیب انرژی معادل 15 میلیون الکترون ولت از آن آزاد می‌کند. این کار یک امتیاز نسبت به کار رادرفورد به نظر می‌رسید. رادرفورد با بی اعتنایی آن را منبع بالقوه‌ای از انرژی مفید تلقی کرد. او خاطرنشان ساخت که از هر 10 میلیون پروتون پرتابی فقط یکی به هدف اصابت می‌کند. رادرفورد گفت : «مثل این است که بخواهیم پشه ای را در یک شب تاریک با استفاده از 10 میلیون گلوله و شانسی در تالار آلبرت (لندن) شکار کنیم».

سیکلوترون
ارنست لارنس (E.Lawrence) در ایالات متحده با اختراع شتابدهنده حلقوی (سیکلوترون) ، اتم شکن را تکامل بخشید. در شتابدهنده حلقوی ذرات به کمک میدان مغناطیسی به یک دایره بی‌انتها هدایت کردند که می‌توانست سرعتهای بالا و بالاتری به وجود آورد و بنابراین به همین نسبت انرژیهای بیشتر تولید کنند. اما هنوز شکار پشه در شب تاریک به قوت خود باقی بود همه این قضایا در طی دو سال بعد از مرگ رادرفورد تغییر یافت.

تعبیر شکافت
اولین بار فردریک کرولیوت کوری و ایرن ژولیوت کوری ، اورانیوم را در معرض بمباران نوترونی قرار داده و به نتایج شگفت انگیزی رسیدند. اتوهان ، شیمیدان جوان آلمانی ، که در دانشگاه مک گیل کار می‌کرد و شاگرد رادرفورد بود، به کمک همکارش فریتس اشتراسمان Fritz strassmann ، توانست با تاباندن نوترون بر اورانیوم سبب استحاله آن به دو عنصر شد. این کار نشان داد که اورانیوم بر اثر مداخله نوترون شکافته می‌شود.

لیزامایتنر (Lise Meitner) ، فیزیکدان اتریشی ‌تبار و پسر عمویش اوتوفریش (Otto Frisch) ، برای این موضوع تعبیر شایسته شکافت را به کار بردند. واژه شکافت اصطلاحی است که در زیست شناسی برای تقسیم یاخته به کار می‌رود، لذا از زیست شناسی به عاریت گرفته شده بود.

واکنش زنجیره‌ای
واقعیت مهم دیگر در مورد شکافت اورانیوم توسط بمباران نوترونی این است که این نوترون می‌تواند سایر اتمهای اورانیوم را نیز بشکافد و این کار می‌تواند زنجیروار ادامه پیدا کند. مفهوم روشن واکنش زنجیره‌ای این است که هر رویداد ، رویداد دیگری به وجود می‌آورد و این عمل تا آخر به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند.

اگر یک واکنش زنجیره‌ای بتواند به صورت مستمر ادامه پیدا کند، نوترونهای ناشی از یک اتم اورانیوم را بتوان به وسیله هسته اتم اورانیوم دیگر گیر انداخت، شکافتن دیگری و رهایی نوترونهای بیشتری به وجو د خواهد آمد. انرژی بیشتری نیز آزاد خواهد شد. اگر تعداد معینی از اتمها (جرم بحرانی) در لحظه‌ای از زمان ، فرآیند یاد شده استمرار یابد، منجر به انفجار خواهد شد.

تولید پلوتونیوم
ذره موثر در واکنش بمباران اورانیوم ، ذره‌ای که خود به خود نوترونها را آزاد می‌کرد، اورانیوم 235 بود که در اورانیوم طبیعی به نسبت 140/1 اتمهای اورانیوم 238 ظاهر می‌شود. اگر بتوان به اندازه کافی U235 جدا کرد، انفجار مقدور است. اما به طوری که فرمی در پیل اتمی در دانشگاه شیکاگو نشان داد، می‌توان فرایند به نحوی تنظیم کرد که نوترونهای سریع U235 به اندازه کافی کند شده و به تسخیر اتمهای U238 در آیند. این قضیه منجر به تولید عنصر دست ساز انسان موسوم به پلوتونیم شد که ناپایدار بوده و در صورتی که تعداد آن به حد معینی برسد، به انفجار می‌انجامد.

بمب هیدروژنی
بمب هیدروژنی بر پایه فرآیند هسته گرمایی استوار است، که همان ابزار تولید انرژی در خورشید است. فرآیند یاد شده نه تنها به شکافتن اتمها ، بلکه به همجوشی آنها نیز ارتباط پیدا می‌کند. هسته اتم هیدروژن از یک ذره تشکیل یافته است. اگر گرما کافی باشد (مثلا در حد 2x104 ) چها اتم هیدروژن با یکدیگر گداخته شده و به هلیوم تبدیل می‌شوند. مازاد انرژی در این فرآیند میلیونها بار بیشتر از انرژی شیمیایی و هزاران مرتبه بیشتر از انرژی شکافت می‌باشد.

به چنین دماهایی در روی زمین در لحظه انفجار بمب اتمی می‌توان دست یافت. بنابراین ، شگرد کار در این بود که این دیگ زودپز برای تولید بمب هیدروژنی به کار گرفته شد. بنابراین غول دیگری ، نیرومندتر از غول فرآیند شکافت، بیدار شد و سریعا تلاش برای رام کردن آن آغاز شد.

تولد پلاسما
کاربرد صلح آمیز انرژی همجوشی هسته‌ای به سهولت بهره برداری صلح آمیز از انرژی شکافت هسته‌ای نبود. بنابراین ، دانشمندان پی‌بردند که اطلاعات کمی درباره رفتار ذرات وجود دارد و برای جبران این نقص بازهم علم جدیدی پا به میدان گذاشت که فیزیک پلاسما نام گرفت. این مورد مثال جالبی از چگونگی تحریف کلمات در کاربرد علمی بود.

یه عکس نجومی

سحاب گل رز

دکتر حسابی

با سلام و عرض خسته نباشید مجدد

امروز تصمیم گرفتم گوشه ای از زندگی نامه ی پروفسور حسابی را که در سایت ایشان آمده است برای شما عزیزان در وبلاگ قرار دهم تا همه ی ما هم با کمک خداوند بتوانیم راه او را پیش بگیریم و ایران را در زمینه ی علمی قوی و قوی تر سازیم:

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) 

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك) 

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور 

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

_ پايه گذاري دانشسراي عالي 

_ ساخت اولين راديو در كشور 

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور 

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور 

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور 

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران 

_ تعيين ساعت ايران 

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" 

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي 

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف 

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي 

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران  

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي 

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت 

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي) 

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

M1 ابر خرچنگي


ابر خرچنگي، اولين جرم فهرست مسيه. جهت ديدن عکس بزرگتر، روي عکس بالا کليک کنيد.


اطلاعات کلي:

شماره در جدول مسيه:
M1
شماره در فهرست عمومي جديد:
NGC 1652
صورت فلکي:
ثور
ميل:
22 درجه و 1 دقيقه‌ي قوس
بعد:
5 ساعت و 35 دقيقه
قدر:
9
فاصله:
6500 سال نوري
اندازه ظاهري:
'4×'6
شرح:
باقيمانده از ابرنواختر در سال 1054 م.

توضيحات:

اسناد ثبت شده به وسیله چینیها، ژاپنیها و سرخپوستان آمریکا حاکی از آن است که در سال ۱۰۵۴ یک ابرنواختر در کهکشان ما منفجر شده است. این جسم بمدت 23 شبانه روز با روشنایی چهار برابر سیاره زهره (قدر۶-) در آسمان دیده می شده و بعد از آن حتی به مدت 2 سال دیگر در طی شب با چشم غیر مسلح قابل مشاهده بوده است. اکنون می دانیم که باقیمانده آن ابرنواختر، جسمی است در صورت فلکی گاو که سحابی خرچنگ نامیده می شود. این سحابی که در اوایل یک سحابی سیاره ای تلقی می شد، اکنون به منزله یکی از شناخته شده‌ترین بقایای ابرنواختری است. سحابی خرچنگ، هم از نظر ویژگیهای مشاهده شده در آن و هم از نظر گستره وسیع تابشهایی که از آن دریافت می کنیم، جسم قابل ملاحظه ای است.

سحابی خرچنگ با سرعتی حدود 1800 کیلومتر بر ثانیه منبسط می شود. انتظار می رود که این سحابی، درچند هزار سال آینده، به تدریج در تمام طول موجها کم فروغتر شده و سرانجام ناپدید گردد. در این میانه سحابی خرچنگ قوی ترین منبع تابش امواج رادیویی و پرتوی ایکس در آسمان است که احتمال می رود یکی از عوامل صدور بخش بزرگی از پرتوهای کیهانی آسمان همین سحابی باشد.

یکی از قابل ملاحظه ترین نمودهای سحابی خرچنگ جسم مرکزی آن است که اکنون به عنوان بازمانده ستاره مسبب ابرنواختر شناخته می‌شود. این جسم اصلاْ یک ستاره معمولی نیست بلکه فقط در چند هزارم ثانیه می درخشد، و با دوره‌ای در حدود0.03 ثانیه برق می زند و سپس خاموش می شود و به احتمال زیاد یک تپ‌اختر یا ستاره ای نوترونی چگال است. شارل مسیه آنرا در سال 1758 در حالیکه بدنبال دنباله دار هالی بود مشاهده کرد و آنرا در فهرست خود قرار داد. کنون این جرم تنها باقیمانده ابرنواختری در این فهرست می باشد. بدلیل درخشندگی کم سطحی دیدن این سحابی مقداری مشکل است. علاوه بر این ستاره مرکزی آن نیز قابل مشاهده نیست .

تصاویر تلسکوپ فضایی هابل از این ابر نواختر آثار بی‌نظمی ناحیه‌ای از رشته‌ها و فورانهای گازی را آشکار می‌کند. به نظر می‌رسد رشته‌های سحابی خرچنگ، ناشی از برهمکنش گازهای سرد و گرم باشند. در تصویری که مشاهده می کنید، رنگ قرمز نشان دهنده گسیل اتمهای اکسیژن در گاز سرد و رنگ سبز نماینده اتمهای اکسیژن در گاز داغ و آبی نشان دهنده گسیل اتمهای سولفور در گاز گرم است. رصدهای روی سطح زمین توان تفکیک را پایین می‌آورد و ساختار معمولی از خرچنگ ارائه می‌دهد.

اسمتون رو به ماه بفرستيد!

 
سلام.
نمي‌دونم از پروژه جديد ناسا يعني (LRO (Lunar Reconnaissance Orbiter به معني «شناساگر مدارگرد ماه» خبر داريد يانه.
در واقه يه‌ ماهواره مدار گرد هست که توسط ناسا به ماه فرستاده مي‌شه. استارت اين پروژه در ناسا توسط «جو ويتِيل» زده شد. ويتيل در فوريه 2007 بر اثر سرطان تومور مغزي فوت کرد و حالا اعضاي خانوادش دنبال اين پروژه رو گرفتن.
اگه اطلاعات بيشتري مي‌خواين، به LRO مراجعه کنيد.

خب، حالا ناسا يه بار عام داده!!
ناسا از همه انسانها در سراسر دنيا دعوت کرده که اسم اونها در يک چيپ‌ست به همراه LRO به ماه فرستاده بشه.
شما هم مي‌تونيد با مراجعه به لينک زير، اسم خودتون رو به ماه بفرستيد:

M3 خوشه کروي در تاز‌ي‌ها

 

يک خوشه کروي، سومين جرم فهرست مسيه. جهت ديدن عکس بزرگتر، روي عکس بالا کليک کنيد.


اطلاعات کلي:

شماره در جدول مسيه:
M3
شماره در فهرست عمومي جديد:
NGC 5272
صورت فلکي:
تازي‌ها
ميل:
28 درجه و 20 دقيقه‌ي قوس
بعد:
13 ساعت و 42 دقيقه
قدر:
7
فاصله:
35000 سال نوري
اندازه ظاهري:
'18
شرح:
خوشه‌ي کروي

توضيحات:
یک خوشه کروی در صورت فلکي تازي‌ها (سگهاي شکاري) که در فاصله نسبتاٍ دوری ازما قرار دارد.
شامل حدود 500000 ستاره است

جنون خوراكي سياهچاله

دانشمندان ژاپني با استفاده از رصد پرتوهاي ايكس از بلعيده شدن جرم بزرگي توسط سياهچاله كهكشان راه شيري در قرن هجدهم خبر دادند.  

 

حدود 300 سال پيش سياهچاله اي كه در مركز كهكشان راه شيري مخفي شده است از خوابي طولاني بيدار و وارد مرحله جنون خوراكي شد. پژوهشگران مي گويند اين جنون قرن هجدهمي موجي از پرتوهاي ايكس را بدنبال داشت كه در ابرهاي مجاور سياهچاله منعكس گرديد. بعد از اين بيداري و سپري شدن جنون غذائي كه به مرگ يك ستاره انجاميد ، سياهچاله آرام گرفت.  

 

انرژي آزاد شده توسط اين واقعه آنقدر قوي بود كه انعكاسهاي آن هنوز بر روي يك ابر بين ستاره اي نقش بسته و باقي مانده است.

 

ممكن است اين يافته ها كه توسط دانشمندان ژاپني گزارش شدند دليل اينكه چرا سياهچاله كهكشان ما (Sagittarius A*) در مقايسه با هيولاهاي هم اندازه خود در كهكشانهاي ديگر اينقدر آرام است را توضيح دهند.

 

 تاتسويا اينوئي كه سرپرست اين گروه از دانشمندان است مي گويد" شايد اين آرامش به اين دليل است كه هيولابعد از اين فوران انرژي آرامش گرفته است. اين دانشمندان با تركيب داده هاي سه كاوشگر كه كيهان را براي پرتوهاي ايكس جستجو مي كنند به اين يافته ها دست يافتند.

 

اطلاعات جمع آوري شده طي سالهاي 1994 تا 2005 يك نور كوتاه مدت ولي شديد پرتوهاي ايكس از يك ابر بزرگ را آشكار مي كنند كه 300 سال نوري دورتر از سياهچاله كهكشان راه شيري قرار دارد. اين ابر Sagittarius B2  نامگذاري شده است.

 

رديابي مولكولهاي آهن در داده هاي طيفي عامل اصلي در آشكارسازي منبع اين پرتو هاي ايكس بود. دانشمندان بر اين باورند كه جنون سياهچاله باعث بيرون ريختن پرتوهاي ايكس شد كه اين پرتوها نيز الكترونها را از مولكولهاي آهن موجود در ابر جدا كردند. 

 

حركت الكترونها به جلو و عقب باعث فعال شدن حسگرها در رديابهاي پرتو ايكس نصب شده روي ماهواره هاي ژاپني ، اروپائي و آمريكائي شد.

 

پروفسور كاتسوجي كوياما كه در اين تحقيق شركت داشته مي گويد" با رصد روشن شدن اين ابر و اينكه چگونه طي ده سال روشنائي آن كمرنگ شد ، ما به اين نتيجه رسيديم كه فعاليت اين سياهچاله به سيصد سال قبل بر مي گردد. سيصد سال پيش ، اين سياهچاله يك ميليون بار درخشانتر و فوراني كه توسط آن آزاد شد بطور غير قابل باوري قدرتمند بوده است.   

 

فورانهاي تازه تري از پرتوهاي ايكس نيز گزارش شد. سال گذشته يك گروه از دانشمندان به سرپرستي دكتر مايكل مونو از موسسه فناوري كاليفرنيا يك انفجار ضعيفتر ولي تازه تري از سياهچاله كهكشان راه شيري (Sagittarius A*) كه سه تا چهار ميليون برابر خورشيد وزن دارد را كشف كردند. 

 

اين انفجار نيز با مطالعه پرتوهاي ايكس منعكس شده از يك ابر گازي كشف شد. طي اين انفجار ، جرمي به اندازه سياره عطارد بلعيده شد. 

مونو مي گويد" اين سياهچاله 50 سال قبل و يا زماني در حدود آن آخرين غذاي كافي خود را بلعيده است." شايد در آن زمان محيط اطراف سياهچاله صد هزار برابر درخشانتر از زمال حال بود.

جزئيات عادات خواركي اين سياهچاله هنوز مشخص نيست. يك فرضيه عنوان مي كند كه اين هيولا مواد بادهاي ستاره هاي جوان پيرامون را به داخل مي كشد. ممكن است فوران 300 سال پيش اين سياهچاله بر اثر انفجار يك ابرنواختر كه مواد را به سمت سياهچاله پرتاب كرد بوجود آمده باشد.

kepler

نام خود را همراه كاوشگر فضايي Kepler راهي فضاي بيكران كنيد !
نام خود را همراه كاوشگر فضايي Kepler راهي فضاي بيكران كنيد !
Kepler اولین ماموریت سازمان فضایی آمریکا برای یافتن سیارات خورشید مانند دارای حیات همچون زمین یا کوچکتر از آن میباشد ...

 

اين كاوشگر فضايي در فوريه سال 2009 از مركز فضايي كندي ناسا راهي فضاي بيكران ما خواهد شد.

شما ميتوانيد نام خود را در سايت مربوطه و در فرم مشخص شده درج كنيد؛ نام شما بر روي يك DVD ضبط خواهد شد و همراه اين كاوشگر به فضا راهي ميشود. پس از ثبت نام خود ميتوانيد پيغامي در مورد اهميت اين ماموريت نيز بنويسيد.

* لطفا توجه كنيد كه طبق قوانين ثبت نام در اين ماموريت نام شما به صورت عمومي نمايش داده خواهد شد. پس اگر ترجيح ميدهيد كه نام شما در حالت عمومي نمايش داده نشود از ثبت نام خود خودداري كنيد زيرا سازمان فضايي آمريكا هيچ گونه مسئوليتي را در اين قبال عهده دار نخواهد بود. لطفا به تمامي قوانين درج شده قبل از ثبت نام توجه كامل را مرقوم فرماييد.

* براي ثبت نام خود و فرستادن آن به ديتابيس سايت ناسا بر روي لينك زير كليك بفرماييد:

http://namesinspace.seti.org

** براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد اين ماموريت فضايي بر روي لينك زير كليك كنيد:

http://kepler.nasa.gov

شباهت زمین ومشتری!

سیاره شناسان شباهت جالبی بین جریان های قیانوس های زمین و کمربند های مشتری یافتند 
سیاره شناسان شباهت جالبی بین جریان های مشخص اقیانوس های زمین و کمربند هایی یافتند که مشخصه سطحی خاص سیارات گازی غولپیکر، همچون مشتری اند. ساختار کمربند های جو مشتری سالها موضوع تحقیقات جالبی بوده است. کمربند های مشتری به دلیل حرکت ابرها، در امتداد مجموع های ثابتی از جریان های متناوب، شکل می گیرند. این سیاره شناسان کشف کردند که اقیانوس های زمین هم نوارهایی از جریان های متناوب پایدار، در خود می پرورند که به هنگام مدل سازی، کاملا شبیه به کمربند های مشتری اند. این شباهت ها فقط ظاهری نیست. به گفته آنها طیف انرژی جریان های اقیانوسی از یک قانون نیرو پیروی می کنند که کاملا بر طیف جریان های منطقه ای در سیارات بیرونی، منطبق اند. آیا این پدیده های مشابه، در نیروهای فیزیکی مشابهی، ریشه دارند ؟ برای پاسخ به این پرسش باید تعیین کنیم که چه فرایند های فیزیکی باعث حرکات بزرگ مقیاس، در هر دو این دستگاه ها می شوند. بنابر تحقیقات سیاره شناسان میان عوامل نیروزا در سیارات خارجی و جریان های اقیانوسی، شباهت هایی وجود دارد. مقایسه طیف انرژی در سیارات غولپیکر و اقیانوس های زمین، اطلاعات ارزشمندی درباره خصوصیات اقیانوس ها و به خصوص قوی ترین جریان ها در نیمه اعماق اقیانوس ها به دست می دهد.   

منیع:پارس اسکای

طوفان های مغناطیسی

همانند طرح یک فیلم علمی-تخیلی نوع ب، اتفاق عجیب غریبی در عمق زیر زمین در حال اتفاق افتادن است، جایی که چرخش پیوسته‌ی هسته‌ی مایع و فلزی زمین، میدان مغناطیسی نامرئی‌ای تولید می‌کند که سیاره‌ی ما را از تابش‌های مضر کیهانی محافظت می‌کند. این میدان، به آرامی در حال ضعیف‌تر شدن است. آیا ما به سمت رستاخیز غیرمغناطیسی شدنی به پیش می‌رویم که ما را در برابر اثرات مهلک بادهای خورشیدی و اشعه‌های کیهانی بدون دفاع باقی می‌گذارد؟ «طوفان مغناطیسی» برای آینده‌ی مبهم مغناطیسی ما محتمل به نظر می‌رسد. دانشمندانی که این مسأله را مورد بررسی قرار داده‌اند در همه‌جا به مطالعه پرداخته‌اند، از مریخ، که در چهار بیلیون سال پیش دچار یک بحران مغناطیسی شده است و از آن زمان به بعد عاری از هرگونه میدان مغناطیسی، جو قابل ملاحظه و محتملاً حیات شده است، گرفته تا آزمایشگاهی در دانشگاه مریلند، که تیمی به سرپرستی دن لاترپ فیزیکدان، دست به شبیه‌سازی هسته‌ی مذاب آهنی زمین با استفاده از ۲۴۰ پوند سدیم مذاب به شدت قابل انفجار زده‌اند. واضح‌ترین نشانه‌های میدان مغناطیسی زمین شفق‌های قطبی هستند، که در اثر برهمکنش ذرات باردار کیهانی با جو زمین در هنگام فروافتادن در قطب شمال و جنوب مغناطیسی به وجود می‌آیند.

لیکن نشانه‌های تحلیل میدان مغناطیسی بسیار ظریف می‌باشند - اگرچه آن‌ها در هر ظرف سفالی‌ای که تا کنون در کوره پخته شده است آشکارند. در هنگام پخته شدن سفال‌ها در دمای بالا، ناخالصی‌های آهنی موجود در خاک رس حالت دقیق میدان مغناطیسی زمین را دقیقاً در آن لحظه به ثبت می‌رسانند. جان شاو زمین شناس از دانشگاه لیورپول انگلیس، با بررسی کوزه‌ها از عصر حجر تا زمان حال مدرن کشف کرده است که شدت تغییرات میدان مغناطیسی تا چه حد هیجان‌انگیز می‌باشد. او می‌گوید: «هنگامی که ما نمودار نتایج حاصل از سرامیک‌ها را رسم می‌کنیم، کاهش سریعی را با حرکت به سمت زمان حال مشاهده می‌کنیم. نرخ تغییرات در ۳۰۰ سال اخیر از هر زمان دیگری در ۵۰۰۰ سال گذشته بیشتر است. میدان مغناطیسی از یک میدان قوی به سمت یک میدان ضعیف به پیش می‌رود، و این اتفاق به سرعت در حال افتادن است.»

ادامه نوشته

ماهواره ی مصنوعی

ماهواره ی مصنوعی شی ایست  که توسط انسان ساخته شده و به طور مداوم در حال حرکت در مداری حول زمین یا اجرام دیگری در فضا می باشد. بیشتر ماهواره های ساخته شده تاکنون حول کره زمین در حرکتند و در مواردی چون مطالعه کائنات، ایستگاه های هوا شناسی، انتقال تماس های تلفنی از فراز اقیانوس ها، ردیابی و تعیین مسیر کشتی ها و هواپیماها و همینطور امور نظامی به کار می روند.

ماهواره هایی نیز وجود دارند که دور ماه، خورشید، اجزام نزدیک به زمین و سیاراتی نظیر زهره، مریخ و مشتری در حال گردش می باشند. این ماهواره ها اغلب اطلاعات مربوط به جرم آسمانی که حول آن در گردشند را جمع آوری می کنند.

به جز ماهواره های مصنوعی مذکور اشیای در حال گردش دیگری نیز در فضا وجود دارند از جمله فضا پیما ها، کپسول های فضایی و ایستگاه های فضایی که به آنها نیز ماهواره می گوییم. البته اجرام دیگری نیز در فضا وجود دارند به نام زباله های فضایی شامل بالابرنده های مستهلک راکت ها، تانک های خالی سوخت و … که به زمین سقوط نکرده اند و در فضا در حرکتند. در این مقاله به این اجرام نمی پردازیم.

اتحادیه جماهیر شوروی پرتاب کننده اولین ماهواره مصنوعی، اسپاتنیک 1، در سال 1957 بود. از آن زمان ایالات متحده و حدود 40 کشور دیگر سازنده و پرتاب کننده ماهواره به فضا بوده اند.

امروزه قریب به 3000 ماهواره فعال و 6000 زباله فضایی در حال گردش به دور زمینند.

انواع مدارها
مدارهای ماهواره ها اشکال گوناگونی دارند. برخی دایره شکل و برخی به شکل بیضی می باشند. مدارها از لحاظ ارتفاع (فاصله از جرمی که ماهواره حول آن در گردش است) نیز با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال بعضی از ماهواره در مداری دایره شکل حول زمین خارج از اتمسفر در ارتفاع 250 کیلومتر(155 مایل) در حرکتند و برخی در مداری حرکت می کنند که بیش از 32200 کیلومتر (20000 مایل) از زمین فاصله دارد. ارتفاع بیشتر مدار برابر است با دوره گردش ( مدت زمانیکه ماهواره یک دور کامل در مدار خود حرکت می کند) طولانی تر.
یک ماهواره زمانی در مدار خود باقی می ماند که بین شتاب ماهواره ( سرعتی که ماهواره می تواند در طی یک مسیر مستقیم داشته باشد ) و نیروی گرانش ناشی از جرم آسمانی که ماهواره تحت تاثیر آن می باشد و دور آن در گردش است تعادل وجود داشته باشد. چنانچه شتاب ماهواره ای بیشتر از گرانش زمین باشد ماهواره در یک مسیر مستقیم از زمین دور می شود و چنانچه این شتاب کمتر باشد ماهواره به سمت زمین برخواهد گشت.
برای درک بهتر تعادل بین گرانش و شتاب، جسم کوچکی را در نظر بگیرید که به انتهای یک رشته طناب متصل  و در حال چرخش است. اگر طناب پاره شود جسم متصل به آن در یک مسیر صاف به زمین می افتد. طناب در واقع کار گرانش را انجام می دهد تا شی بتواند به چرخش خود ادامه دهد. ضمنا وزن شی و طناب  میتوانند نشانگر رابطه بین ارتفاع ماهواره و دوره گردش آن باشد. طناب بلند مانند ارتفاع بلند است. هر چه طناب بلندتر باشد زمان بیشتری نیاز است تا شی متصل به آن یک دور کامل بچرخد. طناب کوتاه مانند ارتفاع کوتاه است و در زمان کمتری شی مذکور یک دور کامل در مدار خود گردش خواهد کرد.

ادامه نوشته

قوی‌ترین تلسکوپ نوری جهان

قوی‌ترین تلسکوپ نوری جهان اکنون بر روی کوه گراهام در جنوب شرق آریزونای آمریکا به کار افتاده است و تصاویری فوق‌العاده از اشیایی با فاصله میلیون‌ها سال نوری به دست می‌دهد.

به گزارش آسوشیتدپرس "تلسکوپ بزرگ دوچشمی" (Large Binocular Telescope) - تلسکوپی با دو آینه با قطر 8.4 متر که به همراه هم نور بیشتری جمع می‌کنند و 10 بار وضوح بیشتری نسبت به تلسکوپ فضایی هابل دارند- اولین تصاویر با استفاده از هر دو آینه خود را در انتهای سال گذشته ضبط کرد. این تصاویر پنج‌شنبه 6 مارس (16 اسفند) برای عموم به نمایش درآمدند.

تلسکوپ‌های بزرگی هستند که در سایر نقاط طیف نوری - از امواج رادیویی کم‌فرکانس  تا فراسوی نور مرئی - کار می‌کنند- اما در میان تلسکوپ‌های نوری متعارف این تلسکوپ ازهمه قوی‌تر است.

این تلسکوپ گل سرسبد 120 میلیون‌دلاری رصدخانه بین‌المللی مونت گراهام دانشگاه آریزونا است.

Large-Binocular-Telescope

این تلسکوپ که در ارتفاع 3200 متری قرار دارد، از این لحاظ در رده سوم پس از تلسکوپ هاینریش- هرتز و تلسکوپ تکنولوژی پیشرفته واتیکان قرار می‌گیرد.

چگونه یك شهاب سنگ را شناسایی كنیم؟

شماری از ویژگی های شهاب سنگ ها، چنانچه بررسی دقیقی بر آن ها انجام شود، می توانند راه گشای بازشناخت سنگ های آسمانی از سنگ های معمولی زمینی باشند.
این ویژگی ها به طور جداگانه در زیر توضیح داده خواهند شد.
به طور عادی تركیبی از برخی از این ویژگی ها در سنگ های آسمانی هست كه اجازه ی شناسایی بی ابهام آن ها را به ما می دهد.


شش ویژگی سنگ های آسمانی

حضور فلز آهن
چگالی
ویژگی مغناطیسی
حضور جرم پیروكسین
پوسته ی گداخته
ریگماگلیپت ها

...
ادامه نوشته

بشقاب پرنده ها

وزات دفاع انگلیس پرونده‌های مربوط به مشاهده "اشیای ناشناس پرنده" یا "یوفو‌ها" UFO را که سابقه آنها به دهه 1970 بازمی‌گردد، منتشر کرده است.

به گزارش خبرگزاری‌ها  وزارت دفاع انگلیس چهارشنبه 14 مه (25 اردیبهشت) این پرونده‌ها را به عنوان بخشی از یک طرح چهارساله برای انتقال همه اسناد مربوط به یوفوها به بایگانی‌های‌ ملی این کشور انجام داده است تا افراد علاقمند بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند.

این اسناد شامل صدها گزارش پلیس از اظهارات شاهدانی از شمال تا جنوب انگلیس است که نورها و اشیای عجیب در آسمان دیده‌اند.

پرونده‌هایی که در این مرحله علنی شده‌اند سال‌هایی 1978 تا 1987 را در برمی‌گیرند. بقیه این اسناد که مربوط به دهه 1950 و سال‌های اخیر  می‌شوند، بعدا منتشر خواهند شد.

این پرونده‌‌ها  که در حال حاضر در صفحه مربوط به یوفو در وب‌سایت بایگانی‌های ملی قرار داده شده‌اند، از گزارش‌های عجیب و غریب تا موارد  اسرارآمیز و غیرقابل‌توضیح را دربرمی‌گیرند.

 در یکی از این موارد مرد سالمندی مدعی شده بود که موجودات بیگانه فضایی که کاملا سبزپوش بودند او را با سفینه‌شان به گردش برده‌اند و نهایتا به خاطر سنش از دزیدن او منصرف شده‌اند.

اما گزارش‌های معتبرتری هم در میان این اسناد وجود دارد. از جمله گزارش ماموران یک برج مراقبت در فرودگاهی در ساحل شرقی انگلیس در ساعت  4 بعدازظهر 19 آوریل 1984 در مورد یک پدیده هوایی غیرمعمول.

با اینکه این ماموران آدم‌های حرفه‌ای باتجربه و آرامی بودند؛ اما آنها آنقدر نگران از دست دادن شغل‌های‌شان بودند که تقاضا کردند که نام‌های‌شان از گزارش رسمی حذف شود.

آنها می‌دانستند که هیچکس ادعای آنها در این باره باور نخواهد کرد که یک شیء پرنده ناشناس در فرودگاهی در شرق انگلیس که آنها وظیفه نظارت بر آن را به عهده داشتند، مدتی کوتاه به زمین نشسته است، سپس با سرعت فراوان دوباره به پرواز درآمده است.

این افراد که بیش از 8 سال تجربه کاری داشتند، توصیف کرده‌اند که چگونه در حال راهنمایی هواپیماهای کوچک برای فرود بر روی باند شماره 22 بوده‌اند که یک شیء با نور درخشان برخوردند که که بدون اجازه به یک باند دیگر نزدیک می‌شد.

به گفته یکی از ماموران برج مراقبت این شیء با سرعت زیاد نزدیک شده بود، تماس مختصری با باند شماره 27 برقرار کرده و بعد با سرعتی فوق‌‌العاده با زاویه تقریبا عمودی دور شده بود.

این واقعه یکی از معدود مواردی است که توضیح‌داده نشده باقی ماند.

این پرونده‌ها نشان می‌دهد که شاهدان انواعی از نورهای نارنجی، قرمز، سفید و سبز به اشکال مختلف لوزی، مربع یا میله‌اس شکل را به پلیس انگلیس گزارش کرده‌اند که یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد برای موارد مشاهد اشیای پرنده ناشناس دارد.

کارشناسان می‌گویند اغلب موارد گزارش اشیای ناشناس پرنده به چراغ‌های هواپیماها، ستاره‌ها و سیاره‌های درخشان، ماهواره‌ها، شهابسنگ‌ها، سفینه‌های فضایی و مانند اینها مربوط می شود و قابل توضیح هستند.

به گفته کارشناسان این پرونده‌ها بیانگر رویکرد عملگرایانه وزارت دفاع انگلیس به گزارش‌ها در مورد یوفوها است.

از دیدگاه دولت انگلیس این یوفوها  تنها به این علت ارزش بررسی داشتند. که ممکن بود  تهدیدی برای امنیت ملی باشند و هنگامی که مشخص می‌شد که آنها هواپیماهای دشمن نیستند، دیگر کسی به دنبال کردن قضیه علاقه‌ای نشان نمی‌داد.

 

کشف جوانترین ابرنواختر در کهکشان راه شیری

ابرنواختری جوان در كهكشان ما با استفاده از رديابی باقيمانده‌های انفجار آن كشف شد.

اين ابرنواختر «G1.9+ 0.3» نامگذاری شده‌است. این اعداد مختصات مكان كهكشانی ابرهای باقیمانده انفجار است كه در قلب كهكشان شیری جای دارد. رصدخانه پرتوی X چاندرا(متعلق به ناسا) و آرایه بسیار بزرگ رصدخانه ملی رادیو اخترشناسی این نتایج را بدست آورده‌اند كه در درك چگونگی فوران ابرنواخترها در كهكشان راه شیری بسیار سودمند خواهد بود.

 

دانشمندان با استفاده از میزان انبساط و پراكندگی باقیمانده‌های آن حدس می‌زنند كه این انفجار 140 سال پیش رخ داده‌ است. آخرین انفجار در كهكشان ما در سال1680  شناسایی شده‌ بود كه ذات‌الكرسی‌ A نام دارد. كشف این ابرنواختر اولین پله در حدس بازه زمانی بین دو انفجار ستاره‌ای متوالی است. این مطلب بسیار مهم است زیرا ابرنواخترها میتوانند باعث تشكیل ستاره‌های جدید در سحابی‌ها شوند بطوریكه شوكی به گاز و غبار میان ستاره‌ای وارد شود و آنها را متراكم كند.  در نتیجه دما بالا رفته ، همجوشی هسته‌ای آغاز می‌شود و ستاره متولد می‌شود. همچنین ابرنواخترها بسته به میزان جرمشان می‌توانند به ستاره نوترونی یا سیاهچاله تبدیل شوند كه در جای خود حائز اهمیت است.

 

 

ادامه نوشته

مریخی ترسناکتر؟؟؟؟

مشاهدات اخیر مدارگرد اکتشافی مریخ نشان می‌دهد که پوسته‌ و گوشته‌ بیرونی مریخ سخت‌تر و سرد‌تر از آن چیزی است که پیش‌‌تر تصور می‌شد.

یافته‌های جديد از امکان وجود آب مایع در زیر سطح سیاره و احتمال حیات موجودات زنده در عمق بیشتری از این آب٬ خبر می‌دهد.
 
«راجر فیلیپس»  از موسسه‌ تحقیقاتی جنوب غربی٬ بولدر- کلرادو٬ گفت: "ما دریافتیم که سطح سنگی مریخ زیر یخ‌های سنگین پهنه‌ قطب شمال در حال خم شدن نیست. این نشان می‌دهد که درون سیاره سخت تر است و بنابراین سرد تر از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد".

كلاهك يخي مريخ


ادامه نوشته

چهار بعدی!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

پژوهشگران کانادایی می‌گویند مشروح‌ترین مدل مجازی انسان تا به حال را به شکل  یک تصویر "چهار بعدی" بوجود آورده‌اند.

این مدل که CAVEman نامیده می‌شود،یک تصویر کامپیوتری است که بیش از 3000 بخش مجزای بدن را در برمی‌گیرد و همه آنها را می‌توان در غرفه‌ای مشاهده کرد که به این تصویر ارتفاع، پهنا و عمق می‌دهد.

CAVEman همچنین گذر زمان – بعد چهارم – را نیز به نمایش می‌گذارد.

دانشمندان می‌توانند تصاویر منحصر به فرد بیماران، مانند تصاویر ام‌آرآی، سی‌تی‌اسکن و رادیوگرافی ساده را در این مدل بگسترانند و به پزشکان تصاویری با وضوح بالا از نحوه کار بدن ارائه دهند که به صورتی شناور در فضا به نمایش درمی‌آید.

به گفته پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه کالگاری که  شش سال بر روی این سیستم کار کرده‌اند، این شیوه می‌تواند به محققان کمک کند که ژنتیک بیماری‌هایی مانند سرطان، دیابت و آلزایمر را مورد بررسی قرار دهند.

دکتر کریستوف سنسن، رئیس مرکز پیشبرد ژنومیک تصویری سان در دانشکده پزشکی دانشگاه کالگاری می‌گوید: "این نوع مدل در جهان منحصر به فرد است. تنها نمونه کاملی است که وجود دارد."

CAVEman یکی از فراورده‌های آزمایشگاه 5.5 میلیون دلاری واقعیت مجازی سه‌بعدی Cave است که در سال 2002 بوسیله مرکز سان با همکاری شرکت سان میکروسیستمز گشایش یافت.

CAVEman با عینک‌های 3D در غرفه‌ای دیده می شود و به نظر می‌رسد که در جلوی بیننده ایستاده است.

کنترل‌کننده مانند یک بازی ویدئویی می تواند آن را دستکاری کند و بر بخش‌های مختلف بدن - پوست، استخوان‌ها، عضلات، اندام‌ها و وریدها متمرکز شود.

هر چه تصویر به بیننده نزدیک‌تر می‌شود، به نظر می‌رسد که بیننده بیشتر به درون بدن حرکت می‌کند. این تصویر را می‌توان بر روی کامپیوترهای معمولی هم بارگذاری کرد و خارج از سایت آن را مشاهده کرد.

به گفته سنسن پزشکان می‌توانند نتایج شیوه‌های تشخیصی مانند سی‌تی‌اسکن اندام‌های داخلی و آزمایشهای خون را یک جا ببینند و در نتیجه متخصصان رشته‌های مختلف با هم کار کنند.

به علاوه جراحان می‌تواند به جای جنازه‌ها برای مقاصد آموزشی و برای طراحی جراحی پیش از انجام آن از این انسان مجازی استفاده کنند.

به گفته سنسن بیماران نیز با کمک این مدل مجازی می‌توانند درک بهتری از بیماری‌های خودشان به دست آورند.

قدم‌های بعدی ایجاد نسخه‌هایی برای فروش به بیمارستان‌ها در سراسر جهان و افزودن یک جزء لمسی به این تصویر است.

پیغامی از BMW M3 GTR

اميدوارم كه حال شما خوب باشد و اميدوارم از مطالب استفاده كنيد. در اين يك ماه به دليل امتحانات سرم وسربقيه شلوغ هست پس ممكنه كمتر مطلب بذاريم با عرض پوزش از شما

فعالیت‌های ورزشی در فضا

انجام فعالیت‌های ورزشی در فضا یکی از برنامه‌های روزانه‌ی هر فضانورد است. اما فضانوردان علاوه بر انجام این فعالیت‌ها، ورزش‌های جالبی نظیر بازی گلف فضایی ابداع کرده‌اند.

 

فضانوردان مجبورند به سختی ورزش کنند تا عضلاتشان در اثر بی‌وزنی ضعیف نشود. اما گاهی اوقات در طی مدت ­زمانی که در ایستگاه فضایی هستند،  ایده‌­های جدیدی را برای انجام فعالیت‌­های ورزشی خود پیاده می‌­کنندبه عنوان مثال اکنون پر کردن کیسه­‌های بزرگ آب معنای جدیدی یافته است. «گرت رایزمن» (Garret Reisman)، یکی از فضانوردان ایستگاه، می‌­گوید: «در ابتدا ما شروع به پرتاب کردن این گو‌‌‌‌ی­های بزرگ کردیم. سپس به این نتیجه رسیدیم که می‌­توان بعد از پرتاب، از آن‌­ها سواری گرفت چرا که این کیسه‌­های بزرگ می‌­توانند شما را حمل کنند و به اطراف ایستگاه ببرند. بنابراین کارهای زیادی است که می‌­توان در ایستگاه انجام داد. اگر ایده‌­ی خوبی دارید به من بگویید. حتما امتحانش می­کنیم».

 

اسکور بورد یکی از ورزشگاه‌ها که گرت رایزمن را در حال پرتاب یک توپ نشان می‌دهد

 

پیش از شروع بازی بین دو تیم نیویورک یانکیز و بوستون رد ساکز،  اسکوربرد ورزشگاه تیم یانکیز، تصویر گرت رایزمن –یکی از طرفداران پر و پا قرص این تیم- را در حال پرتاب توپ بیس‌بال در ایستگاه فضایی نشان می‌دهد. منبع عکس AP Photo: او هفته‌­ی گذشته یک توپ بیس­بال را به افتخار تیم محبوبش پرتاب کرده بود. او پس از سا‌ل‌­ها پرتاب توپ بیس­بال روی زمین، باید نحوه‌­ی انداختن توپ را در فضا اصلاح می‌­کرد چرا که روی زمین،  برای پرتاب توپ در یک مسیر مسقیم، ما عملا آن را در یک مسیر قوسی می‌­اندازیم تا اثر جاذبه را خنثی نماییم. ولی در ایستگاه فضایی جاذبه وجود ندارد.فضانوردان قبلی ایستگاه البته وظیفه‌­ی دیگری داشتند: برگزاری مسابقات دو امدادی! در این مسابقه دو تیم سه نفره از فضانوردان شرکت کردند. ابتدا دو نفر از ابتدا تا انتهای یک بخش ایستگاه مسابقه می‌­دادند، سپس با دادن علامتی به نفر دومی که در سه بخش آن­ط‌رف‌تر منتظر ایستاده بود بر‌می­‌گشتند و نفر سوم وارد مسابقه می‌­شد. در این مسابقه، تیمی که رایزمن در آن بود برنده شد.

 
یافتن ورزش مناسب
فضانوردان مقیم ایستگاه فضایی باید به طور متوسط روزانه 6 ساعت و نیم کار کنند، هشت ساعت و نیم بخوابند و دو ساعت به فعالیت‌­های ورزشی بپردازند. ولی مانند همه‌­ی افراد، فضانوردان نیز در اوقات فراغت خود به تفریح می‌­پردازند. علاوه بر انجام فعالیت‌­های ورزشی روی تردمیل و دوچر‌‌‌خه‌­ی ثابت، فضانوردان بسکتبال هم باز‌ی‌ ‌کرد‌ه‌­اند. از دیگر تفریحات آن­‌ها  می‌­توان به پرتاب بومرنگ و فریزبی اشاره کرد. البته در حالت بی­وزنی قواعد بازی دستخوش تغییر می‌­شوند‌.
فضانورد ناسا، کلی اندرسون در حال بازی با توپ راگبی در ایستگاه فضایی بین¬المللی. منبع عکس: ناسا

فضانورد ناسا، کلی اندرسون در حال بازی با توپ راگبی در ایستگاه فضایی بین‌المللی. منبع عکس: ناسا

 

به عقیده‌­ی یکی از فضانوردان، پرتاب اشیا در فضا نیازمند مهارت بالایی است. همانند توانایی راه رفتن در شرایط بی­وزنی، این ­هم مهارتی است که باید با تمرین کسب نمود. بازی‌­هایی که در حالت بی­وزنی انجام می‌­شود اینجا روی زمین نیز طرفدارانی برای خود دست و پا نموده است. مسافرانی که برای مدت زمان کوتاهی شرایط بی­وزنی را در یک بویینگ 727 مخصوص تجربه کرده‌­اند، اقدام به انجام بازی‌­هایی نظیر وسطی و گرگم به هوا‌ ‌نمو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌ه­‌اند. در ماموریت‌­های اخیر ایستگاه فضایی، فضانوردان نسخه‌­ی مخصوص شرایط بی­وزنی را برای برخی از فعالیت‌­های ورزشی طراحی کرد‌ه‌­اند. از جمله:

·         در ماه اسفند، فضانورد ژاپنی یک بومرنگ را در ایستگاه فضایی پرتاب کرد تا ببیند که آیا بومرنگ در فضای بدون جاذبه نیز برمی‌­گردد یا خیر. صد البته که بومرنگ به سمت او برگشت.
·         سال گذشته یکی از فضانوردان ناسا در حالی همراه با ایستگاه فضایی به دور زمین می­­‌چرخید در مسابقه‌­ی دوی ماراتونی که در شهر بوستون برگزار می‌­شد شرکت کرد و پس از 4 ساعت و بیست و چهار دقیقه به خط پایان رسید (البته به همراه ایستگاه فضایی و در مدار زمین!).
·         در سال 2006، یک فضانورد سوئدی که از قهرمانان سابق پرتاب فریزبی نیز بود، موفق شد به لطف نبودن جاذبه، به مدت 20 ثانیه یک فریزبی را در محیط ایستگاه معلق نگه دارد و رکورد 17 ثانیه‌­ای قبلی را بشکند.
·         یک فضانورد روس نیز در سال 2006، مانند آلن شپارد یکی از سرنشینان آپولو 14،  به یک توپ گلف در فضا ضربه زده بود.
·         سال گذشته یکی از فضانوردان ناسا با استفاده از چوب بیس­بال به یک توپ راگبی و یک توپ بیس­بال ضربه زده بود تا به دانش‌­آموزان اثر بی‌­وزنی را نشان داده باشد.
 
جان هایس (John Hayes)، مدیر بخش مدیریت منابع انسانی ناسا، این‌­طور بیان­ می‌­کند که ناسا فضانوردان را برای انجام فعالیت‌­های ورزشی دلخوا‌هشان در فضا یاری ‌می‌­نماید.
 
به عنوان مثال در مورد مسابقه‌­ی ماراتن، لازم بود که علی­رغم برنامه فشرده کاری، مدت زمان اختصاص یافته برای فعالیت‌­های ورزشی فضانوردان بیشتر شود که در این زمینه مساعد‌ت‌­های لازم صورت گرفت.
 
تیم‌­کشی در مدار زمین
از زمانی که فضانوردان اقامت در ایستگاه فضایی را در سال 2000 شروع کردند، به طور متوسط همیشه سه فضانورد در ایستگاه ساکن بوده­‌ا‌‌‌ند. هر چند که در موارد استثنایی نظیر ‌با‌ز‌ه‌­ی زما‌نی پس ا‌ز فاجعه‌­ی شاتل کلمبیا، ماموریت­‌های دو نفره نیز انجام شد‌ه‌­اند. به جز این موارد استثنایی، تعداد فضانوردان داخل ایستگاه تقریبا همواره سه نفر است که برای تیم‌­کشی تعداد مناسبی نیست. این مشکل در سال 2009 حل خواهد شد چرا که ناسا و دیگر همکاران ایستگاه فضایی قصد دارند تعداد فضانوردان مقیم ایستگاه را به 6 نفر در هر ماموریت افزایش دهند. با این افزایش، دست فضانوردان برای انجام فعالیت‌­های ورزشی متنوع­تر باز خواهد شد. با این تعداد بیشتر، فضانوردان قادر خواهند بود به انجام ورزش­‌های تیمی نیز بپردازند!

تلسکوپ جهان گستر

نسخه ابتدایی نرم افزار آسمان نمای شرکت مایکروسافت با نام "تلسکوپ جهان گستر" در دسترس همگان قرار گرفت.پس از ماهها انتظار، مسئولان شرکت مایکروسافت به وعده خود برای طراحی نرم افزار آسمان نما جامه عمل پوشاندند و نسخه ابتدایی این نرم افزار را با نام تلسکوپ جهان گستر (World Wide Telescope) برای استفاده عموم مردم بر روی شبکه وب قرار دادند.آنچه در ابتدا، پس از نصب این برنامه به چشم می خورد، بدون شک برتری تمام جانبه قابلیتهای این آسمان نما، نسبت به آسمان نمای شرکت رقیب مایکروسافت با نام گوگل اسکای یا همان آسمان گوگل در محیطی دلنشین و زیبا است.

 

Image

 

دارا بودن مجموعه ای بی نظیری از بیش از 200 تصویر تلسکوپ فضایی هابل، بیش از 50 تصویر تلسکوپ فضایی اسپیتزر (در ناحیه فروسرخ) ، نزدیک به 30 تصویر تلسکوپ فضایی چاندرا (در ناحیه  پرتوهای ایکس)، به همراه مجموعه ای از تصاویر پیمایش آسمان در بخش های فروسرخ، ریزموج و رادیویی، این آسمان نمای آن لاین را منحصر به فرد کرده است.

 

Image

 

علاوه بر آن داشتن مجموعه صورتهای فلکی، مجموعه نام ستارهها، مجموعه نام اجرام اعماق آسمان و مجموعه اجرام مسیه، در کنار جستجوی پیشرفته آن در منابع قوی ترین پایگاه دادههای اجرام سماوی جهان با نام سیمباد (SIMBAD)، هم بر راحتی دسترسی آن نسبت به باقی آسمان نماهای آن لاین افزوده شده و هم این نرم افزار را تبدیل به آسمان نمای مورد استفاده حرفه ای ها کرده است.آسمان گوگل یا گوگل اسکای بیشتر مورد استفاده حرفه ای های نجوم آماتوری قرار می گرفت ولی تلسکوپ جهان گستر مورد استفاده تحصیل کرده های دانشگاهی علم نجوم نیز قرار می گیرد. تلسکوپ جهان گستر برای نخستین بار در جهان علاوه بر قابلیت نمایش آسمان با استفاده از قوی ترین منابع داده ای جهان مانند SDSS و DSS در ناحیه مرئی، امکان نمایش تمام آسمان را در نواحی غیر مرئی رادیویی، ریزموج، فروسرخ، ماورا بنفش، ایکس و گاما را در چند زیرمجموعه فراهم کرده است.قابلیت رصد آسمان، مشاهده سیارات و زمین از فضا و همچنین دید پانورامای مریخ نوردهای روح و فرصت از سطح مریخ، به همراه امکان بزرگنمایی از دیگر مشخصات ویژه این آسمان نما است. امکان مشخص کردن منطقه رصدی در هر نقطه دنیا با قابلیت مشخص کردن میدان دید تلسکوپی و دوربین نجومی متصل به آن نیز در کنار امکان هدایت تلسکوپ قرار گرفته و از این رو تصویربرداری از اجرام سماوی را برای منجمان راحتتر از پیش کرده است.

 

Image

 

با وجود همه این امکانات بی نظیر برای آسمان نمای آن لاین، مایکروسافت برای حذف رقیب خودش، آسمان گوگل، اقدام به قراردهی امکان عضویت گروههای نجومی مشهوری همچون مجله آسترونمی (Astronomy)، مجله اسکای اند تلسکوپ (Sky & Telescope) و گروه طرفداران شرکت مید (Meade 4M) کرده است.پس از آن مایکروسافت بازهم دست از کار نکشیده و اقدام به ساخت گشتهای آموزشی نجوم در داخل آسمان نمای تلسکوپ جهان گستر کرده است. گشتهای این آسمان نما از آموزش همین نرم افزار و آلودگی نوری در زمین تا مفاهیم کیهان شناسی مانند ماده تاریک را شامل می شود. شما هم می توانید در صورت تمایل در داخل این آسمان نما گشتی در میان اجرام سماوی با صدا و موسیقی مورد علاقه تان بسازید.


Image


 

شما برای دریافت این نرم افزار با حجم 20.8 مگابایت، می توانید به وبگاه رسمی تلسکوپ جهان گستر (WorldWideTelescope.org) مراجعه کنید.برای نصب و اجرای این برنامه، نیاز به حداقل رایانه ای با سرعت پردازش دو گیگاهرتز، یک گیگابایت رم، یک گیگابایت حافظه خالی، کارت گرافیکی 128 و نمایشگر با قابلیت نمایش 1024 در 768 یا بالاتر در محیط ویندوز اکس پی با بسته خدماتی 2 و یا در محیط ویندوز ویستا است. اتصال به اینترنت نیز بنابر اعلام شرکت مایکروسافت بایستی حداقل 56 کیلوبیت در ثانیه باشد.بخش پژوهش شرکت مایکروسافت (Microsoft Research)، آسمان نمای تلسکوپ جهان گستر را طراحی کرده است. حال باید منتظر بود و دید که شرکت گوگل چه طرحی در برابر این حرکت مایکروسافت دارد.

 

رادیو نجوم

همزمان با روز جهانی نجوم، رادیو نجوم به طور رسمی افتتاح شد. گزارش‌های خود را از روز نجوم، برای این رادیو ارسال و در مسابقه‌ی روز نجوم شرکت کنید.

 

رادیو نجوم وبگاهی با موضوع ستاره شناسی، فضا و علوم مرتبط با آن است كه اطلاع رسانی با استفاده از فن آوری‌های نو در شبكه جهانی اینترنت از مهمترین اهداف آن به شمار می‌رود. این وبگاه فعالیت خود را از اسفند سال 86 به طور آزمایشی آغاز کزده است و امروز، همزمان با روز نجوم سال 1387، افتتاح می‌شود. این رادیو با همكاری موسسه آسمان و طبیعت پارس  و پایگاه اطلاع رسانی آسمان پارس فعالیت می‌كند.

 

 

رادیو نجوم

 

 رادیو نجوم در نظر دارد تا مسابقه‌ای با موضوع گزارش‌های ارسالی از هفته و روز نجوم برگزار نماید. علاقمندان می‌توانند به دو صورت تماس تلفنی با پیامگیر 24 ساعته رادیو و یا ارسال فایل صوتی به ایمیل این رادیو در مسابقه شرکت نمایند.

 

برای شنیدن رادیو و دریافت اطلاعات بیش‌تر به وبگاه رادیو نجوم مراجعه کنید:

 

http://www.radionojum.com

صورت فلكي جدي-بزغاله-capricornus

 

بر حسب اتفاق توضيح صورت فلكي جدي با ماهي كه اين صورت فلكي مربوط به آن است مقارن شد...

           

صورت فلكي جدي-بزغاله-capricornus

صورت فلكي كم نور جدي در منطقة البروج، شايد اولين صورت فلكي است كه از دوران ما قبل تاريخ شناخته شده است. تصوير بز يا تركيب بز-ماهي در لوحه هاي به جا مانده از 3000 سال قبل بابلي ها كشف گرديده. آثار باستاني به همراه اين صورت فلكي با آمالته نشان مي دهد كه بز به زئوس نوزاد و همچنين پان(خداي شبانان)شير مي داده است. در حدود 2000 سال قبل، خورشيد در حد اعلاي خود در آسمان نيمكره جنوبي يعني انقلاب زمستاني در نيمكره شمالي مي رسيد و اين زماني است كه خورشيد از مقابل اين صورت فلكي عبور مي نمود. به همين لحاظ اين عرض جغرافيايي را به نام "مدار راس الجدي" خوانده اند كه خورشيد در اين محل در نيمكره جنوبي مي تواند عمود تابيده و بالاي سر قرار  گيرد.بهر حال امروز ديگر چنين نيست و خورشيد در انقلاب زمستاني در جدي قرار ندارد بلكه مكان آن به لحاظ چرخش محور زمين در اثر "حركت تقديمي" جا به جا شده است.

اين صورت فلكي ستاره قابل توجهي ندارد و درخشنده ترين آنها از قدر 3 است. ستارگان آلفا و بتاي جدي دوگانه به نظر مي رسند در صورتي كه اين طور نيست و اين دو ستاره به سرعت در حال دور شدن از هم هستند.

M30 يك خوشه ستاره اي متراكم از قدر 7 است كه در حدود 4 درجه اي جنوب، جنوب شرقي زتاي جدي قرار دارد.

صورت فلکی شکارچی

صورت فلکی شکارچی (جبار) Orion

پهنه (مساحت): 594 درجه ی مربع

این صورت فلکی شاید شناخته شده ترین صورت فلکی در آسمان باشد. هیچ یک از صورت های فلکی دیگر تا این اندازه به نامش شباهت ندارد. شکارچی دربردارنده ی ستارگان درخشان فراوانی است. ستاره های صورت فلکی شکارچی همانند یک شکارچی لافزن دارد که از هزاران سال پیش در سراسر جهان شناخته شده است.

ستاره ها:

ستاره ی آلفای شکارچی با نام ابط الجوزا (از نام عربی «خانه ی دو پیکر» با اشاره به صورت فلکی جوزا گرفته شده است) فاصله ی 310 سال نوری از ماست که شانه ی شکارچی را نشان می دهد. طیف ان از گونه ی M2Iab و قطرش ار مدار مریخ به دور خورشید بزرگ تر است. این ستاره با قدر ۰.۵ و روشنی بسیار و رنگ قرمزش، به ما اجازه می دهد تا آن را به خوبی و با چشم غیر مسلح ببینیم. ستاره ی بتا یا رجل جبار (قدم جبار) یک ابرغول آبی - سفید درخشان با طیف B8Ia به فاصله ی ۹۱۰ سال نوری، یکی از درخشان ترین ستارگان آسمان با قدر ۰.۱ است. تتا-یک Trapezium (ذوزنقه) یک ستاره ی چهارتایی در یک خوشه ی بسیار جوان واقع در مرکز سحابی شکارچی است.

اجرامی در ژرفای آسمان

M42 به عنوان سحابی شکارچی و همدم آن M43 هر دو به فاصله ی 1500  سال نوری از ما در زیر کمربند در جایگاه شمشیر شکارچی جای دارند. ابرهای سبز رنگ سحابی شکارچی و ستاره ی تتا – یک آن با دوربین های دوچشمی هم دیده می شوند ولی از درون تلسکوپ های کوچک بسیار دیدنی ترند.

صورت فلکی ماهی

 

صورت فلکی حوت (PSC) ماهی PISCES

پهنه (مساحت): 889 درجه ی مربع

صورت فلکی حوت با ستاره های ریز آن از زمان های باستانی در منطقه البروج نماینده ی ماهی در آسمان بوده است.

یونانی ها و رومی ها آن را رب النوع عشق و شهوت می دانستند که با پسرش به نام اِرُس از چنگال هیولای تیفون فرار و به نهری جهیده و به ماهی تبدیل شده اند و سپس شناکنان با دم های به هم گره خورده ی خود گریختند. هم اینک خورشید از 23 اسفند ماه تا 30 فروردین ماه در این صورت فلکی جای می گیرد. بنابراین هنگامی که خورشید در نخستین روز فروردین ماه از خط استوای سماوی از جنوب به شمال حرکت می کند، یعنی نخستین روز بهار برای نیمکره ی شمالی که لحظه ی اعتدال بهاری را تشکیل می دهد، خورشید درون این صورت فلکی جای گرفته است.

ستاره ها:

آلفا – حوت با نام رشاء، در عربی به معنای "گره" است، زیرا این ستاره دو ماهی را در این نقطه به هم وصل می نماید. طیف آن A2V، قدرش 3.9 و در فاصله ی 98 سال نوری از زمین جای گرفته است.

اجرامی در ژرفای آسمان:

M74 یک کهکشان زیبای قدر نهم است که در چند درجه ای شمال شرقی ستاره ی اتا-حوت، در بخش شرقی این صورت فلکی جای گرفته است.

دور قطبی

دور قطبی بر فراز دماوند

رویت هلال

براي اينكه يك ماه قمري شروع شود بايد هلال ماه رويت شود، يعني با ديدن اولين ماه در آسمان يك ماه قمري آغاز خواهد گرديد.

 ماه تنها قمر زمين كه هر 5/29 شبانه روز يكبار به دور زمين مي چرخد و به دليل پيچيدگي مدارش، تعيين زمان رويت شدن اولين هلال آن كار چندان آساني نيست. شايد چنين به نظر آيد كه رويت هلال ماه قمري تنها مربوط به كشورهاي اسلامي است، اما جالب است بدانيم كه در تمام نقاط دنيا منجمان به دنبال رصد هلال ماههاي قمري با همان نامهاي محرم، صفر و مي باشند و ركوردهاي مختلفي را نيز به نام خود ثبت نموده اند. اين ركوردها مربوط به زمينه هاي مختلفي مانند سن ماه، جدايي زاويه اي ماه از خورشيد و غيره مي باشد. رصد هلال ماه با چشم و يا با ابزار صورت مي گيرد.

 ركوردي كه توسط چشم غيرمسلح در زمينه سن ماه ثبت شده است مربوط به راصدي به نام آقاي استيون ان شور مي باشد كه هلال ماه شوال 1409 قمري را با سن 14ساعت و58 دقيقه رويت نمودند و ركورد مربوط به رصد با چشم مسلح به نام آقاي سيد محسن قاضي ميرسعيد ثبت شده است. ايشان هلال ماه رجب المرجب 1423 هجري قمري را با سن 11ساعت و41 دقيقه رصد نمودند.

روش عملي رؤيت هلال ماه :

  • براي رصد هلال ماه بايد به چند نكته اشاره كرد:

اول اينكه مكان رصد بايد به دور از آلودگي هوا و گرد و غبار و دود شهرها بوده و همچنين از آلودگي نوري شهرها نيز دور باشد. بهترين مكان براي رصد هلال ماه ارتفاعات مي باشد زيرا در آنجا گرد و غبار اثر كمتري مي گذارد و هم به افق مسلط تر مي باشيم دوم، انتخاب لوازم و وسايل مناسب براي رصد مي باشد. يكي از مهمترين ابزاري كه بايد همراه يك رصدگر هلال ماه باشد يك دوربين دوچشمي است.

 دوربين خوب دوربيني است كه بزرگنمايي، وزن، قيمت و جنس مناسب داشته باشد و بهتر است تك چشمي نباشد و قرار گرفتن بر روي پايه براي دوربينهاي قدرتمند بسيارحايز اهميت است براي رصد هلال بايد لحظه غروب خورشيد، مكان غروب خورشيد، ارتفاع و مكان ماه در لحظه غروب خورشيد را بدانيم.

قبل از غروب خورشيد بايد مكان غروب خورشيد و مكان ماه را به دست آورده و دوربين خود را در آن نقطه تنظيم نماييم. دور بودن سايت رصدي از مناطق نظامي جهت جلوگيري از اشكالات بعدي، اقدام گروهي براي رويت، داشتن اطلاعات مربوط به هلال، به همراه بردن پوشش گرم براي فصول سرما و امكانات اوليه درماني از جمله تدابيري است كه پيش از رصد بايد مورد توجه قرار گيرد. با ديدن هلال بايد چشم را باز و بسته نموده و به طول كمان و جابجايي هلال دقت كنيد تا با ابر، هواپيما و اشتباه نگرفته باشيد و بدو ن عجله شاخصي را روي زمين براي نشان كردن آن در نظر بگيريد و سعي كنيد هلال را دوستان ديگر گروه نيز ببينند.

 

رمز هسته سیاره تیر کشف شد، هسته مایع است

یک تخم مرغ خام کند تر از یک تخم مرغ آب پز میچرخد. با این استنباط دانشمندان کشف کردند که هسته سیاره تیر از آهن مذاب تشکیل شده است.

این کشفیات راز 30 ساله ی نزدیکترین سیاره به خورشید را بر ملا کرد اما راز دیگری را مطرح ساخت.دانشمندان با ارسال امواج رادیویی به سمت سیاره  تاب های چرخش سیاره تیر را اندازه گیری کردند. بعد از 5 سال و 21 رصد داشمندان متوجه شدند که یافته ها آنان در مورد هسته  دوبرابر بزرگتر از یک هسته جامد است.

نام سیاره تیر یا Mercury  از خدای بادپای رومی گرفته شده است و نزدیکترین سیاره به خورشید است. هر سال آن برابر است با 88 روز زمینی. قبلا تصور می شد که هسته ای جامد از جنس آهن و جبه ای از جنس سیلیکات دارد. اما 30 سال پیش فضا پیمای مارینر 10 در سفر اکتشافیش به سمت این سیاره ، میدان مغانطیس ضعیفی را پیرامون سیاره یافت (حدود 0.01 زمین) و میدان مغناطیسی ارتباط مستقیمی با هسته های مذاب دارد.

اما در نتایج جدید که توسط رصدهای رادیویی ناسا انجام شده است این فرضیه تایید شد و اما رمز دیگری را پیش روی دانشمندان قرار داد که امید است با کشفیات فضا پیمای ناسا در سال 2008 حل شود.

ابر اورت

ابر اورت، ابرکروي بزرگي است که منظومه شمسي ما را پوشانده است. اين ابر را که تا ٣٠ تريليون کيلومتري خورشيد کشيده شده است، اولين بار اخترشناس هلندي، جان اورت، کشف کرد. فاصله زياد ابر اورت به نظر مي رسد مرزهاي منظومه شمسي باشد، جايي که تاثيرات گرانشي و فيزيکي خورشيد به پايان مي رسد.

 
ابر اورت
ابر اورت

ابر اورت ميلياردها جرم يخي منظومه شمسي را در بردارد. گاهي عبور يک ستاره از نزديکي منظومه شمسي، مدار اين اجرام را مختل مي کند و موجب مي شود اين اجرام به درون منظومه شمسي راه يابند و دنباله دارهاي بلند دوره را تشکيل دهند. اين دنباله دار ها مدارهاي بسيار بلندي دارند و فقط يک بار در منظومه شمسي ديده مي شوند. بر خلاف آنها دنباله دارهاي کوتاه دوره، دوره تناوبي حداکثر برابر ٢٠٠ سال دارند و مدارهايشان منطبق بر صفحه مدار ساير سيارات منظومه شمسي است. آنها از منطقه اي وراي مدار نپتون، به نام کمربند کوييپر، مي آيند؛ که به نام اخترشناس کاشف آن، جرارد کوييپر، در سال ١٩٥١ ميلادي نام گذاري شده است.

درون ابر اورت، دنباله دارها ده ها ميليون کيلومتر از هم فاصله دارند. اثر گرانشي خورشيد بر آنها بسيار کم است، به همين علت هر نيروي کمي، مانند عبور يک ستاره از نزديکي آنها، ممکن است مدارشان را تغيير دهد و آنها را به داخل منظومه شمسي يا خارج آن، در فضاي ميان ستاره اي، بفرستد. اين اتفاق به خصوص براي دنباله دارهاي مرزي ابر اورت بسيار رخ مي دهد.

نيروهاي کشندي نيز در تغيير مدار دنباله دار هاي ابر اورت نقش دارند. يک ابر ملکولي بزرگ، بسيار پرجرم تر از خورشيد است. ابرهاي ملکولي تجمعي از هيدروژن سرد هستند که محل تولد ستاره ها و منظومه هاي شمسي به شمار مي آيند. آنها به ندرت، هر ٣٠٠ تا ٥٠٠ ميليون سال يکبار، با هم برخورد مي کنند، اما زماني که برخورد کردند، به سادگي مي توانند مدار دنباله دارهاي ابر اورت را تغيير دهند.

کل جرم دنباله دارهاي ابر اورت تخمين زده مي شود ٤٠ برابر جرم زمين باشد. اين مواد از مکان هاي مختلفي از منظومه شمسي و همچنين از فواصل گوناگوني از خورشيد آمده اند؛ اين اختلاف، گوناگوني مواد شيميايي تشکيل دهنده دنباله دارها را نشان مي دهد.

وراي منظومه شمسي

وراي منظومه شمسي

در سال ١٩٩١ ، نُه سياره ما، تنها سياره هاي شناخته شده بودند. اخترشناسان باور نداشتند که خورشيد ما، تنها ستاره اي باشد که در اطرافش سياره وجود دارد. اما آنها مدرکي نيز مبني بر وجود سياراتي خارج از منظومه شمسي نداشتند. همه چيز به سرعت تغيير مي کند.

 
كهكشان راه شيري
كهكشان راه شيري

در سال ١٩٩١ ، اخترشناسان راديويي اولين سياره فراخورشيدي را در اطراف يک ستاره مرده تپ اختر يافتند. اين ستاره از يک انفجار ابرنواختري در صورت فلکي سنبله باقي مانده بود. پرتو تابشي تپ اختر به آرامي، به علت وجود سه سياره با اندازه هايي نزديک زمين در اطرافش، تغيير مي کرد. هرچند پرتوهاي رسيده از يک ستاره مرده نشان دهنده مکان مناسبي براي تشکيل حيات نيستند، اما اين پرتوها اولين نشانه هاي وجود سياره اي در اطراف ستاره اي جز خورشيد بودند.

در سال ١٩٩٥ ، اخترشناسان سوييسي گزينه ديگري براي وجود سياره فراخورشيدي يافتند. اين سياره با مشاهده تغييري بسيار جزئي در مکان ستاره ٥١ فرس اعظم کشف شد. اين ستاره، در صورت فلکي فرس اعظم، از جهت دما، اندازه، سرعت چرخش و نور تابشي بسيار شبيه به خورشيد است. سياره جديد کشف شده در اطراف ٥١ فرس اعظم اندازه اي برابر مشتري يا زحل دارد، با اين تفاوت که بسيار نزديک به ستاره مادر است، نزديکتر از عطارد به خورشيد. گرچه مکان مناسبي براي شکل گيري حيات نيست، اما اولين سياره فراخورشيدي کشف شده در اطراف ستاره اي خورشيد مانند بود.

از آن زمان تا کنون، بيش از ١٠٠ سياره در اطراف ستاره هاي ديگر پيدا شده است. برخي از آنها، مانند ٥١ فرس اعظم، در مداري بسيار نزديک به ستاره مادر حرکت مي کنند و برخي نيز در فاصله هايي مشابه مريخ و مشتري از ستاره مادر خود هستند.

طرح هايي براي جستجوهاي آينده

اندازه مناسب، فاصله مناسب و دماي مناسب: سرانجام شواهدي مبني بر وجود سيارات فراخورشيدي که ممکن است حيات را در خود جاي داده باشند، پيدا شد. در بررسي ١٠٠٠ ستاره نزديک خورشيد ممکن است سياراتي بسيار شبيه به زمين کشف شود. سيارات زمين مانند، که بهترين شرايط را براي شکل گيري حيات دارند، بايد، بر خلاف سيارات گازي خارجي منظومه شمسي، سياراتي سنگي باشند و جرمي بين ٥.٠ تا ١٠ برابر زمين داشته باشند. همچنين اين سيارات بايد در فاصله اي از ستاره مادر قرار داشته باشند که دما و فشار روي آنها، آب را به شکل مايع بتواند نگه دارد.

در روش هاي مستقيم کشف سيارات فراخورشيدي، بايد نور بازتاب شده از سياره که از ستاره به آن مي رسد، يا تابش گرمايي خود سياره، تشخيص داده شود. نور بازتابي يا تابش گرمايي سياره از راه طيف سنجي، البته درحالي که اخترشناسان قادر باشند نور ضعيف سياره را در مقابل تابش شديد ستاره مادر تفکيک کنند، قابل تشخيص است و اطلاعاتي درباره اندازه، ميزان بازتاب سطحي (آلبِدو) و دماي سياره به ما مي دهد.

روش هاي کشف غيرمستقيم سيارات فراخورشيدي شاملِ اندازه گيري سرعت شعاعي ستاره هاي نزديک، اندازه گيري جابه جايي هاي جزئي ستاره مادر به علت گردش به دور مرکز جرم سياره و ستاره، ثبت افت و خيزهاي جزئي نور ستاره مادر به علت گذر سياره از مقابل آن، مي شود. هر يک از اين روش ها ممکن است منجر به کشف سياره اي را در اطراف ستاره مادرش شوند و افق هاي جديدي را در مقابل چشمان اخترشناسان بگشايند

گياهاني كه به مريخ مي روند

اضطراب گاهي مي‌تواند كمك‌كننده باشد. اضطراب به شما هشدار مي‌دهد كه شايد خطري تهديدتان مي‌كند و يا شايد اشتباهي روي داده است. همچنين باعث به راه افتادن سيگنال‌هايي مي‌شود كه بدن را در حالت آماده‌باش قرار مي‌دهد. هر چند كه اين اضطراب‌هاي گاه و بيگاه مي‌توانند زندگي انسانها را نجات دهند، اما اضطراب مداوم آسيب‌هايي جدي به دنبال خواهد داشت. هورمون‌هايي كه بدن شما را به صورت ناگهاني براي مقابله با خطر آماده مي‌سازند، در صورتي كه براي مدت طولاني در بدن جريان داشته باشند مي‌توانند به بسياري از دستگاه‌ها نظير مغز و سيستم ايمني صدمه بزنند. گياهان مانند انسانها دچار اضطراب نمي‌شوند؛ اما آنها نيز در مقابل استرس آسيب‌پذيرند و به شيوه‌اي مشابه با آن رو در رومي‌شوند. توليد مي‌كنند كه به ساير قسمتهاي گياه اعلام خطر مي‌كند. بر اساس چشم‌انداز اكتشاف فضا، انسان‌ها در دهه‌هاي آينده به مريخ خواهند رفت و در آنجا به كاوش خواهند پرداخت. شرايط سفر به مريخ و بعد مسافت دانشمندان مهاجر را ناگزير مي‌نمايد گياهان را نيز با خود ببرند. گياهان غذا و اكسيژن توليد مي‌كنند و همدم و يادگاري سبز از خانه هستند. شرايط موجود در مريخ، مانند سرماي شديد، خشكي، فشار كم هوا، و خصوصيات متفاوت خاك، گياهان را با استرس زيادي مواجه مي‌كند. اما وندي باس، متخصص فيزيولوژي گياهي، و امي گروندن، ميكروب ‌شناس از دانشگاه كاروليناي شمالي بر اين باورند كه گياهاني را پرورش داده‌اند كه قادر به زندگي در اين شرايط سخت مي‌باشند. راه‌حل عبارت است از مديريت استرس: شايد از شنيدن اين نكته تعجب كنيد كه در حال حاضر موجوداتي در زمين وجود دارند كه در شرايطي شبيه مريخ زندگي مي‌كنند. البته آنها گياه نيستند بلكه نمونه‌هايي از ابتدايي‌ترين اشكال حيات در زمين هستند؛ ميكروب‌هايي كهن كه در اعماق اقيانوسها، يا زير يخهاي قطبي زندگي مي‌كنند.  

باس و گروندن اميدوارند تا با قرض‌گرفتن برخي ژنها از اين ميكروب‌هاي سخت‌زي، بتوانند گياهاني با قابليت زندگي در مريخ توليد كنند. اولين ژنهايي كه آنها استخراج كردند، ژنهايي هستند كه توانايي گياهان در مقابله با استرس را افزايش مي‌دهند. گياهان معمولي غالباً روشهايي را براي خنثي كردن سوپراكسيد دارا هستند، اما پژوهشگران بر اين باورند كه روشي كه ميكروبي به نام پيروكوكوس فوريوسوس بكار مي‌برد، ممكن است كارايي بيشتري داشته باشد. اين ميكروب در دهانه‌هاي آتشفشاني بسيار داغ در اعماق اقيانوس زندگي ميكند. اما به صورت متناوب با فوران‌ها به آبهاي سرد دريايي وارد مي‌شود. بنابراين بر خلاف سيستم خنثي سازي گياهان، اين سيستم در پيروكوكوس در محدوده خارق‌العاده 100 درجه سانتيگراد اختلاف حرارت عمل مي‌كند. اين نوسان مشابه چيزي است كه گياهان در يك گلخانه مريخي با آن روبرو مي‌شوند. در حال حاضر پژوهشگران ژن پيروكوكوس را داخل گياهي كوچك و با رشد سريع به نام آرابيدوپسيس نموده‌اند. باس مي‌گويد " حالا ما اولين جوانه را داريم. ما آنها را پرورش مي‌دهيم و دانه‌ها را استخراج مي‌كنيم تا نسل‌هاي دوم و سوم را توليد كنيم." در يكسال و نيم تا دو سال آينده آنها اميدوارند كه گياهاني را با دو نسخه از ژن جديد داشته باشند. در آن هنگام بررسي عملكرد ژنها امكان‌پذير مي‌شود: آيا آنها آنزيمهايي خاص با وظايف مشخص را مي‌سازند، آيا آنها واقعاً به بقاي گياه كمك مي‌كنند، و يا حتي موجب آسيب رساندن به آن مي‌شوند. در ادامه، آنها اميدوارند كه ژنهاي ديگري را نيز از ميكروب‌هاي سخت‌زي استخراج كنند؛ ژنهايي كه گياه را در مقابل خشكي، سرما، فشار هواي كم، و امثالهم مقاوم مي‌سازند. مطمئناً هدف تنها توليد گياهاني با توانايي بقا در مريخ نيست.                                     

موفقيت اصلي اين است كه اين گياهان به رشد و نمو خود ادامه دهند يعني محصول توليد كنند، در فرآيند بازيابي پسماندها نقش داشته باشند و به توليد اكسيژن در خانه جديد كمك كنند. به قول باس "چيزي كه ما از يك گلخانه در مريخ مي‌خواهيم پرورش و تقويت گياهان در يك محيط با شرايط مرزي است."  گروندن عقيده دارد كه اين شرايط حقيقتاً پرتنش هستند. اغلب گياهان تا حدودي غير فعال مي‌شوند، يعني رشد و توليد مثل متوقف مي‌شوند و تمام فعاليت‌هاي گياه تنها بر ادامه بقا متمركز مي‌شوند. باس و گروندن اميدوارند كه با وارد كردن ژنهاي ميكروبي به گياهان بتوانند وضعيت را تغيير دهند. گروندن مي‌گويد "با استفاده از اين ژنها، ما در حقيقت گياه را فريب مي‌دهيم زيرا گياه قادر نيست كه اين ژنها را مانند ژنهاي خودش تنظيم كند. ما اميدواريم كه از اين راه توانايي گياه در خاموش كردن بعضي فعاليتها را دور بزنيم." اگر باس و گروندن موفق شوند، كار آنها زندگي بسياري از افرادي كه روي زمين و در محيط‌هاي با شرايط سخت ساكن هستند، را نيز تغيير خواهد داد. باس مي‌گويد " در بسياري از كشورهاي جهان سوم، اگر هنگامي كه خشكسالي فرا مي‌رسد تنها يك تا دو هفته ديگر بتوانيد درو را عقب بياندازيد،به اين معنا خواهد بود كه ميزان محصول لازم براي گذراندن زمستان را خواهيد داشت.  

اگر ما بتوانيم مقاومت به خشكي يا سرما را افزايش بدهيم، دوره محصل‌دهي طولاني‌تر مي‌شود و اين موضوع بر زندگي انسان‌هاي بيشماري تأثير خواهد گذاشت." اين دو دانشمند تأكيد دارند كه پروژه طولاني در پيش دارند. "يكسال و نيم به طول خواهد انجاميد تا ما بتوانيم گياهاني حاوي ژن داشته باشيم كه بتوانيم روي آنها آزمايش انجام دهيم." مدت زمان طولاني‌تري لازم خواهد بود تا مثلاً گياه گوجه‌فرنگي سرمازي و خشكي‌زي در مريخ و يا حتي صحراي داكوتا داشته باشيم. اما گروندن و باس معتقدند كه اين كاري است كه سرانجام به نتيجه خواهد رسيد.  گروندن مي‌گويد " گنجينه غني از ميكروب‌هاي سخت‌زي وجود دارد. بنابراين اگر يكي مؤثر واقع نشد، مي‌توانيد به سراغ ديگري برويد تا در نهايت به آنچه مورد نظرتان است برسيد."امي هم با باس هم عقيده است "اين گنجينه واقعاً بسيار غني و همچنين بسيار هيجان‌انگيز است."

گذر زمان در كائنات

دانشمندان بر اين باورند كه كائنات در 15 بيليون سال پيش در پي پديده اي عظيم، به نام بيگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامي فضا، زمان، انرژي و موادي كه امروزه جهان ما را تشكيل مي دهند در پس اين انفجار بزرگ ايجاد شده اند. دنياي پيش از بيگ بنگ يك دنياي بينهايت كوچك، فشرده و داغ بوده است. در نخستين كسرهاي ثانيه اول فقط انرﮋي وجود داشت. هنگامي كه دنيا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نيروي اوليه (گرانش، الكترو مغناطيس، نيروي ضعيف و نيروي قوي پيوندهاي هسته اي) ظاهر شدند. كوارك ها و سپس ذرات اتمي و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پيوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت يكديگر همديگر را خنثي كرده(با برتري جزئي ماده نسبت به ضد ماده) و توليد انرﮋي و ماده اوليه يعني هيدروﮋن و هليوم نمودند. پس مانده ضعيف گرماي ناشي از بيگ بيگ همچنان در سراسر آسمان ديده مي شود. كهكشانها در ابتدا توزيع انرﮋي و ذرات در كل جهان يكسان نبود. اين ناهمگوني ها اين امكان را به انواع نيروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوري و متمركز كنند. اين توده سازي و متمركزسازي آغاز شد تا ساختارهاي پيچيده تر به وجود آيند. تمركز ذرات منجر به پديدار شدن غبارها در آسمان گرديد و سپس غبارهاي فشرده و متمركز تبديل به ستاره ها و مجموعه هاي ستارگان شدند. مجموعه هايي كه به آنها كهكشان مي گوييم. از حركت و گردش كهكشانها پيداست كه ستارگان و گازهاي پراكنده و غبارها يي كه در يك كهكشان قابل مشاهده هستند تنها يك دهم جرم كل يك كهكشان را تشكيل مي دهند و بيشتر جرم يك كهكشان مربوط به بخش غير قابل مشاهده ايست كه اصطلاحا جرم پنهان خوانده مي شود. اين بخش نامرئي راز سرنوشت كائنات را در بر گرفته است. آيا كائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد يا اينكه در اثر نيروهاي گرانشي كه مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفي مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود. از ديدگاه توسعه و بسط حيات، آنچه اهميت دارد اين است كه هر كهكشان يك كارخانه ستاره سازيست كه ستاره ها ي خود را از غبارها و ابرهاي عظيم توليد مي كند. هر ستاره يك كارخانه شيمياييست كه در آن عناصر سبك به عناصرسنگين تر و پيچيده تر تبديل مي شوند و حيات نيز مجموعه ايست از همين عناصرو مولكول هاي پيچيده. نوع كهكشانها با محاسبه چگونگي توزيع ستارگان و درخشش يا تاريكي آن مشخص مي شود. ابرهاي عظيم مولكولي بيشترين ساكنين كهكشانها ابرهاي عظيم مولكولي هستند كه مواد اوليه براي تشكيل ستاره ها و سيارات را در بردارند. ابري با ضخامت 300 سال نوري (هر سال نوري برابراست با حدود 10 تريليون كيلومتر) جرم كافي براي ساخت ده هزار تا يك ميليون ستاره، هر يك به اندازه جرم خورشيد ما را دارد. 10 درصد از اين ابر چگالي كافي براي تشكيل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر اين ابرها بين 10 تا 100 ميليون سال است و بعد از آن از هم مي پاشند. تشكيل عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصي اثر مي گذارد تا مجموعه اي از ذرات را ايجاد نمايد كه آنها خود جذب كننده ذرات ديگرند.

     TinyPic image

 در شرايط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نيروهاي مخالف خود را پيدا مي كند و توده اي از غبار را توليد مي كند كه به اندازه كافي، براي آفرينش يك ستاره، فشرده است. اما اين ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئي آشكار نيست. اين ستاره در ميان پوششي از غبار غليظ و مات احاطه شده است. زمانيكه ستاره غبار اطرافش را پراكنده مي كند، توسط دوربين هاي مادون قرمز به صورت نقطه اي سوزان در بين يك ابر غليظ مولكولي قابل رويت مي شود. در نهايت بادهاي ستاره اي پس مانده غبارها و ابرها ي مولكولي را كنار مي زنند و در اين زمان با تلسكوپ هاي اپتيكال نيزقابل رويت خواهد بود. ستارگان بالغ و تركيبات هسته اي ستارگان جوان در عرصه تلاش براي حفظ تعادل بين نيروي گرانش، كه سعي در فرو كشيدن ستاره دارد و فشارهاي ناشي از فعل و انفعالات هسته اي درون خود، كه سعي در از هم پاشيدن ستاره دارد قرار مي گيرند. ستاره ها ي بالغ به آن تعادل دست پيدا كرده اند و تقريبا همه عمر خود را در تعادل سپري مي كنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتي طول عمر آن ارتباط مستقيم با جرم ستاره دارد. ستاره ها يي با جرم كمتراز خورشيد ما كوتوله ها ي قرمزي مي شوند كه تا چندين بيليون سال زنده اند. ستاره اي به اندازه خورشيد 10 بيليون سال زندگي مي كند و ستاره ها ي غول پيكر همه سوخت هسته اي خود را در ظرف چند ميليون سال با شدت تمام مي سوزانند. ستاره ها همه عمر در هسته خود هيدروﮋن را سوزانده و به هليم تبديل مي كنند. در ادامه هليم نيز به قدري فشرده و داغ مي شود كه به عناصر سنگينتر تبديل مي گردد. اين چرخه تبديل ادامه دارد. چرخه اي كه هر لايه آن انرﮋي و گرماي بيشتر و بيشتري مي طلبد. اين انرﮋي از انفجارهاي ناشي از فعل و انفعالات لايه هاي زيرين تامين و منجر به تشكيل عناصر سنگين و سنگين تر مي شود. گرماي زيادي كه در ستاره ايجاد مي شود آن را متورم مي كند. مرگ ستاره در نهايت سوخت هسته اي همه ستارگان روزي تمام مي شود. آنها تعادل خود را از دست مي دهند طوريكه نيروي گرانش غالب مي شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نيزمي شود. ستاره هاي كم جرم به آرامي باقيمانده سوخت خود را سوزانده و مي ميرند. ستاره هايي به اندازه خورشيد، به سرعت به يك كوتوله سفيد به اندازه زمين تبديل مي شوند. لايه بيروني ستاره كه از اتمهايي تشكيل شده كه در فرايند تبادلات هسته اي به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شكل ذرات در عرصه بي انتهاي آسمان رها مي شوند. هسته يك ستاره غول پيكر تقريبا به شكل آني منفجر مي شود. هسته به سمت بيرون پخش ميشود و با ذراتي برخورد ميكند كه به سمت درون ستاره كشيده شده اند. اين برخورد با توليد انرژي انبوهي همراه است كه هم عناصر سنگين موجود در كائنات را پديدار مي نمايد و هم منجر به تكه تكه شدن ستاره مي شود. اين انفجار ابر نواختر، منشا اوليه همه عناصر سنگين يافت شده در اجرام، ستاره ها، سياره ها و فضاهاي ميان كهكشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصري مانند كربن، اكسيﮊن و نيتروژن مي توانند با عنصر اوليه يعني هيدروژن تركيب شده و مولكولهاي پيچيده اي را بسازند مخصوصا در فضاهاي با چگالي و غلظت بالاتر كه امكان برخورد ذرات به يكديگر بيشتر است. تعداد بسيار زيادي از انواع مولكولهاي پيشرفته، به خصوص مولكولهايي كه اتم كربن در تركيب آنها حضور دارد، در فضاي ميان ستارگان يافت شده است. شكل گيري سيارات صفحات سياره اي مرحله شكل گيري يك سياره ممكن است كه به صورت يك صفحه درخشنده و يا تاريك در مقابل يك جرم آسماني درخشان به چشم آيد. برخي از اين صفحات در انبوه گاز و غبار مخفي و تنها در نور مادون قرمز نمايان مي شوند. صفحات سياره اي ديگر به صورت گرده هاي ذراتي شبيه به ستاره هاي دنباله دار ديده مي شوند كه در اثر وزش بادهاي ستاره اي شكل گرفته اند. وسعت هر يك از اين مناطق سياره خيز بيش از 20 برابر منظومه شمسي ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سياره اي در يك جهت در حال چرخش به دور يك ستاره مي باشند. محتويات صفحات سياره اي، شامل مولكول هاي پيچيده اي است كه برخي از آنها تنها در شرايط موجود دراين گونه صفحات به وجود مي آيند و برخي مولكولهايي هستند كه در فضاهاي ميان ستاره ها و كهكشانها نيز يافت شده اند. تشكيل اجرام ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه اين ذرات اجازه تشكيل اجرام كوچك را مي دهد. فلزات سنگين و سيليكاتها در معركه داغ محدوده نزديك به ستاره نيز دوام مي آورند اما ذرات سبك تر و مولكول هاي فرار از جمله آب و گاز هيدروﮋن در قسمتهايي از صفحه كه از ستاره دورتر است امكان ادامه حيات دارند. توده ها ي ذرات سنگين پس از اينكه جرم كافي به دست آوردند شروع به سخت شدن مي نمايند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگي مي شوند. سرانجام اين توده ها و اجرام با يكپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضاي خود مسلط مي شوند. شكل گيري سياراتي چون زمين و مشتري اختلافات ماهرانه در توزيع ذرات بين قسمتهاي مختلف يك صفحه سياره اي تعين كننده مكان و بزرگي سيارات در آن صفحه است. اجرام كوچك صخره اي و فلزي درمنظومه شمسي سياره اي همچون زمين را به شكل گدازان پديد آورده اند. در پي سرد شدن اين سيارات لايه هاي سخت آنها تشكيل مي شود. احتمال مي رود كه با گذشت زمان همه بخشهاي اين سيارات منجمد گردد. اين سيارات تحت بمباران هاي اجرام كوچك صخره اي قرار مي گيرند كه حامل عناصر و مولكولهايي از جمله مهمترين عنصر شناخته شده حيات يعني آب مي باشند. اجرام سرد و يخي كه در فاصله بيشتري از خورشيد قرار داشتند سياره اي چون مشتري را به وجود آورده اند. اين سيارات ممكن است داراي هسته هاي فلزي و سخت باشند ولي سطح خارجي آنها به شكل مايع و پوشيده از لايه هاي گازاست. ساختار سياره اي چون مشتري بسيار شبيه ستاره ايست كه گرد آن در گردش است. اين سيارات نيز مدام تحت آماج برخوردهاي اجرام كوچك قرار مي گيرند. كيمياي حيات در ساختار كائنات و بالطبع سيارات، مولكولهاي پيچيده كربن و اسيدهاي آمينه، دوركن اصلي تشكيل حيات، وجود دارند. با انتشار دقيق و تركيب اين اجزا و ذرات اوليه، طبيعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسي حيات و زندگي در كره زمين گرديده است. چگونگي و شرايط تركيب اين اجزا هنوز در حال بررسي است. اما اين حقيقت كه اين تركيب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ايجاد حيات در كره زمين شده است و با در نظر گرفتن زنجيره ذرات در كائنات، رخ دادن اين گونه تركيبات و در نتيجه وجود حيات در قسمتهاي ديگري از كائنات همواره امكان پذير مي باشد.

نظریه ی ویلی - WILA Theory

مقدمه : سالهاست که فیزیکدانان و به خصوص کیهانشناسان ، با اصطلاحات جدیدی نظیر مهبانگ،انبساط عالم،انرژی تاریک و . . . درگیر شده اند!
اما وقت آن رسیده است که قدری در باورهایمان باز نگری کنیم.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
از انبساط عالم شروع می کنیم و سپس به سراغ انرژی تاریک و . . . می رویم.
سالها پیش،اخترشناس آمریکایی ادوین هابل کشف کرد که کهکشان ها و اجرام بزرگ آسمانی ،با سرعت از هم دور می شوند و در برخی مورد به هم نزدیک!
هابل همچنین کشف کرد که هر چه این کاهکشان ها از ما دور باشند،با سرعت بیشتری نسبت به کهکشان های نزدیک تر،از ما می گریزند.
بنابر این معادله ای را وضع نمود که به نام خود وی به ثبت رسید :

V = H . X


این معادله که به قانون هابل مشهور است نشانگر سرعت کهکشانی است که در حال گریز نسبت به کهکشانی دیگر می باشد.
که در آن V همان سرعت کاهکشان ، H ثابت هابل (که البته در مقدار دقیق آن ،اتفاق نظری بین جوامع علمی وجود ندارد) و X یعنی فاصله ی کاهکشان مورد نظر تا کهکشانی که سرعت را اندازه می گیرد.

این کشف و کشف پرتو های میکرو موج کیهانی(موسوم به پس زمینه) توسط آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون(که البته کشفی الا بختکی بود)،زمینه را برای تولد نظریه ی (
Big Bang) یا مهبانگ فراهم کرد که بعدها،این تئوری،توسط هاوکینگ و همکارش وارد دنیای فیزیک شد!

تصوير

خوب تا اینجا مشکلی وجود ندارد.
اما مشکلی که بعدها بوجود آمد،حاکی از این قضیه بود که سرعت انبساط جهان ، بر خلاف انتظار ، رو به افزایش است!
پیرو همین کشف بزرگ ، در سال 1998 این نظریه مطرح گشت که این افزونی سرعت ، به خاطر وجود نیرویی ناشناخته است که به انرژی تاریک (Dark Energy) معروف شد!
این انرژی ، که می گویند 73/. از مواد تشکیل دهنده ی کیهان ما را به خود اختصاص می دهد ، هیچ ماهیت مشخصی ندارد و کسی تا به حال نتوانسته به راز آن پی ببرد!
حال وقت آن رسیده است که ساختاری جدید برای کیهان خود در نظر بگیریم که حتی مشکل انرژی تاریک هم در آن حل گردد و این کار را با تئوری ویلی(WILA Theory) به انجام می رسانیم.

ابتدا از انبساط گیتی شروع میکنیم.
اندیشه ی اصلی این است :
انبساطی در کار نیست و این انبساط ، تنها زاده ی وهم ماست!!
بدین جلوه که می نماییم :
تمام اجرام غول پیکر اسمانی ، مانند کاهکشان ها ، تماما در مداراتی بزرگ ، بر گرد جرمی فوق العاده گران(سنگین) می گردند و ما به دلیل دید سنتی که از ساختار گیتی داریم،فکر میکنیم که جهان در حال انبساط است!
شبیه به نمای زیر :

تصوير

جالب به توجه است که هر آنچه آزمایش که جهت تایید انبساط گیتی ، سرخ گرایی و آبی گرایی کاهکشان هاانجام گشته ، می تواند اثباتی بر همین گفتار هم باشد!!

و اما معادله ی هابل و نظریه ی ویلی :
این معادله ، دیگر جواب نمی دهد و نمی توان گفت که کهکشان های دورتر ، از نزدیک تر ها سریعتر حرکت می کنند.زیرا این سنجش سرعت، نسبت به خود ماست و نه جرمی واحد.
باید مانند منظومه ی خورشیدی که سرعت گویال ها(سیارات)را نسبت به هور(خورشید) می سنجیم،در همین جا نیز این کار را انجام دهیم.
فرمول مورد نیاز هم ، در اختیار داریم که حاکی است از :

V^2 = MG / R

که در آن V برابر است با سرعت اجرام در مدارشان به گرد مرکز نظام ، M برابر با میزان جرم مرکزی که اجرامی نظیر کاهکشان ها به حول آن در مداراتی بیضی شناورند ، G همان ثابت جهانی گرانش و R فاصله ی جرم در مدارش با جرم مرکزیست.

حال به سراغ انرژی تاریک می رویم.
سرعت فزاینده ی کاهکشان ها در مدارشان ( که پیش تر و در بافت سنتی کیهان ، آن را سرعت فزاینده ی انبساط می انگاشتیم)کاملا بدیهیست و اگر چنین نبود ، به در بسته می رسیدیم!
طبق فرمولی که پیش تر گفتم :

V^2 = MG / R

تنها عامل متغیر ، R است.پس اگر R کم شود ، سرعت جسم، افزونی می یابد و بر عکس.
در واقع ، کلید حل معمای 10 ساله مان همین R است.
خوب حال به توجه با داده های کیهانشناسیمان در باب سرعت فزاینده ی انبساط ،می فهمیم که تمام این اجرام(یا به بیانی بهتر،تمام آنهایی که تا به حال رصد کرده ایم) بر حسب اتفاق در حال پیشروی به نقطه ای از مدارشان هستند که در آنجا فاصله به کمینه می رسد(حضیض) و اما هنوز نرسیده اند!(البته شاید رسیده باشند و ما با توجه به سرعت نور، هنوز نور آن ها را در نیافته ایم).


حال به مهبانگ و دید نظریه ی ویلی می پردازیم :
اصولا وقتی انبساطی در کار نیست ، مهبانگی هم وجود ندارد .
اگر هم به امواج پس زمینه دل خوش کرده اید ، خدمتتان می گویم .
همانگونه که می دانیم ، امواج پس زمینه از هر سو، 15 میلیارد سال نوری گسترش یافته اند که در واقع می توان گفت از این سر تا آن سر آن 30 میلیارد سال نوری فاصله است.(البته اگر این عدد واقعی باشد و بر پایه ی معادلات بیگ بنگ بنا نشده باشد ، چون ما دیگر نیازی به بیگ بنگ نداریم)
مثلا در تصویر مشاهده می فرمایید که از نقطه ی A تا B فاصله ای برابر با 30 میلیارد سال است.

تصوير

بر طبق خود نظریه ی مهبانگ نیز ، این امواج از نقطه ای واحد سر چشمه می گیرند ولی مشاهدات نشان می دهد که این امواج ، از نقطه ی مشخصی به دست ما نمی رسند و در سراسر آسمان ، یکسان اند و در ضمن در یک لحظه ، می توان آن امواج را در هر دو نیم کره زمین آشکار کرد!

ابتدا بهتر است به حل نکته ی نخست در مورد سر منشع این امواج بر طبق تئوری ویلی بپردازیم.
طبق نظریه ی WILA نیز این امواج از نقطه ای واحد سرچشمه می گیرند و آن نقطه ، مرکز جرمی نظام است.
خوب حال این سال پیش می آید که چرا از نقطه ای مشخص ، به ما نمی رسند؟!
خوب این مسئله در تئوری ویلی ، با به کار بردن یک لایه ی بازتاب کننده ی امواج ریز موج کیهانی(پس زمینه) که جهان را در احاطه ی خود گرفته است ، حل می شود.

این پوشش ،مانند سطح یک آینه ی کاو ( مقعر ) عمل می کند و تمام امواج ریز موج را به تمام نقاط کیهان نشر می دهد.
تقریبا به شکل زیر :(لطفا توجه گردد که زوایای تابش و بازتاب و همچنین محل استقرار راه شیری و زمین ، دقیق نیستند و تنها جهت به جا افتادن مطلب رسم گشته اند).

تصوير

در شکل بالا ، زمین در راه شیری ، در چنین موقعیتی قرار دارد و امواج را از هر سو دریافت می کند.
پس اگر واقعا این امواج از هر سو 15 میلیارد سال نوری گشترده باشند ، قطر گیتی 30 میلیارد سال خواهد بود(البته عدد 15 میلیارد سال تقریبا نا دقیق است و چون عدد رندی است ، معمولا به کار می رود و در واقع ، بیشتر نظر ها بر عدد 7/13 میلیارد سال نوری است،<<البته با اختلاف نظر بر سر چند هزار سال>>).


تصوير

و نکته ی دیگر اینکه این امواج ، در حدود همان 15 میلیارد سال پیش تابیده شده اند .
در واقع ما یک جهان بسته داریم.البته نه به آن معنای متداولی که در مورد سرنوشت جهان و و امگای عالم رواج دارد.بلکه به بعنی اینکه جهانی کروی داریم.

پس حالا دیگر نمی توان گفت که جهان از پس از بیگ بنگ به وجود آمده.
شاید بتوان تولد جهان را به پای نوسانات کوانتومی خلا که نماینده ای هم برای تولد جهان محسوب می شود ،گذاشت و شاید هم مدل های دیگر!!!



حال بهتر است به پیشبینی های این نظریه بپردازیم که البته برخی ،اثبات و یا پس بینی نیز محسوب می شوند!

بر طبق این مدل اتم مانندی که برای جهان فرض کردیم (البته نه به معنای عمیق ساختار اتم.بلکه شبیه به ساختار متداولی که برای اتم در نظر می گیرند)،این امکان وجود دارد که :

در این فرایند گردش های کهکشانی در مداراتشان ، شاهد برخورد هایی شدید بین آن ها باشیم که همانطور که می دانید ، این برخورد ها نا آشنا نیستند و بارها مشاهده گشته و خواهند گشت!
مثلا به اخبار زیر در مورد این برخورد ها توجه بفرمایید :

<<. . . اخترشناسان موفق به مشاهده يكي از بزرگترين برخوردهاي كيهاني شده‌اند كه در آن چهار كهكشان غول پيكر با يكديگر برخورد كرده و ادغام شدند.

به گزارش پايگاه خبري بي‌بي‌سي، گروهي از اخترشناسان با استفاده از تلسكوپ‌هاي فضايي اسپيتزر و چاندرا و همچنين تلسكوپ‌هاي زميني اين برخورد را رصد كردند.

انتظار مي‌رود نتيجه نهايي اين فرآيند پيدايش يك كهكشان فوق‌العاده عظيم باشد كه بزرگي آن تا ده برابر كهكشان راه شيري باشد.

جزئيات اين كشف در "نامه‌هاي نشريه اخترفيزيكي" چاپ شده است.

اين رصد نادر تصويري بي‌سابقه از چگونگي شكل‌گيري عظيم‌ترين كهكشان‌هاي كيهان ارايه مي‌كند.

برخورد يا ادغام كهكشان‌ها حادثه‌اي غيرعادي نيست. برخورد يك كهكشان بزرگ و چند كهكشان كوچكتر كه "ادغام فرعي" خوانده مي‌شود، قبلا ثبت شده است.

اخترشناسان همچنين ادغام‌هاي "عمده" ميان چند جفت كهكشان با ابعاد مشابه را مشاهده كرده‌اند.

اما تا امروز هيچ ادغام عمده‌اي ميان چند كهكشان بزرگ مشاهده نشده بود.

كنت راينز از مركز هاروارد-اسميتسونين براي علوم اخترفيزيك در شهر كمبريج در آمريكا گفت: "اين اولين موردي است كه من از آن خبر دارم. تا به امروز هيچكس از يك ادغام چهارطرفه به من خبر نداده است."
دكتر راينز اين تصادم را به برخورد "چهار كاميون ماسه به يكديگر كه شن‌ها را به هر طرف پرت مي‌كند" تشبيه كرد.

برخورد اين چهار كهكشان در جريان مطالعه خوشه‌هاي عظيم كهكشاني شامل ده‌ها تا صدها كهكشان مشاهده شد.

تلسكوپ اسپيتزر يك توده غيرعادي بزرگ از نور كه ناشي از تجمع چهار كهكشان بيضوي در خوشه ‪ CL0958+4702‬در فاصله پنج ميليارد سال نوري از زمين بود را شناسايي كرد.

دكتر راينز گفت: كهكشان‌هايي كه در قلب خوشه‌هايي از اين دست قرار دارند بزرگترين كهكشان‌ها در سراسر كيهان هستند.

وقتي فرآيند ادغام كامل شد، كهكشان عظيمي كه در نهايت به جا مي‌ماند يكي از بزرگترين كهكشان‌ها در جهان خواهد بود. اين پديده نحوه تشكيل كهكشان‌ها را نشان مي‌دهد.

كليه كهكشان‌هاي حاضر در اين برخورد جزو كهكشان‌هاي "بزرگ" طبقه‌بندي شده‌اند. سه عدد از آنها تقريبا به اندازه كهكشان راه شيري هستند و بزرگترين آنها تقريبا سه برابر راه شيري است.

تحليل اين توده نوراني - ناشي از ادغام - مشخص كرد كه متشكل از ميلياردها ستاره است كه در جريان تصادم به هر سو پرت شده و به حال خود رها شده‌اند. حدود نيمي از ستارگان اين توده بعدا به داخل كهكشان‌ها بازخواهند گشت.

به نظر مي‌رسد كليه ستارگان مورد مطالعه در اين ادغام در سه ميليارد سال نخست پس از انفجار بزرگ شكل گرفته باشند. اما ادغام در حدود ‪۹‬ ميليارد سال پس از انفجار بزرگ روي داده است.

اين نكته كه كهكشان‌هاي بزرگ حاوي تعداد كثيري ستارگان كهن هستند زماني براي يك نظريه محبوب درباره چگونگي تشكيل كهكشان‌ها - مدل سلسله مراتبي - مشكل ساز بود.

اين مدل مي‌گويد ساختارهاي كوچكتر طي ادغام‌هاي مكرر به ايجاد ساختارهاي بزرگتر تبديل مي‌شوند. براساس اين مدل، بزرگترين كهكشان‌ها بايد محل تولد ستارگان باشند و در نتيجه ستارگان آنها بايد جوان باشد.

يكي از راه حل‌هاي اين مشكل توسل به ايده ادغام‌هاي "غني از گاز" يا " خالي از گاز" است. در ادغام‌هاي غني از گاز، كهكشان آكنده از گازي است كه احتراق آن باعث تشكيل ستارگان تازه مي‌شود.

اما در ادغام‌هاي خالي از گاز، هيچ ستاره تازه‌اي شكل نمي‌گيرد.

به اين ترتيب ادغام‌هاي خالي از گاز يكي از راه‌هاي تشكيل كهكشان‌هاي بزرگ بدون تشكيل ستارگان تازه است.

در واقع، رصدها با كمك اسپيتزر نشان مي‌دهد گاز عنصري ناموجود در ادغام چهار كهكشان مزبور است كه احتمالا علت اينكه در آن فقط ستارگان كهن پيدا مي‌شود را توضيح مي‌دهد.

محققان علاوه بر اسپيتزر، از رصدخانه فضايي اشعه ايكس چاندرا براي اندازه‌گيري جرم خوشه‌هاي عظيمي كه اين ادغام در آن اتفاق مي‌افتد استفاده كرد.

در اين مطالعه همچنين از رصدخانه‌هاي زميني ‪ MMT‬و ‪ WIYN‬كه هر دو در شهر توسان آريزونا قرار دارند استفاده شد. >>

و یا خبر بر خورد یک سحاب با راه شیری.مشاهده بفرمایید :

<< . . . گروهي از دانشمندان كشف كردند كه يك سحابي بسيار بزرگ در حال نزديك شدن به كهكشان راه‌شيري است و با برخورد به آن در كم‌تر از ۴۰ ميليون سال آينده، آتش بازي بزرگي به راه مي‌اندازد.

در نشست تخصصي انجمن نجوم آمريكا در ايالت تگزاس، گروهي از دانشمندان كشف اخير خود را درباره‌ي برخورد يك توده‌ي عظيم از گاز هيدروژن با كهكشان راه شيري در كم‌تر از ۴۰ ميليون سال بعد اعلام كردند. بر اين اساس، سحابي اسميت كه هيدروژن كافي براي توليد بيش از يك ميليون ستاره خورشيد مانند را دارد، با فاصله‌ي تنها ۸ هزار سال نوري از كهكشان ما، با سرعت بسيار به سمت قرص راه شيري در حركت است. با برخورد اين سحابي در فاصله بين ۲۰ تا ۴۰ ميليون سال بعد، آتش بازي مهيبي در راه شيري پديد مي‌آيد.

اين توده كه در سال ۱۹۶۳ كشف شده است با پهناي ۲۵۰۰ سال نوري و طول ۱۱ هزار سال نوري، توجه گروهي از اخترشناسان را به خود جلب كرد تا دانشمندان با تلسكوپ راديويي «گرين بنك»(Green Bank)، به رصد آن بپردازند.

اين توده پس از برخوردي با زاويه حدود ۴۵ درجه به يكي از بازوهاي كهكشان، با تغذيه ستاره‌هاي راه شيري و برهم زدن شكل خوشه‌هاي ستاره‌اي، مقدمه ظهور ابرنواخترهاي پي درپي پس از چند ميليون سال خواهد بود، كه بي شباهت به آتش بازي كريسمس نيست!(محل برخورد و چگونگي آن را در شكل مقابل ببينيد)

اين دانشمندان با نقطه گذاري بيش از ۴۰۰۰۰ منطقه از اين سحابي به منظور تعيين دقيق شكل و موقعيت سحابي، اندازه ظاهري اين توده را در آسمان زمين در حدود ۱۵ درجه برآورد كردند يعني ۳۰ برابر قطر ماه در آسمان! اما به خاطر اين كه در سحابي ستاره‌اي وجود ندارد، به صورت مرئي ديده نمي‌شود.

دانشمندان در ابتدا قادر به تشخيص اين كه اين توده از كهكشان خارج مي‌شود، يا از آن دور مي‌شود نبودند، ولي پس از مشاهده سرعت زياد توده و رصد آشفتگي در نواحي نزديك به توده متوجه نزديك شدن سحابي به كهكشان شدند. در اين برخورد منظومه شمسي با زاويه‌اي در حدود ۹۰ درجه، از محل برخورد دور خواهد بود.

همچنين اثرات ناشي از نيروهاي كشندي راه شيري در اين سحابي مشاهده شده است كه شباهت زيادي به اثر گرانش خورشيد به دنباله‌دارها در منظومه شمسي دارد و ممكن است موجب گسيختگي و از هم پاشيدن قسمت‌هاي كم چگال سحابي قبل از برخورد بخش چگال توده شود.





تصويري از سحابي مذكور كه تلسكوپ راديويي گرين بنك به دست آورده استپس از برخورد توده به راه شيري، گاز هيدروژن همچون باراني بر كهكشان فرو خواهد ريخت كه در اين مرحله احتمال تشكيل سريع ستاره‌هاي پرجرم و بزرگ به خاطر شوك برخورد و تزريق گاز هيدروژن وجود دارد.

گروهي از دانشمدان علت پيدايش حلقه‌اي از ستاره هاي درخشان به نام كمربند «گلد»(Gold) در نزديكي خورشيد را تصادمي مشابه با راه شيري در گذشته مي‌دانند . . . >>

و حتی پیش بینی اینکه در آینده آندرومدا نیز با ما برخورد سنگین خواهد داشت و شاید هم نداشته باشد.حال چه باشد و چه نباشد ، منطقیست!
متن طویل هم در باب همین برخورد در اختیار بود که به سبب کم بودن حجم مقاله ، تنها اشاره ای کوچک بدان کردیم.


نکته : بر طبق ویلی تئوری ، از پس از ادغام کاهکشان ها و . . . باهم ،جرم جدید تشکیل می شود که خودش نیز ،شروع به چرخیدن به گرد مرکز جرمی نظام می کند!
در ضمن ، این که بعد از برخورد ها ، کاهکشان ها چه ماهیتی به خود می گیرند ، مهم نیست و تنها به برخورد و عدم برخورد پرداختیم.

اینکه چرا خوشه ها و گروه های کهکشانی در حال واپاشی اند نیز روشن است :
خوشه ای وجود ندارد که بخواهد پایدار باقی بماند.درست که کاهکشان ها با توجه به موقیعتشان نسبت به هم تاثیرات قوی گرانشی را روی هم اعمال می کنند اما دلیلی ندارد که بدان ها خوشه های در حال انبساط بگوییم و ما امروزه می دانیم که :

با گذشت حدود 100 میلیارد سال هیچ کهکشان دیگری را در اطراف خود نخواهیم دید و اگر هم این پیش بینی کیهان شناسان درست باشد ، امریست بدیهی!


پیش بینی دیگر که نامش را می توان به پس بینی هم تغییر داد ، این است که :
بر طبق ساختاری که برای گیتی در نظر گرفتیم ، علاوه بر امکان دور شدن اجرام(با توجه به موقعیت مداریشان) از ما هست ، این امکان نیز وجود دارد که عده ای هم به ما نزدیک شوند و امروزه می دانیم که دست کم 5 کاهکشان از جمله آندرومدا و یک سحابی به طرف ما می آیند و این بدیهیست!


پیش بینی/پس بینی دیگر این می باشد که امواج پس زمینه ، در ابتدا که از سطح جرم تابیده شده اند ، دارای همین طول موجی که ما آشکار می کنیم نبودند و در واقع انرژی بیشتری داشتند و به مرور زمان،فرکانسشان کاهش یافت و بدین حدی که ما آشکار می کنیم رسیدند . این گفته را از نسبیت عام دریافت می کنیم :

f' =(1+ MG/rc^2) f and f' =(1-MG/rc^2) f

كه در آن٬ f برابر با فركانس نخست فوتون.M جرم جسم گراننده.r بابر با شعاع جسم كه در حات كلي همان فاصله ي فوتون با مركز جرم گراننده است.G ثابت جهاني گرانش و c^2 برابر با مجذور سرعت نور.
علامت +دراين رابطه٬مربوط به زمانيست كه فوتون در ميدان سقوط مي كند و علامت - مربوط به صعود فوتون است.

البته لازم به بیان است که ما در نقطه ای از کیهان هستیم که در آنجا امواج را با این طول موج اشکار می کنیم و بی شک ، اگر در لبه های عالم به سر نبریم،دورتر از ما نیز(دور و بر لبه های کیهان)امواجی پس زمینه دارای انرژی کمتری نسبت به چیزی که ما آشکار می کنیم هستند و گرنه ما ،در لبه ی کیهان به سر می بریم . . .

پیش بینی دیگر ، این است که امواج پس زمینه ، باید قدری اختلاف در سرعتشان (هر چند اندک) ، نسبت به سرعت ثابت C در خلاء وجود داشته باشد و این گفته نیز، از روی یکی از فرمول های نسبیت عام برداشت می شود :

c=(1+ MG/rc^2)c0 and c=(1- MG/rc^2)c0


كه در آن ٬c برابر با سرعت ثانویه ی فوتون .M جرم جسم گراننده.r بابر با شعاع جسم كه در حات كلي همان فاصله ي فوتون با مركز جرم گراننده است.G ثابت جهاني گرانش و c^2 برابر با مجذور سرعت نور و c0 هم سرعت ثابت نور که برابر است با حدودا 300 هزار کیلومتر در ثانیه.
علامت +دراين رابطه٬مربوط به زمانيست كه فوتون در ميدان سقوط مي كند و علامت - مربوط به صعود فوتون است.

شاید این اختلاف سرعت ، آنقدر کم باشد که هیچ دستگاهی نتواند آن را اندازه گیری کند!

شایسته ی اشاره است که : این امواج ، با توجه به ساختاری که برای کیهان فرضی کردیم ، پس از نزدیک شدن دوباره به مرکز جرمی نظام ، دوباره افزایش فرکانس و پس از دوری مجدد از آن ، کاهش فرکانس را به دنبال خواهند داشت و این روند تا همیشه ادامه دارد .


و پیش بینی نهایی اینکه : در آینده ی دور/نزدیک ، باز هم اجرامی را رصد خواهیم کرد که تا به حال دیده نشده بودند و به خاطر موقعیت مداریمان ، آنها را رصد خواهیم کرد.اما اینبار ممکن است سرعتشان و را رو به کاهش ببینیم(البته در مورد همه ی آن ها ،این مورد اتفاق خواهد افتاد . . . شاید عمرمان تا آن روز بسنده کرد و شاید هم نه!

لازم می دانم که بگویم که نام این تئوری ،(WILA)مخفف جمله ی : Wold Is Like Atom به معنای <<جهان شبیه به اتم است>>می باشد

اسطوره اي براي تمام قرون

استفان ويليام هاوكينگ 64 ساله اينك به الگويي براي مردمان سياره ما تبديل شده تا نمونه اي افسانه اي از زيستن و اميد به زندگي را ترويج كند. استفاون هاوكينگ يكي از برجسته ترين و نام آور ترين رياضيدانان و كيهان شناسان معاصر ما است. نظريات بنيادي او در حوزه عالم بزرگ مقياس و فرايندهاي مربوط به آشفتگيهاي فضا زمان و پديده هاي اعجاب انگيزي همچون سياهچاله ها باعث شده تا نام وي در عرصه دانش معاصر و براي هميشه ماندگار شود. او اينك داراي درجه لوكسيان پرفسور رياضيات در دانشگاه كمبريج است و بد نيست بدانيد اين مقام ارشد رياضيات زماني در اختيار چهره هاي برجسته اي چون سر ايزاك نيوتون و پاول ديراك بوده است. تحقيقات وسيع هاوكينگ در خصوص سياهچاله ها باعث كشف پديده اي شگفت در حوزه فضا شده است كه با نام  تابش سياهچاله شناخته مي شود. اما جالب اينجا است كه در كنار چنين فعاليتهاي علمي بسيار جدي، اين دانشمند بلند آوازه معاصر گام هاي بلند و بزرگي را براي ترويج علم در جهان برداشته است. وي نويسنده پرفروش ترين كتاب علمي عامه پسند به نام تاريخچه مختصر زمان است كه به مدت 100 هفته توانسته بود در صدر پر فروش ترين كتابهاي عالم قرار گيرد. وي همچنين كتابهايي را براي كوكان نوشته و در برنامه هايي همانند، جهان استفاون هاوكينگ به تشريح مسايل پيچيده علمي به زباني ساده براي مردم پرداخته است. هر يك از اين فعاليتها به تنهايي كافي است كه نام انساني را در تاريخ جاودان كند اما هاوكينگ فراتر از اين افقها را فتح كرده است.                    

آيا مي توان باور كرد تمام اين موفقيتها از آن مردي باشد كه به فلج اعصاب محرك عضلاني مبتلا است و از نظر پزشكي سالها قبل مي بايست در مي گذشت. اين بيماري كشنده زماني به سراغ هاوكينگ آمد كه تنها 21 سال داشت و كم كم تواناييهاي عضلاني او را سلب كرد . به تدريج كار به جايي كشيد كه تمام عضله هاي وي توان تحرك خود را از دست دادند و امروزه به جز عضلات قلب، چشم، ريه و دستگاه گوارشي، وي فاقد هرگونه توانايي حركتي است. به همين دليل ويلچير يا صندلي چرخداري ويژه اي براي وي ساخته شده كه او بتواند با كمك نگاه خود به ان فرمان دهد. آن را جركت دهد و با نگاه كردن به صفحه كليد بصري ويژه اي حروف خود را انتخاب و متن مورد نظر را بيان كند. زندگي كه براي هر كسي مي تواند جهنمي غير قابل تصور باشد براي هاوكينگ همراه با اميد به آينده و كشف تازه ها بوده است. پزشكان زماني كه هاوكينگ به اين بيماري مبتلا شد به وي گفتند كه شايد كمتر از چند سال بعد در اثر رشد اين بيماري در گذرد اما از ان زمان 45 سال مي گذرد و هاوكينگ در مبارزه اي سخت با بيماري خود به موفقيت دست يافته است. وي نشانه و سمبولي براي اميد به آينده است.                                          

چند هفته پيش برجسته ترين چهره رياضيات و كيهان شناس معاصر سفري با گرانش صفر را تجربه كرد. يك بويينگ تغيير فرم يافته از پايگاه كندي عازم سفري كوتاه ولي خاطره انگيز براي استفان هاوكينگ شد. وي در اين سفر براي اولين بار پس از 40 سال توانست از روي صندلي چرخدار برخيزد و شناوري در شرايط بي وزني را تجربه كند. تجربه اي كه شايد بسياري از افراد سالم هم حاضر به انجام آن نباشند اما هاوكينگ گويا قصد دارد ثابت كند كه انسان قادر به انجام هر كاري است. هاوكينگ پس از اين سفر در گفتگويي دشوار با خبرنگاران كه با كمك رايانه متصل به صندلي چرخدارش صورت مي گرفت، گفت: " از اين تجربه بي نهايت راضيم و احساس مي كنم به دروازه هاي فضا نزديك مي شوم. من اين پرواز را براي آمادگي انجام سفر بعديم انجام دادم و قصد دارم سال 2009 به عنوان اولين معلول به سفري به مدار زمين بروم، پس فضا به من خوش آمد بگو كه من در آستانه سفر به سوي تو قرار دارم. " هاوكينگ فضا را آينده بشر توصيف كرد و از احساس خوب خود هنگام رهايي از بند گرانش سخن گفت اما او خود اميد جديدي است براي مردمي كه مبتلا به ناتوانايي هاي گوناگوني هستند يا در درياي مشكلات مي افتدند. هاوكينگ ثابت كرده است كه مي توان با اميد ، مرگ را هم به بازي گرفت. و هاوكينگ نمادي براي عصر جديد ما است

زحل

زحل

زحل دورترين سياره اي است که ستاره شناسان باستان آن را مي شناختند. در ١٦١٠ميلادي گاليله، ستاره شناس ايتاليايي، اولين کسي بود که زحل را با تلسکوپ ديد. در کمال شگفتي، او دو زائده در دو طرف سياره مشاهده کرد. او آنها را به شکل دو کرده مجزا رسم کرد و گفت به نظر مي رسد زحل، سياره اي سه تايي است. در رصدها و طرح هاي بعدي، او دو جسم جانبي زحل را مانند دسته هايي که به سياره متصل اند، رسم کرد. در ١٦٥٩ ميلادي هويگنس، ستاره شناس هلندي، با تلسکوپي که از تلسکوپ گاليله قوي تر بود، زحل را رصد کرد و اعلام کرد در اطراف زحل حلقه بارک و مسطحي وجود دارد.  
زحل
زحل

در ١٦٧٥، ستاره شناس ايتاليايي، ژان-دومينيک کاسيني، شکافي را بين دو حلقه زحل، که اکنون آنها را حلقه هاي A و B مي ناميم، مشاهده کرد. اکنون مي دانيم که اثرات گرانشي ميماس، يکي از اقمار زحل، شکاف ٤٨٠٠ کيلومتري کاسيني را به وجود آورده است.

زحل نيز مانند مشتري، بيشتر از هيدروژن و هليوم تشکيل شده است. حجم آن ٧٥٥ بار بيشتر از زمين است. بادهاي جو بالايي زحل در مناطق استوايي، تا سرعت ٥٠٠ متر بر ثانيه نيز حرکت مي کنند( براي مقايسه، بادهاي طوفاني شديد زمين در لايه هاي بالايي جو ١١٠ متر بر ثانيه است). اين بادهاي پرسرعت با گرمايي که از درون سياره مي آيد، ترکيب مي شوند و نوارهاي زرد رنگ و طلايي رنگ سطح زحل را تشکيل مي دهند.

مجموعه حلقه هاي زحل، بزرگترين و پيچيده ترين حلقه ها در منظوه شمسي هستند که تا صدها هزار کيلومتر از سياره فاصله گرفته اند. در اوايل دهه ١٩٨٠ميلادي، دو فضاپيماي وويجر ناسا کشف کردند که بيشتر حلقه هاي زحل از يخ آب تشکيل شده اند؛ آنها همچنين ساختارهاي مواج روي حلقه ها، حلقه هاي کوچک و ... ، اشکال تيره اي در حلقه ها که با سرعتي متفاوت از سرعت ساير مواد حلقه اطرافشان به دور سياره مي گردند، کشف کردند. مواد حلقه اندازه هاي گوناگوني، از چند ميکرومتر تا چند ده متر، دارند. دو قمر کوچک زحل، درون شکاف بين دو حلقه اصلي قرار دارند.  

تا کنون  ٥٦ قمر زحل کشف شده است و احتمالا بسياري از آنها هنوز ديده نشده اند. بزرگترين قمر زحل ، تيتان، کمي از سياره عطارد بزرگتر است. ( تيتان دومين قمر بزرگ منظومه شمسي است؛ گانيمد، قمر مشتري، مقام اول را دارد.) تيتان جو ضخيمي از هيدروژن دارد که احتمالا شبيه به جو زمين در مدتها پيش است. مطالعه و بررسي بيشتراين قمر، اطلاعات بسياري درباره شکل گيري سيارات، و احتمالا اولين روزهاي زمين، به ما مي دهد.

زحل اقمار کوچک بسياري نيز دارد. هريک از اين قمرها در نوع خود بي نظير و يکتا هستند؛ از انسلادوس که سطحش به طور مداوم در حال تغيير است، تا لاپتوس که يک روي آن به سياهي قير و نيمکره ديگرش به سفيدي برف است.

گرچه ميدان مغناطيسي زحل به شدت ميدان مشتري نيست اما ٥٧٨ بار از ميدان مغناطيسي زمين قوي تر است. زحل، حلقه هايش و بسياري از اقمار آن، درون مغناط کره زحل، ناحيه اي در فضا که ذرات باردار در آن بيشتر تحت تاثير ميدان مغناطيسي زحل هستند تا بادهاي خورشيدي، قرار گرفته اند. تصاوير تلسکوپ فضايي هابل نشان مي دهد در مناطق قطبي زحل شفق هايي مانند شفق هاي قطبي زمين تشکيل مي شود. شفق هاي قطبي زماني تشکيل مي شوند که ذرات باردار در امتداد خطوط ميدان مغناطيسي وارد جو سياره شوند.

وويجر ١ و٢ در  ١٩٨١ ميلادي از کنار زحل گذشتند و تصاويري از آن به زمين ارسال کردند. مرحله بعدي تکميل دانش ما از زحل در حالي که کاسيني و هويگنس به تحقيقات خود ادامه مي دهند، ادامه دارد. کاوشگر هويگنس در ژانويه ٢٠٠٥ ميلادي بر سطح تيتان فرود آمد و داده هايي را از سطح و جو اين قمر جمع آوري کرد. کاسيني در طي ماموريت ٤ ساله اش، براي بررسي اقمار، حلقه ها و مغناط کره آن، بيش از ٧٠ دور زحل خواهد گشت. فضاپيماي کاسيني-هويگنس را ناسا، سازمان فضايي اروپا و سازمان فضايي ايتاليا حمايت کرده اند.

پلوتون

پلوتون

پلوتون، کوچکترين، سردترين و دورترين سياره منظومه شمسي، از زمان کشفش در سال ١٩٣٠ ميلادي موقعيتي نامشخص داشت؛ تا زماني که در نشست انجمن بين المللي نجوم در تاريخ ٢٤ آگوست ٢٠٠٦ ميلادي تصويب شد که پلوتون از مقام يک سياره رسمي به يک سياره کوتوله تغيير کند. بنابر قوانين جديد، يک سياره بايد سه ويژگي داشته باشد: بايد گرد خورشيد بگردد؛ بايد آنقدر بزرگ باشد که تحت گرانش خود شکلي کروي پيدا کند؛ و بايد اجرامي را که در مدارش قرار دارند، در مسير جاروب کرده باشد.  

معيار آخر پلوتون و اِريس را از مقام سياره بودن سلب کرد، زيرا اين دو در ميان خرده سنگهاي کمربند کوئيپر حرکت مي کنند؛ در مورد سيارک سِرِس هم همين گونه است، زيرا در ميان اجرام کمربند سيارکها حرکت مي کند.

  • "سياره" جرمي سماوي است که الف) در مداري گرد خورشيد در حرکت باشد. ب) جرم کافي داشته باشد تا بر ساختار صلب و جامد خود غلبه کند و تحت تعادل هيدرواستاتيکي، شکلي تقريبا کروي به دست آورد. پ) اجرام واقع در مسيرش را جاروب کرده باشد.
  • "سياره کوتوله" جرمي سماوي است که الف) در مداري گرد خورشيد در حرکت باشد. ب) جرم کافي داشته باشد تا بر ساختار صلب و جامد خود غلبه کند و تحت تعادل هيدرواستاتيکي، شکلي تقريبا کروي به دست آورد. پ) اجرام واقع در مسيرش را جاروب نکرده باشد. ت) قمر نباشد.
  • همه اجرام ديگري که به دور خورشيد مي گردند و قمر نيستند، "اجرام کوچک منظومه شمسي" ناميده مي شوند.

همچنين پلوتون عضو دسته اي از اجرام است که در کمربندي قرص-مانند در وراي مدار نپتون، به نام "اجرام کوييپر" حرکت مي کنند. اين منطقه دوردست شامل تعداد زيادي سرزمين هاي کوچک يخي، با قطري حداقل ١٠٠٠ کيلومتر، است که به نظر مي رسد منشا بسياري از دنباله دارها باشد.

کلايد تومبا، پلوتون را در سال ١٩٣٠ ميلادي کشف کرد. اين سياره کوتوله هر ٢٤٨ سال يکبار به دور خورشيد مي گردد. آخرين باري که پلوتون به نزديکترين نقطه مدارش به خورشيد رسيد، سال ١٩٨٩ ميلادي بود. بين سالهاي ١٩٧٩ و ١٩٩٩ به علت مدار بيضوي بسيار کشيده پلوتون، اين جرم از نپتون به خورشيد نزديک تر شد که موقيعت مناسبي را براي مطالعه بيشتر قمر آن، شارون، فراهم کرد.

بيشتر آنچه ما راجع به پلوتون مي دانيم، به رصدهاي رصدخانه هاي زميني اواخر دهه 70، ماهواره فروسرخ IRAS و تلسکوپ فضايي هابل بر مي گردد. پاسخ بسياري از پرسش هاي کليدي درباره پلوتون، شارون و ساير اجرام دوردست منظومه شمسي هنگام رسيدن ماموريت هاي فضايي به سمت آنها پاسخ داده خواهد شد.

هيچ فضاپيمايي تا کنون به پلوتون نرسيده است. ناسا فضاپيمايي به نام "افق هاي نو" به سمت پلوتون و شارون فرستاده است که علاوه بر مطالعه آنها، اجرام کوييپر را نيز مورد بررسي ومطالعه قرار مي دهد.

پلوتون و شارون در منطقه اي قرار دارند که تجمعي از صدها يا هزاران جرم مشابه در آنجاست. اين اجرام، بازمانده دوران اوليه پيدايش منظومه شمسي هستند.

پلوتون قطري حدود دو سوم ماهِ زمين دارد، با هسته اي سنگي که پوششي از يخ آب آن را فرا گرفته است. به علت چگالي کم آن، جرمش يک ششم جرم ماه است. به نظر مي رسد لايه اي از متان يخ زده، نيتروژن و کربن مونوکسيد سطح پلوتون را پوشانده باشد. هنگامي که به خورشيد نزديک مي شود، بخشي از لايه هاي يخ تبخير مي شوند و جو رقيقي با فشار يک ميليونيوم جو زمين براي پلوتون ايجاد مي کنند. گرانش کم پلوتون (حدود 6 درصد زمين) موجب مي شود جو در ارتفاع بيشتري پخش شود. چون مدار پلوتون بيضي بسيار کشيده است، در بازه زماني که در مدارش از خورشيد دور مي شود، سردتر مي شود. در اين زمان، بخش زيادي از جو سياره يخ مي زند.

در سال ١٩٧٨، دو رصدگر آمريکايي، جيمز کريستي و رابرت هَرينگتون، قمر پلوتون، شارون، را کشف کردند. شارون تقريبا نصف قطر پلوتون را دارد و مداري مشابه آن دارد. شارون و پلوتون، در اصل مانند يک سياره دوتايي هستند. سطح شارون، با يخ آب کثيف پوشيده شده است و به همين علت نور خورشيد را، به اندازه پلوتون، از سطحش بازتاب نمي کند.

به علت کوچکي و دوري پلوتون، از زمين به سادگي نمي توان آن را رصد کرد. در دهه ١٩٨٠ پلوتون و شارون بارها از مقابل يکديگر عبور کردند. رصد اين عبورها، به دانشمندان کمک مي کرد نقشه هاي خامي از سطح دو جرم بدست آورند. از همين نقشه ها قطب هاي پلوتون و لکه هاي تيره و بزرگ نزديک استوايش کشف شدند.

منظومه شمسی

منظومه شمسی ما

ما، از سرزمین کوچک خود، به اقیانوس کیهانی پهناوری به گستره هزاران سال نوری، می نگریم.

درگذشته، اخترشناسان نقاط نورانی در آسمان می دیدند که میان ستارگان حرکت می کردند.  آنها نام این نقاط نورانی متحرک را سیاره، به معنای چیزی که حرکت می کند گذاشتند و به هر یک از آنان نام یکی از خدایان باستانی را دادند.

 
منظومه شمسي
منظومه شمسی

 

مشتری (هرمزد ایرانی یا ژوپیتر رومی) خدای خدایان

مریخ خدای جنگ

عُطارِد (تیر ایرانی یا مرکوری رومی) پیام آور خدایان

زهره (ناهید یا آناهیتا ایرانی و وتنوس رومی) خدای زیبایی و عشق

زحل (کیوان ایرانی یا ساتون اروپایی) پدر مشتری و خدای کشاورزی

دنباله دارها با دم مسحور کننده شان و شهاب های درخشان که گاهی در آسمان دیده می شدند نیز مورد مطالعه رصدگران آن زمان قرار می گرفتند.

از زمان اختراع تلسکوپ سه سیاره دیگر نیز به جمع سیارات منظومه شمسی پیوستند: اورانوس (١٧٨١) ، نپتون (١٨٤٦) و پلوتون در صورتی که آن را هنوز سیاره به شمار آوریم (١٩٣٠).

علاوه بر آنها، هزاران جرم کوچک دیگر نیز، مانند خرده سیاره ها و دنباله دارها وجود دارد. بیشتر سیارکها در منطقه ای بین مدار مریخ و مدار مشتری قرار دارند. در حالی که مکان اصلی دنباله دارها، آنسوی مدار پلوتون، در ابر اورت است.

چهار سیاره نزدیک خورشید – عطارد، زهره، زمین و مریخ- به دلیل سطح سنگی و جامدی که دارند، سیارات سنگی نامیده می شوند. چهار سیاره بزرگ که در آنسوی مدار مریخ هستند – مشتری، زحل، اورانوس و نپتون- سیارات گارن نام دارند. سیاره کوچک و دور دست پلوتون سطحی جامد اما یخی دارد.

تقریبا همه سیارات – و برخی از قمرهای آنها – جو دارند. بخش زیادی از جوّ زمین، از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده است. زهره جوّ ضخیمی از کربن دی اکسید (Co2) ، به همراه رده هایی از گازهای سمی مانند گوگرد دی اکسید (سولفور دی اکسید)، دارد. جوّ مریخ از گاز کربن دی اکسید تشکیل شده است که بسیار نازک است. مشتری، زحل، اورانوس و نپتون عمدتاً از هیدروژن و هلیم هستند. پلوتون، زمانی که در نزدیکی خورشید است، جوّ رقیقی دارد، امّا هنگامی که از خورشید فاصله می گیرد و به مناطق دورتر مدارش می رود، جوّش یخ می زند و برروی سطح فرو می ریزد. از این نظر، پلوتون مانند یک دنباله دار رفتار می کند.

تاکنون بیش از ١٦٠ قمر، در مدارهایی در اطراف سیارات، با اندازه هایی بزرگتر از ماه ما تا خرده سنگهای کوچک شناخته شده است. بسیاری از آنها با فضاپیماهای سیاره ای کشف شده اند. برخی از این اقمار جو دارند (مانند تیتان قمر زحل). حتی برخی میدان های مغناطیسی دارند (مانند گانمید، قمر مشتری). یو یکی از اقمار مشتری، فعاّل ترین جرم منظومه شمسی از جهت فعالیت های آتشفشانی است. ممکن است اقیانوسی در زیر پوسته یخی اروپا، قمر مشتری نهفته باشد و تصاو.یر رسیده از گانمید، حرکت تاریخی پوسته های یخی را نشان می دهد. برخی از اقمار، خرده سیاراتی هستند که در دام گرانش سیارات افتاده اند. مثال هایی از این گونه قمرها، فوبوس و دیموس و بسیاری از اقمار مشتری، phoebe قمر زحل ، بسیاری از اقمار جدید اورانوس و احتمالا نِرِئید قمر نپتون است.

از سال ١٦١٠ میلادی تا ١٩٧٧ میلادی تصور می شد زحل تنها سیاره ای است که حلقه دارد. اکنون می دانیم که مشتری، اورانوس و نپتون نیز حلقه دارد؛ گرچه حلقه های زحل، بزرگترین حلقه هاست. ذراتِ این حلقه ها اندازه های متفاوتی از ذرات غبار تا قطعه هایی به اندازه یک خانه دارند و ممکن است ذرات و تکه های سنگی یا یخی باشند.

بیشتر سیارات میدان مغناطیسی دارند که در اطراف سیاره گسترده شده است و مغناط کره را تشکیل داده است. این مغناط کره ها، به همراه ذرّات باردار شناور در آنها، با سیاره می چرخند. خورشید مغناط کره ای دارد که همه منظومه شمسی ما را احاطه می کند.

گذشتگان می پنداشتند زمین مرکز کیهان است و خورشید و تمام ستاره ها به دور آن می گردند. کوپرنیک نشان داد که زمین و همه سیارات به دور خورشید می گردند. کم کم شناخت ما از کیهان بیشتر شد و این پرسش مطرح شد که آیا سیارات دیگری وجود دارند که در آنها حیات وجود داشته باشد؟ در سال های اخیر، ستاره شناسان ابزارهایی برای تشخیص سیارات غول پیکر گازی در اطراف ستاره های دیگر به دست آورده اند.

اما تعریف ستاره چیست؟ انجمن بین المللی نجوم تعریفی را برای سیاره ارائه کرده است :

"جرمی که ١ – در مداری به دور خورشید باشد، ٢ – جرم کافی برای تامین گرانش خودش داشته باشد، طوری که بر نیروهای جسم صلب مقاومت کند، به گونه ای که شکلش در تعادل هیدرواستاتیکی باشد (تقریبا کروی)  و ٣ – در مدارش جرم دیگری نباشد."

بر طبق این تعریف پلوتون در کنار انبوهی از خرد سیاره های کمربند کویی پر سیاره به شمار نمی آید، امّا هنوز بحث بر سر آن ادامه دارد.

در همین زمان قمرها نیز کشف می شوند. انجمن بین المللی نجوم حدّ پایه اندازه یک قمر را یک مایل، یا حدود ٦/١ کیلومتر دانسته است و اجرام کوچک تر از آن که به دور سیاره ای بگردند قمر نام ندارند و فقط قطعه سنگ یا یخی سرگردان بهش مار می روند

ساختارهایی که در عالم می‌شناسیم چگونه تکامل یافتند؟

مسئله چگونگی تکامل ساختارها در عالم شاید پرسش اساسی اخترشناسی باشد، چرا که اخترشناسان "مورخان کیهان" هستند. از آنجا که نور با سرعت متناهی سیر می‌کند، مشاهده "مسافت‌های دور" در واقع مشاهده "زمان‌های دور" است.
رصدهای انجام شده از دورترین مرزهای عالم نشان می‌دهد که عالم به صورت کلوخه‌ای است و شامل ساختارهای بسیار قدیمی است که به میزان زیادی تکامل یافته‌اند. ما کهکشانها و خوشه‌های کهکشانی‌ای را می‌یابیم که مربوط به دورترین زمان‌های قابل مشاهده هستند، یعنی وقتی که عالم حدود یک پنجم سن کنونی خود را داشت. اما هنوز در نیافته‌ایم که چگونه این ساختارها درون "سوپ آغازین" متراکم شدند و از آن شکل گرفتند. به نظر می‌رسد که شکل گیری ساختارها بسیار سریعتر از آن چیزی باشد که نظریه‌‌های فعلی بیان می‌کنند.
پیوند شدید این ساختارها- قدیمی و جدید- را گرانش فراهم می‌کند. اما ما نمی‌توانیم توضیح دهیم که آن همه جرم که بتواند چنین گرانشی را ایجاد کند کجاست.
در بسیاری از ساختارهای قدیمی عناصر شیمیایی گوناگونی موجودند. این مطلب را از بررسی طیف آنها می‌فهمیم. برای مثال، گازی که به حالت پراکنده خوشه‌های کهشانی را فرا گرفته‌است، حاوی کسری از عناصر سنگین ( عناصر بجز هیدروژن و هلیوم) است که قابل مقایسه با کسری است که در حال حاضر در کهکشان خود ما مشاهده شده‌است، در حالیکه این خوشه‌ها مدت‌ها پیش شکل گرفتند.
می‌دانیم که عالم اولیه فقط شامل سبک‌ترین عناصر بود: هیدروژن و هلیوم. تمام عناصر سنگین‌تر، از این دو عنصر سبک‌تر ساخته شدند و تنها جایی که می‌دانیم چنین چیزی می‌تواند اتفاق بیفتد مرکز ستارگان است. بعدا این عناصر از طریق انفجارهای ابرنواختری در محیط میان ستاره‌ای پراکنده شدند. اما آیا این تنها راه ساخته شدن عناصر سنگین است، یا اینکه صرفا ما از طریقه دیگر تولید آنها بی خبریم؟
بنابراین اخترشناسان در واقع با شکلی از مسئله قدیمی "اول مرغ بود یا تخم مرغ" مواجه شده‌اند، یعنی اول ستارگان بودند یا کهکشان‌ها؟ این مسئله، حل معمای شکل گیری ساختارهای عالم را بسیار دشوارتر می‌کند. بهترین راه جواب دادن به این پرسش آن است که با ابزاری حساس به مشاهده زمان‌های گذشته بپردازیم تا وجود عناصر را در دورترین کهکشانها و خوشه‌های کهکشانی بررسی کنیم.        

ترکیبات شیمیایی ستارگان

حتی تا قرن نوزدهم، بسیاری از مردم فکر می‌کردند که تعیین ترکیبات شیمیایی ستارگان غیرممکن است. اما سرانجام اخترفیزیکدانان نادرستی حرف آنها را ثابت کردند: با استفاده از طیف‌نمایی.
وازه "طیف" امروزه به معنی "نمایش تابش الکترومغناطیسی به صورت تابعی از طول موج" به کار می‌رود. واژه طیف با این معنا زمانی که ایزاک نیوتن آزمایش تجزیه نور سفید را به رنگهایش با استفاده از منشور در سال 1671 گزارش کرد، کاربرد پیدا کرد. چندین واژه مرتبط مثل طیف‌نمایی (بررسی طیف‌ها) و طیف نگار از آن زمان وارد زبان شده‌اند. شما نیز می‌توانید یک طیف نماگر( شخصی که طیف‌ها را بررسی می‌کند) باشید! وقتی که رنگین کمانی را می‌بینید، آن را به دقت مشاهده کنید. یا با استفاده از یک منشور که جلوی پرتوی از نور خورشید می‌گیرید نواری شامل رنگ‌های مختلف را به روی یک پرده یا دیوار بیندازید. احتمالا از دید چشمان شما تغییر رنگ‌ها تدریجی است و تغییر شدت نور مربوط به رنگ‌های مختلف نیز تدریجی است. ما از اصطلاح طیف پیوسته برای توصیف طیف‌هایی استفاده می‌کنیم که مثل این به صورت تدریجی تغییر می‌کنند. اما خطوط مجزایی نیز وجود دارد که به آنها بسته به آنکه پرنورتر یا کم نورتر از طیف پیوسته مجاورشان باشند، خطوط نشری یا خطوط جذبی گفته می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از یک منشور که جلوی نور شمع یا انواع بخصوصی از لامپ‌ها می‌گیرید چنین خطوط طیفی‌ای را مشاهده کنید.

چگونه می‌توان ابعاد و سن عالم را اندازه گرفت؟

اخترشناسان تخمین می‌زنند که انفجار بزرگ بین 10 تا 20 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده باشد. آنها سن عالم را به دو روش برآورد می‌کنند: 1. با جستجوی پیرترین ستارگان و 2. با اندازه‌گیری آهنگ انبساط عالم و برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ.


پیرترین ستارگان

اخترشناسان می‌توانند سن بعضی از پیرترین ستارگان عالم را با بررسی خوشه‌های کروی به دست آورند. یک خوشه کروی مجموعه‌ای متراکم از نزدیک به یک میلیون ستاره است که همگی تقریبا در یک زمان شکل گرفته‌اند. چگالی ستارگان در نزدیکی مرکز یک خوشه کروی بسیار زیاد است. اگر ما نزدیک مرکز یک خوشه کروی زندگی می‌کردیم، چند صد هزار ستاره نزدیک‌تر از آلفای قنطورس به ما وجود می‌داشت ( آلفای قنطورس اکنون نزدیک‌ترین ستاره به ماست ).
چرخه زندگی یک ستاره به جرم آن بستگی دارد. ستارگانی با جرم زیاد ، بسیار پر نور‌تر از ستارگان کم جرم‌اند. بنابر‌این به سرعت ذخیره سوخت هیدروژن خود را مصرف می‌کنند. در هسته ستاره‌ای مثل خورشید آنقدر سوخت وجود دارد که می‌تواند با روشنایی فعلی‌اش تقریبا 9 میلیارد سال " بسوزد ". ستاره‌ای با دو برابر جرم خورشید ذخیره سوخت خود را فقط در 800 میلیون سال مصرف می‌کند. ستاره‌ای با 10 جرم خورشیدی ( ستاره‌ای که 10 برابر خورشید جرم داشته باشد ) نزدیک به 1000 برابر پر نور‌تر است و فقط برای 20 میلیون سال ذخیره سوخت دارد. بر عکس، ستاره‌ای که نصف جرم خورشید را داشته باشد آنقدر آرام می‌سوزد که سوخت آن بیش از 20 میلیارد سال دوام می‌آورد.
از آنجا که همه ستارگان در یک خوشه کروی تقریبا همزمان شکل گرفته‌اند، این خوشه‌ها به عنوان ساعت‌های کیهانی به کار می‌آیند. اگر یک خوشه کروی بیش از 10 میلیون سال سن داشته باشد، همه ستارگان هیدروژن سوز آن کمتر از 10 برابر خورشید جرم خواهند داشت. این مستلزم آن است که هیچ ستاره هیدروژن سوزی بیش از 1000 برابر پر نور‌تر از خورشید نباشد. اگر یک خوشه کروی بیش از 2 میلیارد سال سن داشته باشد، هیچ ستاره هیدروژن سوزی که بیش از 2 برابر خورشید جرم داشته باشد نخواهد داشت.
پیرترین خوشه‌های کروی فقط ستارگانی با جرم کمتر از 0.7 جرم خورشید را در بر دارند. این ستارگان کم جرم بسیار کم نورتر از خورشیدند. این حاکی از آن است که پیرترین خوشه‌های کروی بین 11 تا 18 میلیارد سال سن دارند. عدم قطعیت در این برآورد ناشی از دشواری تعیین دقیق فاصله یک خوشه کروی است ( که سبب بروز عدم قطعیتی در روشنایی ( و جرم ) ستارگان در خوشه می‌شود ). یک منشا دیگر عدم قطعیت در این برآورد، عدم آگاهی ما از بعضی از جزئیات دقیق‌تر تکامل ستاره‌ای است.


برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ

روش دیگر برآورد سن عالم، اندازه‌گیری " ثابت هابل " است. ثابت هابل ( H0 ) معیاری از آهنگ فعلی انبساط عالم است. کیهان‌شناسان از اندازه‌گیری این ثابت برای برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ استفاده می‌کنند. این برون‌یابی بستگی به چگالی فعلی عالم و ترکیبات آن دارد. (توضیح: برون‌یابی به طور کلی به معنی استفاده از معلومات موجود به عنوان نقطه آغازی برای استنتاج و یا برآورد مجهولات است.)
اگر عالم تخت و بیشتر متشکل از ماده باشد، سن عالم 0H3/2 است. اگر عالم چگالی بسیار کمی از ماده داشته باشد، سن برون‌یابی شده آن بیشتر خواهد بود: 0H/1 . اگر نظریه نسبیت عام طوری اصلاح شود که ثابتی به نام " ثابت کیهانشناختی " را شامل شود، سن تعیین شده می‌تواند حتی بزرگ‌تر از این مقدار باشد.
بسیاری از اخترشناسان به شدت در تلاش‌اند که ثابت هابل را با استفاده ازتکنیک‌های گوناگونی اندازه بگیرند. بهترین برآوردهای 0H در حال حاضر بین km/s/Mpc 50 تا km/s/Mpc 100 بوده‌است. اگر از واحدهای آشناتری استفاده کنیم، اخترشناسان تصور می‌کنند که 0H/1 بین 10 تا 20 میلیارد سال باشد. اگر ما دو مقدار تعیین شده سن را مقایسه کنیم معضل بالقوه‌ای وجود خواهد داشت. اگر نظر اخترشناسانی که 0H/1 را کوچک برآورد می‌کنند- در حد 10 میلیارد سال- واقعا درست باشد، سن عالم کمتر از سن پیرترین ستارگان خواهد شد. این تناقض یا دال بر آن است که نظریه انفجار بزرگ نادرست است یا این که نیاز است نسبیت عام با اضافه کردن ثابت کیهانشناختی اصلاح شود.
برخی اخترشناسان معتقدند که این معضل با بهتر شدن اندازه‌گیری‌های ما رفع خواهد شد. اگر نظر اخترشناسانی که مقادیر بزرگ‌تر 0H/1 را اندازه‌گیری کرده‌اند درست باشد و مقادیر کوچک‌تر برآورد شده برای سن خوشه‌های کروی نیز صحیح باشد، ممکن است اوضاع برای نظریه انفجار بزرگ مطلوب باشد.               
اخترشناسان تخمین می‌زنند که انفجار بزرگ بین 10 تا 20 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده باشد. آنها سن عالم را به دو روش برآورد می‌کنند: 1. با جستجوی پیرترین ستارگان و 2. با اندازه‌گیری آهنگ انبساط عالم و برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ.


پیرترین ستارگان

اخترشناسان می‌توانند سن بعضی از پیرترین ستارگان عالم را با بررسی خوشه‌های کروی به دست آورند. یک خوشه کروی مجموعه‌ای متراکم از نزدیک به یک میلیون ستاره است که همگی تقریبا در یک زمان شکل گرفته‌اند. چگالی ستارگان در نزدیکی مرکز یک خوشه کروی بسیار زیاد است. اگر ما نزدیک مرکز یک خوشه کروی زندگی می‌کردیم، چند صد هزار ستاره نزدیک‌تر از آلفای قنطورس به ما وجود می‌داشت ( آلفای قنطورس اکنون نزدیک‌ترین ستاره به ماست ).
چرخه زندگی یک ستاره به جرم آن بستگی دارد. ستارگانی با جرم زیاد ، بسیار پر نور‌تر از ستارگان کم جرم‌اند. بنابر‌این به سرعت ذخیره سوخت هیدروژن خود را مصرف می‌کنند. در هسته ستاره‌ای مثل خورشید آنقدر سوخت وجود دارد که می‌تواند با روشنایی فعلی‌اش تقریبا 9 میلیارد سال " بسوزد ". ستاره‌ای با دو برابر جرم خورشید ذخیره سوخت خود را فقط در 800 میلیون سال مصرف می‌کند. ستاره‌ای با 10 جرم خورشیدی ( ستاره‌ای که 10 برابر خورشید جرم داشته باشد ) نزدیک به 1000 برابر پر نور‌تر است و فقط برای 20 میلیون سال ذخیره سوخت دارد. بر عکس، ستاره‌ای که نصف جرم خورشید را داشته باشد آنقدر آرام می‌سوزد که سوخت آن بیش از 20 میلیارد سال دوام می‌آورد.
از آنجا که همه ستارگان در یک خوشه کروی تقریبا همزمان شکل گرفته‌اند، این خوشه‌ها به عنوان ساعت‌های کیهانی به کار می‌آیند. اگر یک خوشه کروی بیش از 10 میلیون سال سن داشته باشد، همه ستارگان هیدروژن سوز آن کمتر از 10 برابر خورشید جرم خواهند داشت. این مستلزم آن است که هیچ ستاره هیدروژن سوزی بیش از 1000 برابر پر نور‌تر از خورشید نباشد. اگر یک خوشه کروی بیش از 2 میلیارد سال سن داشته باشد، هیچ ستاره هیدروژن سوزی که بیش از 2 برابر خورشید جرم داشته باشد نخواهد داشت.
پیرترین خوشه‌های کروی فقط ستارگانی با جرم کمتر از 0.7 جرم خورشید را در بر دارند. این ستارگان کم جرم بسیار کم نورتر از خورشیدند. این حاکی از آن است که پیرترین خوشه‌های کروی بین 11 تا 18 میلیارد سال سن دارند. عدم قطعیت در این برآورد ناشی از دشواری تعیین دقیق فاصله یک خوشه کروی است ( که سبب بروز عدم قطعیتی در روشنایی ( و جرم ) ستارگان در خوشه می‌شود ). یک منشا دیگر عدم قطعیت در این برآورد، عدم آگاهی ما از بعضی از جزئیات دقیق‌تر تکامل ستاره‌ای است.


برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ

روش دیگر برآورد سن عالم، اندازه‌گیری " ثابت هابل " است. ثابت هابل ( H0 ) معیاری از آهنگ فعلی انبساط عالم است. کیهان‌شناسان از اندازه‌گیری این ثابت برای برون‌یابی تا زمان انفجار بزرگ استفاده می‌کنند. این برون‌یابی بستگی به چگالی فعلی عالم و ترکیبات آن دارد. (توضیح: برون‌یابی به طور کلی به معنی استفاده از معلومات موجود به عنوان نقطه آغازی برای استنتاج و یا برآورد مجهولات است.)
اگر عالم تخت و بیشتر متشکل از ماده باشد، سن عالم 0H3/2 است. اگر عالم چگالی بسیار کمی از ماده داشته باشد، سن برون‌یابی شده آن بیشتر خواهد بود: 0H/1 . اگر نظریه نسبیت عام طوری اصلاح شود که ثابتی به نام " ثابت کیهانشناختی " را شامل شود، سن تعیین شده می‌تواند حتی بزرگ‌تر از این مقدار باشد.
بسیاری از اخترشناسان به شدت در تلاش‌اند که ثابت هابل را با استفاده ازتکنیک‌های گوناگونی اندازه بگیرند. بهترین برآوردهای 0H در حال حاضر بین km/s/Mpc 50 تا km/s/Mpc 100 بوده‌است. اگر از واحدهای آشناتری استفاده کنیم، اخترشناسان تصور می‌کنند که 0H/1 بین 10 تا 20 میلیارد سال باشد. اگر ما دو مقدار تعیین شده سن را مقایسه کنیم معضل بالقوه‌ای وجود خواهد داشت. اگر نظر اخترشناسانی که 0H/1 را کوچک برآورد می‌کنند- در حد 10 میلیارد سال- واقعا درست باشد، سن عالم کمتر از سن پیرترین ستارگان خواهد شد. این تناقض یا دال بر آن است که نظریه انفجار بزرگ نادرست است یا این که نیاز است نسبیت عام با اضافه کردن ثابت کیهانشناختی اصلاح شود.
برخی اخترشناسان معتقدند که این معضل با بهتر شدن اندازه‌گیری‌های ما رفع خواهد شد. اگر نظر اخترشناسانی که مقادیر بزرگ‌تر 0H/1 را اندازه‌گیری کرده‌اند درست باشد و مقادیر کوچک‌تر برآورد شده برای سن خوشه‌های کروی نیز صحیح باشد، ممکن است اوضاع برای نظریه انفجار بزرگ مطلوب باشد.                                    

گفتگو با پیتر آلنده، كارشناس اپتيك تلسكوپ‌های بزرگ

سوئد كه گاهي آن را كشور آفتاب نيمه شب هم مي‌نامند از كشورهاي پيشرو در نجوم دنياي امروز است. بسياري از طرح‌هاي بزرگ و مشهور جهان ردّي از دانشمندان، مهندسان يا منجمان سوئدي را برخود دارند.
در اين كشور چهار مركز تحقيقاتي معتبر در حوزه‌هاي مختلف نجوم فعاليت مي‌كنند و بسياري از نوآوري‌هايي كه امروز مرزهاي دانسته‌هاي ما را به طور باوَر نكردني گسترش داده‌اند از اين چهار مركز سرچشمه گرفته‌اند.
نجوم آماتوري هم در اين كشور جايگاه خاصي دارد و اين در حالي است كه منجمان اين كشور به طور متوسط كمتر از يكصد شب در طول سال آسماني صاف و قابل رصد در اختيار دارند.
براي آشنايي بيشتر با وضعيت نجوم در سوئد با دكتر پيتر لينده قائم مقام انجمن نجوم سوئد، پژوهشگر رصدخانه لُوند و يك علاقه‌مند واقعي فعاليت‌هاي آماتوري و ترويجي به گفتگو نشستيم. تمركز اين مصاحبه روي نجوم آماتوري است اگرچه به گوشه‌هايي از نجوم حرفه‌اي هم اشاره‌هايي شده است.

- ما مصاحبه را معمولاً با درخواست معرفي شروع مي‌كنيم، موافقي؟
بله. من پيتر لينده هستم. دكتري اخترفيزيك دارم ولي تخصصم شبيه‌سازي كامپيوتري است و الان در رصدخانه لوند در حال شبيه‌سازي و مطالعه آينه اصلي تلسكوپ EELT هستم، توانايي‌ها و مشكلاتش. پيش از اين هم استاد فيزيك در دانشگاه مالمو بودم. و همچنين قائم مقام انجمن نجوم سوئد و رييس گروه نجوم آماتوري تيكو بِراهه و رييس رصدخانه خودكار آماتوري تيكو براهه در مالمو و ويراستار ارشد مجلهASTRONOMI .

- چيزي از سِنّت نگفتي:
بگذار ببينم، ۵۶ سال، آره ۵۶. ولي اين را چاپ نكن (خنده).

- خوب پيتر موافقي كارمان را با نجوم آماتوري شروع كنيم؟
آره، بد نيست.

 - از همين جا شروع كنيم. گفتي رييس گروه نجوم آماتوري تيكو براهه هستي. اين گروه چند نفر عضو دارد و چه فعاليت‌هايي مي‌كند؟
گروه ما ۲۰۰ نفر عضو ثابت دارد و تعدادي هم اعضاي موقت و افتخاري. مَقَر ما در شهر مالمو است ولي اعضا ممكن است در شهرهاي مختلفي در نزديكي مالمو ساكن باشند مثل من كه در لوند هستم.
ما يك رصدخانه كوچك با امكانات مناسب داريم و هر وقت امكانش باشد يا پديده خاصي داشته باشيم از آن استفاده مي‌كنيم. هر ماه گردهمايي‌هاي منظمي در شهر داريم كه بسته به مورد، ممكن است برنامه‌اي عمومي باشد يا فقط مخصوص اعضا. براي مثال در ماه بعد همايش گردشگري فضايي را داريم كه ورودش براي همه آزاد است.
برنامه‌هاي ديگري هم داريم كه براي آشنا كردن مردم با نجوم است. مهمترين آن <روز علم> است. در اين روز درِ تمام آزمايشگاه‌ها و پژوهشكده‌ها به روي مردم باز است و آنها مي‌توانند آزادانه از همه جا بازديد كنند و با پژوهشگران دربارهِ مسايل علمي صحبت كنند. ما هم در اين روز چنين برنامه‌اي داريم و اعضاي گروه در هر جا كه باشند پاسخگوي سؤالات مردم خواهند بود.
در رصدخانه خودمان هم ميزبان دانش‌آموزان منطقه هستيم، از دبستان تا دبيرستان، و برنامه‌هاي خاصي را براي آنها اجرا مي‌كنيم، از سخنراني و نمايش فيلم و اسلايد گرفته تا رصد آسمان.
علاوه‌بر اينها بعضي از اعضا كارهاي تخصصي‌تري را هم انجام مي‌دهند. كارهاي كاملاً جدّي در شاخه‌هاي مختلف نجوم مثل تاريخ نجوم، رصد يا ابزارسازي.

- شما تنها گروه در منطقه هستيد؟
اگر منظورت مالْمو باشد، بله، ولي اگر استان اسكن كه مالمو مركزش است را بگويي، نه، گروه‌هاي ديگري هم هستند و اگر منظورت از منطقه فاصله باشد،خوب مي‌داني كه فاصلهِ ما تا كُپنهاك خيلي كم است و در آنجا چند گروه آماتوري دانماركي فعاليت مي‌كنند.

 

- آيا اين گروه‌ها با هم همكاري هم مي‌كنند؟
بسته به موقعيت يا زمان بله ولي همكاري دائمي نه. البته ما هميشه با هم در ارتباطيم، از كارها و فعاليت‌هاي همديگر با خبر مي‌شويم.

- حتي گروه‌هاي دانماركي؟
نه. ارتباط ما با آنها كم است.

- چرا؟
خوب دلايل متعددي دارد. مثلا درست است كه ما از نظر فاصله به هم نزديكيم ولي زبان‌ها و شرايط كاري متفاوتي داريم. البته گاهي ممكن است همكاري‌هايي با هم بكنيم ولي اين خيلي محدود و نادر است.

- متوسط سنّي اعضاي گروه چند سال است؟
چيزي در حدود پنجاه سال.

- جالب است. آيا مي‌دانستي كه متوسط سنّ منجمان آماتور در ايران حدود ۱۷ يا ۱۸ سال است؟
جدّي مي‌گويي؟!

- منجم آماتور مُسِن در گروه‌هاي ايراني بسيار نادر است.
خوب ما اينجا براي جلب جوانان مشكل داريم. اينجا جوانان انتخاب‌هاي زيادي دارند و كمتر به نجوم علاقه نشان مي‌دهند. بيشتر ترجيح مي‌دهند پاي كامپيوترشان باشند تا تلسكوپ.

- از رصدخانه تيكو براهه بگو. چطوري آن را درست كرديد؟ چه برنامه‌هايي داريد؟ و آيا رصدخانه را توسعه هم مي‌دهيد؟
اين رصدخانه از ابتدا يك رصدخانه شخصي بود. در سال ۱۹۷۳ (۱۳۶۲) من يك تلسكوپ ۱۴ اينچي سلسترون خريدم و در قسمتي از خانه‌ام يك رصدخانه كوچك درست كردم. كم‌كم فعاليت رصدخانه زياد شد و چند ابزار ديگر هم به آن اضافه شد. شايد برايَت جالب باشد بداني كه دوربينCCD براي نخستين بار در سوئد در اين رصدخانه نصب شد و جامعهِ نجوم سوئد در اينجا با اين ابزار آشنا شدند. سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) بود. هفت سال بعد يعني ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) رصدخانه را با يك تلسكوپ ۱۶ اينچي دست‌ساز نيوتوني گسترش داديم. ولي هميشه دو مشكل داشتيم اول جاي رصدخانه بود كه هنوز در خانه من بود و دوم خودم بودم كه فعاليت رصدخانه را به حضور من وابسته مي‌كرد و اين اصلاً خوب نبود. در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) شوراي شهر مالمو در بيرون از شهر تكه‌اي زمين و بودجه‌اي گذاشت. چند نفر حامي هم به ما كمك كردند تا رصدخانه احداث شود.
امروز ما دو تلسكوپ اصلي داريم كه از يكي از آنها براي رصدهاي عمومي استفاده مي‌كنيم و ديگري تلسكوپي خودكار است كه مي‌توان با كامپيوتر و از طريق اينترنت از آن استفاده كرد. البته ابزارهاي ديگري هم داريم مثل چند تلسكوپ كوچك و وسايل كمك آموزشي. يكي از چيزهايي كه من به آن خيلي افتخار مي‌كنم تابلويي است كه موقعيت ۱۰۰۰ تَپ‌اختر را در كهكشان نشان مي‌دهد. تصوير كهكشان كار رصدخانه لوند است و مشخصات تمام تپ‌اخترهاي ثبت شده در آن از روي داده‌هاي رصدخانهNOT به دست آمده استNOT) رصدخانه مشترك كشورهاي اسكانديناوي است كه در جزاير قناري نصب شده است).
ما روي تصوير كهكشان محل دقيق اين تپ‌اخترها را مشخص كرديم و در آنجا چراغي كوچك كار گذاشتيم كه با هر دورهِ تناوبِ واقعيِ تپ‌اختر روشن و خاموش مي‌شود.
براي آينده برنامه‌هاي بسياري داريم از جمله ارتقا و تغيير نرم‌افزار كنترل تلسكوپ خودكار و همچنين تغييراتي در ساختمان و ديگر ابزارهاست ولي در حال حاضر مشكل اصلي ما پول است.

آیا بومرنگ پرتاب شده در فضا به پرتاب كننده‌اش باز می‌گردد؟

 یك فضانورد ژاپنی دو هفته‌ قبل نشان داد که این کار ممکن است
اما دانشمندان می‌گویند چنانچه این فضانورد بومرنگ را خارج از ایستگاه در حال گردش پرتاب می‌كرد نتایج كاملا متفاوتی را بدست می‌آورد.
عكس مقابل تصویری از «تاكااو دوی»(Takao Doi) فضانورد ژاپنی را نشان می‌دهد كه قصد پرتاب بومرنگ كاغدی سه تیغه ای را در داخل ایستگاه فضایی بین‌المللی دارد
تاكااو كه یكی از اعضای آژانس اكتشافات هوافضای ژاپن است، این آزمایش را زمانی انجام داد كه مشغول بازدید از ایستگاه فضایی به عنوان بخشی از آخرین مأموریت شاتل فضایی ناسا (كه قرار بود چهارشنبه‌ی گذشته به آنجا برسد) بود.
بومرنگ پس از پرتاب مانند شرایط معمول بر روی زمین رفتار كرد و به سمت فضانورد بازگشت. به نقل از یك روزنامه‌ی ژاپنی، تاكااو هنگامی كه از فضا با همسرش چت (chat) می‌كرد به او گفت:"وقتی بومرنگ را پرتاب كردم دقیقا طوری در هوا پرواز كرد كه انگار از روی زمین پرتاب شده است و من كاملا شگفت زده شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم".
«یاسوهیرو توگای»(Yasuhiro Togai) قهرمان پرتاب بومرنگ جهان این بومرنگ كاغذی را با تاكااو داده بود و از او خواسته بود تا سعی كند آن را در فضا پرتاب نماید. او همچنین نكاتی را جهت پرتاب صحیح بومرنگ به تاكااو آموزش داده بود.
به گفته‌ی «دیوید كاوگی»(David Caughey) كارشناس آیرودینامیك دانشگاه كورنل آمریكا، در چنین شرایطی نتیجه دقیقا همانی است كه علوم فیزیكی مرتبط با بومرنگ پیش‌بینی می‌كند. او می‌گوید:"من از اینكه بومرنگ در غیاب گرانش به نقطه‌ی اولیه‌اش بازگشت چندان متعجب و شگفت زده نیستم". كاوگی معتقد است مسیرهای حلقه‌ای و بازگشتی كه بومرنگ‌ها به واسطه‌ی آنها معروف و شناخته شده‌اند در نتیجه‌ی نیروهای متغییری است كه از طرف هوایی كه درون آنها در حركت‌اند به قطعات و آلات منحنی وارد می‌شود و این اعمال نیرو مستقل از گرانش است.
برای اجسام در حال چرخش در هوا، نیروهایی كه از هوا به آنها وارد می‌شود متغییر است. زیرا آن بخش از بومرنگ كه در جهت حركت رو به جلوی بومرنگ در حركت است نسبت به بخشی كه در خلاف جهت حركت می‌كند با سرعت بیشتری در هوا به پیش می‌رود و این اختلاف در سرعت‌ها باعث ایجاد نیروهای مختلف و متغیری می‌شود كه در نهایت به چرخش بومرنگ در یك مسیر دایره‌وار منجر می‌شود.

کاوشگر سریع السیر زهره به دنبال آتشفشان‌های فعال

سیاره‌ی زهره احتمالا دارای آتشفشان‌های فعالی است که باعث تولید مقادیر زیاد دی‌­اکسید گوگرد در جو این سیاره شده‌­اند.

 

کاوشگر سریع السیر زهره از سال 2006 تا کنون دقیق‌ترین و کامل‌ترین بررسی‌ها را در مورد جو سیاره‌ی زهره انجام داده است. منبع عکس: سازمان فضایی اروپا

در محافل علمی دو نظریه برای توجیه د‌ی‌­اکسید گوگرد موجود کشف شده به وسیله‌ی کاوشگر «سریع السیر زهره»(Venus Express) مطرح است. عده‌­ا‌‌ی از دانشمندان عقیده دارند د‌‌ی‌­ا‌‌کسید گوگرد موجود، ناشی از فعالیت‌­های آتشفشانی اخیر در سطح زهره است. این در حالی است که عده­‌ای دیگر از محققان معتقدند دی‌­اکسید گوگرد یافت شده بقایای فوران‌­هایی قدیمی است که ممکن است تا 10 میلیون سال قبل رخ داده باشند

ترکیبات گوگرد مدت زمان زیادی در جو زمین دوام نمی‌­آورند چرا که با پوسته­‌ی زمین واکنش می‌­دهند. اما در سطح صخره‌های زهره، انجام واکنش نیازمند مدت زمان بیشتری است

برای مشخص کردن نوع اتم­‌ها و مولکول‌­های موجود در جو زهره، سریع السیر زهره با استفاده از روش‌­های طیف‌­نگاری به بررسی چگونگی جذب نور خورشید و ستارگان در جو زهره پرداخت. نتایج طیف­‌نگاری نشان می‌­دهد که دی‌­اکسید گوگرد بیش‌تر در طبقات بالایی جو متمرکز است و در لایه­ه‌ای پایین‌­تر به میزان دو سوم از حجم آن کاسته می‌­شود

«ژان لوپ برتاکس»(Jean-Loup Bertaux)، یکی از اعضای تیم تحقیقاتی می‌­گوید:"‌ من به شدت نسبت به فرضیه‌­ی‌ آتشفشان­‌ها شک دارم. ولی باید اعتراف کنم که ما هنوز چیزی راجع به منشا این حجم زیاد دی اکسید گوگرد در طبقات فوقانی جو زهره نمی‌­دانیم. چرا که در آن ارتفاع دی‌­اکسید گوگرد باید خیلی سریع به وسیله‌ی نور خورشید تجزیه شود. همچنین علت تغییرات شدید حجم دی‌­ا‌‌کسید گوگرد در لایه­‌های مختلف جو نیز هنوز مشخص نیست"

تغییرات حجم دی­اکسید گوگرد در لایه­‌های زیرین جو به مراتب کمتر از لایه­‌های فوقانی است. مقدار دی اکسید گوگرد موجود در لایه­‌های زیرین جو به کمک درصد جذب تابش فروسرخ جذب شده مشخص می‌شود. هرچه میزان جذب بالاتر باشد نشان ­دهنده‌ی وجود دی‌­اکسید گوگرد بیشتری است

محققان امیدوارند بتوانند فرضیه‌­ی وجود آتشفشان‌­های فعال در زهره را یا با مشاهده­‌ی گاز و خاکستر خارج شده از دهانه‌­ی یک آتشفشان تایید نمایند و یا با یافتن محل‌­هایی در سطح زهره که دی‌­اکسید گوگرد از آن­ها خارج می‌­شود این فرضیه را رد کنند. همه‌­ی این­ها به معنی وظایف جدید و بیشتر سریع السیر زهره است.

برخورد ‌دهنده‌ی ذرات، زمین را تهدید نمی‌کند

برخورد ‌دهنده‌ و شتاب دهنده بزرگ هادرون (LHC) در CERN -مرکز اروپایی فیزیک ذرات در نزدیکی ژنو - قرار دارد. دانشمندان بر این امیدند که LHC کار خود را در اواخر تیر‌ماه آغاز کند.
قسمتی از تونل شتاب دهنده
 در دوم فروردین سال جاری، دو تن از افراد مقیم هاوایی، «لوییس سانچو»(Luis Sancho) و «والتر واگنر»(Walter Wagner)، در دادگاه منطقه‌ای هاوایی پرونده‌ای را بر علیه CERN و مسئولان آن در ایالت متحده تشکیل دادند و خواستار عدم راه‌اندازی LHC تا زمانی که ایمن بودن آن به اثبات نرسیده است، شدند. مسئولان مذکور ایالت متحده، سازمان انرژی (DoE)، بنیاد بین‌المللی علوم و آزمایشگاه فرمی -آزمایشگاه شتاب‌دهنده‌ی ذرات در نزدیکی شیکاگو - هستند.
«جیمز گیلیز»(James Gillies)، سخنگوی CERN، در گفت‌و‌گو با نیوساینتیست گفت: " موارد ادعا شده در دادخواهی مهملاتی بیش نیستند، LHC امسال راه اندازی خواهد شد و به ما اطلاعات هیجان انگیزی درباره فیزیک و جهان خواهد داد. سال آینده زمین همچنان پابرجا خواهد بود."اطلس، یکی از 6 آشکارساز هادرون
این برخورد ‌دهنده با کوبیدن پروتون‌ها به یکدیگر با انرژی‌های بسیار زیاد، شرایط موجود در کمتر از یک میلیاردیم ثانیه پس از مهبانگ را شبیه سازی خوهد کرد. فیزیک‌دان ها بر این امیدند که سوال‌هایی دیرینه از قبیل این که چرا ذرات جرم دارند و آیا فضا ابعاد دیگری را نیز در خود پنهان کرده است، پاسخ داده شود.
اوراق دادگاهی سانچو و واگنر، سناریو‌های نظری‌ای را مطرح می‌کند که LHC قادر به خلق ذراتی است که زمین را از بین می‌برند، مانند «strangelet‌»های کشنده. Strangelet ‌ها قطره های فرضی از ماده هستند که نه تنها کوارک‌های نوع بالا و پایین را که مواد معمولی را می‌سازند، شامل می‌شوند بلکه کوارک‌های عجیبی را نیز به همراه دارند. اگر یک strangelet پایدار بوده و بار منفی داشته باشد، ممکن است شروع به خوردن هسته‌های معمولی کند و آنها را به موادی عجیب مبدل سازد و سرانجام این واکنش زنجیره ‌ای تهدیدآمیز، سیاره‌ی ما و هر فرد روی آن را در خود فرو می‌برد.
بازبینی امنیتی LHC در سال 2003 مشخص کرد که تهدید قابل تصوری وجود ندارد. این بازبینی شانس کمی را برای خلق ریز‌سیاه‌چاله‌هایی با عمر کوتاه و یا تک قطبی‌های مغناطیسی نامتعارفی که پروتون‌های اتم‌های معمولی را نابود می‌کنند پیش بینی کرد. هیچ یک از این دو سناریو به فاجعه‌ای منجر نخواهد شد.
گیلیز می‌گوید:" در طبیعت برخورد‌هایی با انرژی بسیار بیشتر از برخوردهایی که در LHC اتفاق می‌افتد، بار‌ها رخ می‌دهد زیرا ذرات اشعه‌ی کیهانی با سرعتی نزدیک به سرعت نور در کهکشان ما حرکت می کنند. ماه در 5 میلیارد سال گذشته دستخوش چنین برخورد‌هایی بوده است بدون این که توسط سیاه‌چاله‌های گرسنه و یا strangelet های کشنده بلعیده شود."
هر چند، سانچو و واگنر بازبینی امنیتی CERN را سطحی دانسته و استدلال اشعه‌های کیهانی را گمراه‌کننده می‌خوانند، گیلیز می‌گوید:" آنچه ما می‌خواهیم، آماده‌سازی و راه‌اندازی این دستگاه است و نشان خواهیم داد که دنیا ناپدید نخواهد شد."

نورافشانی یک سیاهچاله‌ بر کهکشان میزبان

دانشمندان موفق شدند به کمک سیاهچاله‌ی مرکز یک کهکشان، هسته‌ی آن را بررسی کنند. در این کهکشان، نٍ

 

این گروه توانست انعکاس چنین رویداد نادری را با جزئیات بسیار خوبی رصد و ثبت کند. این رویداد نه تنها می­تواند فرآیند ازهم­گسیختگی یک ستاره را  آشکار کند بلکه قادر است روش‌های جدیدی را در نقشه‌­برداری از هسته کهکشانی ارائه کند.

وقتی ستاره‌­ای در دام گرانش یک سیاهچاله‌ی ابرپرجرم اسیر می­شود، ناچار تکه تکه می‌شود و هسته‌ی سیاهچاله خرده­‌های آن را جذب می‌­کند. طی این فرآیند گازهای ستاره بسیار داغ شده و آهنگ برافزایش بیشتر می‌شود و در نتیجه تابش پرتو X به طور ناگهانی افزایش می‌یابد. این تابش در هسته کهکشان، ماده‌ی اطراف را روشن می­کند و امکان جستجو در مناطقی را که تا پیش از این اتفاق غیرقابل رصد بوده‌اند، فراهم می‌­کند.

 

ادامه نوشته

فوبوس

کاوشگر مدارگرد اکتشافی مریخ با گرفتن دو تصویر با فاصله‌ی زمانی ده دقیقه از فوبوس، قمر مریخ، و ترکیب آن دو با یکدیگر موفق به تهیه‌ی تصویری سه بعدی از این قمر شده است.


مریخ دو قمر کوچک دارد. فوبوس قمر داخلی‌تر به قطر 22 کیلومتر و «دیموس» (Deimos) قمر کوچک‌تر به قطر 12 کیلومتر است. فوبوس برای دانشمدان جالب‌تر است چون احتمالا یخ آب و مواد غنی از کربن در آن فراوانند.

 

 

 فوبوس، قمر مريخ. گرانش فوبوس كمتر از یك هزارم گرانش زمین است. این گرانش آن‌قدر قوی نیست كه بتواند شكل كروی به قمر بدهد. به همین دلیل فوبوس دوكی شكل است

 

تصاویری که به وسیله‌ی «دوربین با توان تفکیک بالا»(HiRiSE)  تهیه شده می‌تواند اطلاعاتی درباره منشا و تکامل فوبوس در اختیار دانشمندان قرار دهد.

دوربین مذکور که بر روی مدارگرد اکتشافی مریخ نصب است، قادر به تهیه تصویر در کانال‌های آبی، سبز، قرمز و رنگ‌های نزدیک به فروسرخ است. مدارگرد اکتشافی با سرعت 12480 کیلومتر بر ساعت در فاصله 250 تا 316 کیلومتری از سطح مریخ به گرد آن می‌چرخد. هنگام برداشت نخستین عکس،‌ MRO‌ 6800 کیلومتر از فوبوس فاصله داشت. در چنین فاصله ای قدرت تفکیک دوربین 6/8 (هشت و شش دهم) متر بر پیکسل است و می‌تواند عوارضی تا قطر 20 متر را شناسایی کند. در برداشت عکس دوم که 10 دقیقه بعد انجام شد، فاصله MRO از فوبوس 5800 کیلومتر و قدرت تفکیک دوربین 15 متر بود.

 

 

دهانه برخوردی استيكنی، بزرگترين عارضه سطحی فوبوس

 


سطح برخوردی فوبوس خراشیده و شیار خورده است و در دیواره دهانه‌‌های بزرگ آن زمین‌لغزش‌هایی مشاهده می‌شود. بزرگترین عارضه سطح فوبوس گودال «استیکنی» (Stickney) به قطر 9 کیلومتر است. این گودال حاصل برخوردی است که تقریبا قمر را خرد کرده است. ترکیب داده ‌های حاصل از طول‌موج‌ةای مختلف تصویر برداری شده نشان می‌دهد که دیواره استیکنی آبی‌تر از بقیه قسمت‌های فوبوس است. در صورتی که سطح فوبوس هم مثل سطح ماه باشد،‌ رنگ آبی‌تر به این معنا است که مواد در این قسمت تازه‌تر هستند و هنوز به اندازه بقیه قسمت‌های فوبوس در معرض فضای باز قرار نگرفته‌اند.

 

مدار گرد CRISM نیز سال گذشته تصاویری از قمرهای مریخ تهیه کرده است. با ترکیب این تصاویر و تصاویر HiRISE دانشمندان می‌توانند نقشه کانی‌ها و نوع خاک قمرها را به دست بیاورند.

 

فوبوس و دیموس هم مثل ماه در گرانش سیاره مادر قفل شده‌اند و همواره یک سوی آن‌ها به سمت مریخ است. به عقیده دانشمندان این دو قمر کوچک و تاریک شاید سیارک‌هایی از کمربند سیارکی و غنی از کربن مریخ- مشتری باشند که به دام گرانش مریخ افتاده‌اند

روز معلم

معلمی شغل انبیاست.من مدیریت این وبلاگ این هفته را به تمامی معلمان تبریک میگویم.دست همگي شما را مي بوسم.........

رصدخانه خورشیدی

مهندسان مرکز گدارد ناسا، موفق به قرار دادن رصدخانه خورشیدی جدید خود در واحد پیشران آن شدند.

مهندسان مرکز فضایی گدارد ناسا موفق شدند در اولین تلاش خود، رصدخانه پویای خورشیدی را به واحد پیشران آن ملحق کنند. به گفته گری دیویس، مدیر بخش پیشران این رصدخانه در مرکز گادارد، "برخلاف تصور مردم، این عملیات اصلا ساده نیست. همیشه مشکلاتی هستند که شما نمی­توانید پیش بینی کنید."

 

 


 

رصدخانه پویای خورشیدی (SDO) دانشمندان را در درک بهتر فعالیت­هایی چون رشته­ ها و لکه­ های خورشیدی و فوران­های ماده به وسیله تاج خورشید یاری خواهد کرد تا از این طریق، به شناخت بالاتری از چگونگی تشکیل طوفان ­های خورشیدی دست یابند. طوفان ­های خورشیدی علاوه بر اینکه می ­توانند برای فضانوردان و هواپیماهای درحال گذر از فراز قطب خطرناک باشند، انرژی الکتریکی خانه­ ها، ارتباطات ماهواره­ای و سامانه­ های ناوبری را با مشکل مواجه می ­سازند.

 

 


 

در طول یک سال گذشته، دو گروه از مهندسین به طور همزمان قسمت اصلی رصدخانه پویای خورشیدی (SDO) و واحد پیشران آن را طراحی کرده و ساختند. مواد سازنده پیشران 9 ورق تیتانیوم به قطر ورقه کاغذ است که 27 برابر وزن خود را می­تواند تحمل کند. این مجموعه یک موتور تنظیم ارتفاع اصلی و 8 موتور کوچکتر دارد که 4 تای آن­ها پشتیبان هستند. ماموریت این رصدخانه 5 ساله است، اما این مجموعه برای حداقل 10 سال سوخت دارد.

مجموعه این عملیات با تلاش مهندسین مرکز گادارد، فقط 30 دقیقه به طول انجامیده است.

 

کاوشگر فضایی کاسینی

سازمان فضایی ناسا قصد دارد ماموریت کاوشگر فضایی کاسینی را که قرار بود تیرماه امسال به پایان برسد تا دو سال دیگر تمدید نماید.
ناسا قصد دارد ماموریت کاسینی-هویگنس را تا دو سال دیگر تمدید کند. اکتشافات تاریخی این دو کاوشگر، انقلابی در دانسته‌­های ما نسبت به سیاره‌­ی زحل و قمرهایش ایجاد کردند.
 قرار بود ماموریت کاسینی در تیرماه امسال(جولای 2008) به پایان برسد. با 2 سال تمدید ماموریت کاسینی، این کاوشگر قادر خواهد بود 60 بار دیگر به دور زحل بگردد و ملاقات‌­های هیجا‌ن‌­انگیزی با قمرهایش داشته باشد. این ملاقات‌­ها شامل 26 بار ملاقات با بزرگترین قمر زحل، «تیتان»، 7 بار ملاقات با «انسلادوس»( Enceladus) و یک بار ملاقات با «رئا»( Rhea «دیون»(Dione) و هلن (Helene) خواهد بود. همچنین در طی این مدت کاسینی به بررسی زحل، حلقه­‌ها و مغناطیس‌کره‌ی آن خواهد پرداخت.

 

زحل و مجموعه‌ای از قمرهای آن/ ناسا

 

«جیم گرین» (Jim Green)، مدیر بخش علوم سیاره­‌ای ناسا، معتقد است:" این تمدید نه تنها برای جامعه‌ی علمی بلکه برای جهانیان نیز هیجان‌­انگیز است چرا که همگان قادر خواهند بود تا از رازهای زحل پرده بردارند. نشانه‌­ی موفقیت کاسینی کشفیات تازه­‌ی‌ آن به همراه تصاویر افسون‌­کننده­‌ا‌ی خواهد بود که کاسینی از زحل به سمت زمین می‌­فرستد".
بنابر گفته­‌های مدیر ماموریت کاسینی، «باب میشل» (Bob Mitchell)، "کاسینی به طرزی استثنایی خوب کار می‌­کند. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم ماموریت کاسینی را دو سال دیگر تمدید کنیم".
بر پایه‌­ی کشفیات کاسینی، دانشمندان حدس می‌­زنند که زیر سطح انسلادوس آب مایع وجود داشته باشد. به همین دلیل است که این قمر زحل، که قطرش تنها یک هفتم ماه است، یکی از اولویت‌­های ماموریت‌­های آینده­‌ی‌‌ فضایی است.
کاسینی همچنین یخ­فشان­‌هایی در سطح انسلادوس کشف کرد که مخلوط یخ و آب را با فشار زیاد تا ارتفاع سه برابر قطر انسلادوس به فضا پرتاب می‌­کنند. ذرات خارج شده از این یخ­فشان‌­ها جذب یکی از حلقه­‌های زحل می‌­شوند که بیشترین نرخ گسترش را دارد. در طی 2 سال آینده، کاسینی به ارتفاع 25 کیلومتری انسلادوس نیز خواهد رسید و از این ارتفاع آن را به دقت بررسی خواهد نمود.
مشاهدات کاسینی از تیتان، بزرگترین قمر زحل، باعث شده است تا دانشمندان به شباهت‌­های این قمر با زمین پی ببرند. زمین و تیتان هر دو دارای دریاچه، رودخانه، تل‌­های شنی، باران، برف، ابر، کوه و احتمالا آتشفشان هستند. با توجه به این شباهت‌­ها، دانشمندان گمان می‌­کنند تیتان مثال خوبی از زمین در زمان قبل از آغاز حیات باشد.

 

یکی از تصاویر زیبای کاسینی/ ناسا

 

محقق مسئول ماموریت کاسینی، «دنیس ماتسون» (Dennis Matson)، می‌­گوید:" هنگامی که ما ماموریت را طراحی می‌­کردیم هرگز فکر نمی‌­کردیم چه چیزهایی خواهیم یافت، به خصوص در مورد تیتان و انسلادوس. این تمدید ماموریت نیز پاسخی است به این کشفیات جدید و به ما این امکان را خواهد داد تا بیشتر بدانیم".
بر خلاف زمین، دریاچه­‌ها، رودخانه‌­ها و باران‌­های تیتان همه از متان و اتان تشکیل می‌­شوند و دما به منفی 180 درجه سانتی­گراد می‌­رسد. اگرچه جو ضخیم تیتان امکان مشاهده مستقیم سطح آن را محدود می‌­کند اما رادار دقیق و طیف‌­نگارهای فروسرخ کاسینی این قابلیت را به دانشمندان داده است تا از ورای این جو ضخیم به بررسی سطح تیتان بپردازند.
از دیگر فعالیت‌­های تحقیقاتی کاسینی می­توان به بررسی فصل­‌های تیتان و زحل، مشاهده و بررسی حلقه­‌های زحل و مطالعه‌­ی مغناطیس‌کره‌ی زحل اشاره کرد.
کاسینی در طی چهار سال گذشته به طور پیوسته تصاویر مختلفی از زحل و قمرهایش به زمین ارسال کرده­ است به نحوی که اکنون آلبوم تصاویر ارسالی کاسینی حدود 140000 عکس را در بر می‌­گیرد.
حدود 10 سال پس از پرتاب و 4 سال پس از ورود به مدار زحل، کاسینی یک کاوشگر سالم و مقاوم است. اگرچه سه ابزارش دچار ایرادات کوچکی هستند اما این ایرادها اثر چندانی در عملکرد این فضاپیما ندارند. کاسینی همچنین سوخت کافی برای تمدید ماموریت خود دارد. نتایج به دست آمده از مشاهدات کاسینی در دو سال آتی می‌­تواند پایه‌­گذار ماموریت‌­های فضایی آینده به مقصد تیتان یا انسلادوس باشد.
کاسینی که در سال 1997 از پایگاه فضایی کیپ کاناورال به فضا پرتاب شد، در سفر هفت ساله­‌ی‌ خود به سمت زحل 5/3 میلیارد کیلومتر را در نوردید. از نظر تعداد ابزارهای تحقیقاتی، کاسینی دارای یک رکورد است. مدارگرد آن دارای 12 ابزار علمی است و کاوشگر هویگنس 6 ابزار تحقیقاتی را حمل می‌کرد. این کاوشگر که از یک موتور با سوخت هسته­‌ا‌ی برای تولید انرژی بهره می‌­برد، در خرداد ماه سال 1383 (ژوئن 2004) وارد مدار زحل شد و از آن زمان تا کنون به ارسال داده‌های علمی مشغول است.

غول خفته‌ی راه شیری  

 سال پيش، با يك فوران بزرگ، سياه‌چاله‌ی مرکزی كهكشان راه شيری از خواب بيدار شد. این امر نشان می‌دهد که این سیاهچاله هم‌اکنون در دوران فعالیت کم خود است.
چرا سياه‌چاله مرکزی کهکشان ما اينچنين آرام است؟ دانشمندان دريافته‌اند که این سیاه‌چاله در گذشته فعال‌تر بوده است و شاید اکنون بعد از یک فوران بزرگ در دوران آرامش به سر می‌برد.

 

ابر گازی مرکز کهکشان
 
 داده‌هایی که از سال 1994 تا سال 2005 جمع‌آوری شده‌است، نشان می‌دهند که ابرهای گازی نزدیک سیاه‌چاله مرکزی در واکنش به تشعشع پرتو X که از محیط بیرون سیاه‌چاله می‌تابد به سرعت تابناک و سپس خاموش می‌شوند. وقتی گاز با حرکت مارپیچی به درون سیاه‌چاله فرو می‌ریزد، دمای آن تا میلیونها درجه زیاد می‌شود و شروع به تابش پرتو X‌ می‌کند. هر قدر ماده بیشتری اطراف سیاه‌چاله باشد تشعشع پرتو X شدیدتر است.
 
300 سال طول می‌کشد تا پرتو X‌ فاصله بین سیاه‌چاله‌ی مرکزی کهکشان، (*Sagittarius A­)، و ابر بزرگی که سیاه‌چاله را احاطه کرده است، ( Sagittarius B2)، را طی کند و موجب واکنش ابر شود. هنگامی ‌که پرتو X‌ به ابر می‌رسد به اتم‌های آهن برخورد کرده و الکترون‌های نزدیک هسته را برانگیخته می‌کند. با بازگشت الکترون‌ها به مدارهای اولیه، اتم‌ها پرتو X‌ تابش می‌کنند و ابر روشن می‌شود. این روشنایی به معنی تابش نور است. با عبور پالس پرتو X‌ ابر دوباره به روشنایی اولیه خود باز می‌گردد.
 
در Sagittarius B2 منطقه ای به وسعت تنها 10 سال نوری وجود دارد که ظرف پنج سال روشنایی آن به طور قابل ملاحظه‌ای زیاد شده است. دانشمندان با تجزیه خط طیفی پرتو X آهن دریافته‌اند که ذرات زیراتمی نمی‌توانند مسبب این تابش باشند. بنابراین، احتمالا سیاه‌چاله 300 سال پیش فوران عظیمی داشته است. مرکز کهکشان 26000 سال نوری از زمین فاصله دارد و این به این معنا است که ما وقایعی را می‌بینیم که 26000 سال قبل اتفاق افتاده‌اند.
 
تغییرات شدت تابش در ناحیه مرکزی کهکشان در طول 12 سال
 
سال گذشته ستاره شناسان با استفاده از مشاهدات چاندرا از انعکاس پرتو X نشان دادند که این سیاهچاله، 50 سال پیش فروان عظیمی از پرتو X داشته است. فوران 300 سال پیش در مقایسه، 10 برابر روشن‌تر از فوران 50 سال پیش بوده است. در آن هنگام این جرم یک میلیون بار درخشنده‌تر بوده است.
 
دانشمندان هنوز نمی‌دانند چرا فعالیت *Sagittarius A این‌طور زیاد تغییر می‌کند. یکی از احتمالات مطرح شده این است که انفجار یک ابرنواختر نزدیک به سیاهچاله در چند قرن پیش، باعث فرستاده شدن گاز به سمت آن شده است و فرو رفتن داخل سیاهچاله و ایجاد یک فوران موقتی قدرتمند، سیاه‌چاله را از خواب بیدار کرده است. با اين حال، انرژی که تابیده شده از اطراف سیاهچاله‌ی مذکور، هزاران میلیون بار ضعیف‌تر از سیاه‌چاله‌های مرکزی سایر کهکشان‌ها است. این‌که چرا *Sagittarius A با جرمی بیش از چهار میلیون برابر خورشید بسیار آرام است، همچنان به صورت یک راز باقی مانده است.

وقتی کهکشان‌ها سرکش می‌شوند  

برخوردهای کهکشانی شگفت انگیز و زیبا هستند. امروز در جشن 18 سالگی پرتاب تلسکوپ فضایی هابل، مجموعه‌ی 59 تصویر هابل از برخوردهای کهکشانی منتشر شد.

 

در کتاب‌های ستاره‌شناسی، اغلب، کهکشان‌ها به صورت جزیره‌هایی آرام از ستارگان نشان داده می‌شوند، اما همیشه این‌طور نیست. روی دیگر سکه زمانی دیده می‌شود که دو کهکشان با هم برخورد کنند. در برخورد کهکشان‌ها، به دلیل فاصله‌ی بسیار زیاد ، معمولا ستارگان  با هم برخورد نمی‌کنند اما به دلیل گرانش بسیار زیاد کهکشان‌ها، معمولا تغییر شکل زیادی در ظاهر دو کهکشان رخ می‌دهد، ستارگان بسیاری از مدار‌های خود خارج می‌شوند و گازهای میان ستاره‌ای متلاطم می‌شوند.

 

برخوردهای زیبای کهکشانی / ناسا

 

پس از برخورد، ممکن است کهکشان‌ها با هم ادغام شوند یا بار دیگر از هم‌ جدا شوند. همانند دو دسته‌ی بزرگ از زنبورها که از درون یک‌دیگر عبور می‌کنند. اما به دلیل فعال شدن مناطق ستاره‌سازی، معمولا پس از این برخوردها فرآیند ستاره سازی کهکشان‌ها شتاب می‌گیرد و می‌تواند به 100 برابر مقدار اولیه خود برسد. البته مدت زمان این برخوردها می‌تواند صدها میلیون سال به طول انجامد.
 

 امروز در هجدهمین سالگرد پرتاب تلسکوپ فضایی هابل، 59 عکس از این برخوردها برای عموم منتشر شد.
 

 بیشتر این عکس‌ها حاصل کار پروژه‌‌ی GOALS است. در این پروژه تلسکوپ‌های فضایی هابل، چاندرا و اسپیتزر برای یافتن کهکشان‌هایی که در ناحیه‌ی فروسرخ درخشان هستند، با هم همکاری می‌کنند.
 

زندگي در .......

آیا حیات میکروبی در داخل انسلادوس، جایی که نور خورشید نمی‌رسد، عمل فوتوسنتز غیر ممکن است و اکسیژنی در دسترس نیست می‌تواند وجود داشته باشد؟

 

برای پاسخ به این پرسش، نیاز نیست فراتر از سیاره‌ی خود را جستجو کنیم تا مثال‌هایی از انواع اکوسیستم‌های خارجی که می‌توانند  حیات را روی قمر آبفشان زحل به وجود آورند، پیدا کنیم. پاسخ به نظر می‌رسد مثبت است، این امکان می‌تواند وجود داشته باشد.

 

در سال‌های اخیر گونه‌هایی از حیات روی زمین یافت شده است که در مکان‌هایی که خورشید نمی تابد و به دلیل رخ ندادن عمل فوتوسنتز اکسیژن نیز موجود نیست، خوب رشد می‌کنند. میکروب‌هایی کشف شده‌اند که با انرژی‌ای که از واکنش شیمیایی بین انواع متفاوت مواد معدنی به دست می‌آید، زنده می مانند و انواعی دیگر از واپاشی‌های رادیو اکتیو میان صخره‌ای انرژی لازم برای زنده ماندن را کسب می‌کنند. این اکوسیستم‌ها به طور کامل از اکسیژن یا مواد آلی که با فوتوسنتز در روی سطح زمین تولید ‌می‌شود، مستقل هستند. این اکوسیستم‌های میکروبی استثنایی نمونه‌هایی ازحیات هستند که ممکن است امروزه در داخل انسلادوس وجود داشته باشند.

 

ادامه نوشته

جان آرچیبالد ویلر

فیزیک‌دان٬ فیلسوف٬ شاعر و آینده نگر٬ جان آرچیبالد ویلر، در 25 فروردین ماه در سن 96 سالگی در‌گذشت. وی تمامی این مقام‌ها را برای پی بردن به حقیقت نهایی به کار گرفت.

«جان آرچیبالد ویلر»(John Archibald Wheeler)، در هر دو قلمروی بزرگ مقیاس گرانش و عرصه‌ی کوانتوم در کوچکترین مقیاس‌های طبیعت به راحتی کار می‌کرد. ویلر با پیشرو بودن در شاخه‌ی در حال پیشرفت گرانش کوانتومی٬ یکی از اولین فیزیک‌دانانی بود که به درستی معنای متحد شدن این دو قلمرو را بررسی کرد. وی در توسعه‌ی فرآیند شکافت هسته‌ای که به درگیری‌اش در پروژه‌ی منهتن(تولید انرژی هسته‌ای) انجامید، نقش داشت و بعد‌ها در پیشرفت بمب هیدروژنی با «نیلز بور»(Niels Bohr)٬ مشاورش٬ همکاری داشت.

 

ویلر به همراه اینشتین قدم‌زنان در خیابان‌های پرینستون به مذاکره درباره‌ی معنای نظریه‌ی کوانتومی می‌پرداخت. وی با همکاری «برایس دیویت»(Bryce Dewitt) با نشان دادن کاربرد دنیای شگفت کوانتومی در جهان، شهامت خود را نشان داد و در همان زمان به زمینه‌ی کیهان‌شناسی کوانتومی پی برد و معادله‌ای به‌نام «ویلر- دیویت» و یا به گفته‌ی دیویت «معادله‌ی لعنتی»، ثبت کرد. ویلر به کمک استعداد شاعری‌اش٬ اصطلاحات «سیاه چاله» و «کرم چاله» را برای اولین بار مطرح کرد٬ کلماتی که قدرت تخیل فیزیک‌دانان را به اندازه‌ی عموم مردم جلب می‌کند.



تاثیر ویلر بر هم‌دوره‌ها و به خصوص بر شاگردانش بی‌اندازه وسیع است. تحت مشاوره‌ی وی٬ «ریچارد فاینمن»(Richard Feynman) نظراتی را توسعه داد که سرانجام به نگرش جدیدی از مکانیک کوانتومی انجامید، «ژاکوب بکنشتاین»(Jacob Bekenstein) این ایده را که افق رویداد یک سیاه چاله مقدار آنتروپی است، پیشنهاد داد. ایده‌‌ای که منجر به کشف معروف هاوکینگ مبنی بر پرتو ساطع کردن سیاه‌چاله ها شد. و در نهایت «هیوج اورت»(Hugh Everett) تفسیر «جهان های متعدد» مکانیک کوانتومی را - که واقعیت را به مانند درختی با شاخه‌های بی‌پایان از احتمال نشان می‌دهد- فرموله کرد.

 

ویلر در عالم تئوری٬ جسورانه و با دقت سوال‌های بزرگ را دنبال می‌کرد٬ نه تنها «چه»‌ها بلکه «چرا‌»ها. وی دوست داشت بپرسد چرا کوانتوم؟ برای ویلر بیان این که مکانیک کوانتومی کار می‌کند کافی نبود٬ وی می‌خواست بداند در پس آن چیست.

 

اینشتین در رد نظریه کوانتوم گفت:"خدا تاس نمی‌اندازد". ویلر پذیرفت که خدا تاس می‌اندازد(نظریه کوانتوم را پذیرفت)، اما می‌خواست که قوانین بازی را بداند.

ویلر معتقد بود که ناظر نقش مهمی را در خلق واقعیت ایفا می‌کند و آزمایش‌های بسیار زیبایی، از قبیل آزمایش «گزینش تاخیری» را به منظور توضیح دادن تصور نامعقول و شهودی طراحی کرد.

 

وی می‌نویسد: " ما در گذشته فکر می‌کردیم که جهان جایی خارج از این جا به صورت مستقل از ما وجود دارد و ما ناظران با اطمینان در پس یک صفحه‌ی شیشه‌ای با ضخامت چند ده سانتی‌متر پنهان شده‌ایم٬ درگیر آن نیستیم و تنها مشاهده می‌کنیم. اما در این بین به این نتیجه رسیدیم که جهان به این شیوه عمل نمی‌کند.٬ در حقیقت ما باید این شیشه را خرد کنیم و به آن دست یابیم."

 

سوالی که شب‌ها ویلر را بیدار نگه می‌داشت این بود "چگونه «وجود» ایجاد می‌شود؟ " . افسانه‌ی ویلر با این سوال ادامه خواهد یافت.

مرکز یک کهکشان

دانشمندان موفق شدند به کمک سیاهچاله‌ی مرکز یک کهکشان، هسته‌ی آن را بررسی کنند. در این کهکشان، نورافشانی گازهای اطراف سیاهچاله موجب روشن شدن فضای اطراف می‌شود.  

این گروه توانست انعکاس چنین رویداد نادری را با جزئیات بسیار خوبی رصد و ثبت کند. این رویداد نه تنها می­تواند فرآیند ازهم­گسیختگی یک ستاره را  آشکار کند بلکه قادر است روش‌های جدیدی را در نقشه‌­برداری از هسته کهکشانی ارائه کند.

وقتی ستاره‌­ای در دام گرانش یک سیاهچاله‌ی ابرپرجرم اسیر می­شود، ناچار تکه تکه می‌شود و هسته‌ی سیاهچاله خرده­‌های آن را جذب می‌­کند. طی این فرآیند گازهای ستاره بسیار داغ شده و آهنگ برافزایش بیشتر می‌شود و در نتیجه تابش پرتو X به طور ناگهانی افزایش می‌یابد. این تابش در هسته کهکشان، ماده‌ی اطراف را روشن می­کند و امکان جستجو در مناطقی را که تا پیش از این اتفاق غیرقابل رصد بوده‌اند، فراهم می‌­کند.

نمایی خیالی از یک سیاهچاله و گازهای اطراف

 

استفانی کوموسا، رهبر این تحقیق از موسسه ماکس پلانک، می‌­گوید:" مطالعه هسته­‌های کهکشانی بدون حضور چنین انعکاس‌های نوری درست مانند بررسی شهر نیویورک در شبی بدون برق است. در این حالت نمی‌توانید جزئیات هیچ ساختمان  یا خیابانی را ببینید. اما اگر در همان شب تاریک نیویورک آتش­‌بازی برپا باشد وضعیت متفاوت خواهدبود. این انعکاس نوری مانند آتش­بازی عمل می‌­کند و هسته‌ی کهکشان را روشن می‌سازد. البته اخترشناسان باید سریع عمل کنند زیرا این فوران‌های اشعه  X مدت زمان کوتاهی دارند.

فیزیکدان‌ها از روی اندازه و درجه یونش خطوط طیفی می‌­توانند تعیین کنند که این انعکاس‌ها از کدام ناحیه کهکشان است. کوموسا و تیمش کهکشانی جالب را در دسامبر 2007 آشکار کردند. خطوط طیفی بسیار قوی آهن در آن، توجه تیم را به خود جلب کرد. همچنین نشانه‌­هایی از حلقه‌های مولکولی مشاهده شد که قسمت بسیار مهمی از مدل متحد کهکشان‌های فعال است . مدل متحد کهکشان‌های فعال بیان می‌­کند که همه کهکشان‌های فعال از اجزای یکسانی تشکیل شده­‌ا‌ند و تفاوت‌های دیده‌­شده ناشی از اختلاف در جهت دید ما از کهکشان‌ها است.

نکته مهم در این نوع کهکشان‌ها جمع‌­شدن مولکول‌ها در اطراف سیاهچاله و قرص برافزایشی است که به آن حلقه مولکولی می‌­گویند. این حلقه اطراف سیاهچاله را پوشانده و باعث اختلاف‌هایی وابسته به جهت دید رصدگرها می‌­شود . در حال حاضر کوموسا و تیمش یک سیگنال بسیار قوی متغیر با زمان دارند که از طرف حلقه مولکولی کهکشان فرستاده شده ­است. آنها معتقدند که با استفاده از این انعکاس می­توانند از حلقه مولکولی نقشه‌­برداری کنند و هندسه آن را آشکار کنند. 

در میان خطوط طیفی، برخی تابشهای متغیر فرو سرخ هم دیده­ شده که دانشمندان آن را با عنوان «آخرین گریه برای کمک» از طرف حلقه‌ی مولکولی قبل از نابودی کامل آن همه گاز داغ تعبیر کرده­‌ا‌ند. همچنین خطوط بسیار عجیبی از تابش‌های هیدروژن شناسایی شده که اشاره به فعالیت‌های دیسک ماده اطراف سیاهچاله دارد .تیم تحقیقاتی در حال حاضر شرایط فیزیکی این پدیده را بررسی می‌­کند و در جستجوی رابطه­ آن با کهکشان‌های فعال و غیرفعال است.

 

بررسی این خبر از نگاهی دیگر:

 

به نظر می رسد دانشمندان موفق شده اند راه تشکیل فوران های ماده از سیاهچاله های مرکز کهکشان ها را بیابند. اخترشناسان معتقدند که این موضوع با میدان مغناطیسی سیاهچاله ها مرتبط است.

در مرکز بسیاری از کهکشان­ها، سیاهچاله های ابرپرجرم فوران­های عظیم از ذرات را با سرعت نزدیک به سرعت نور ایجاد می ­کنند. نحوه تشکیل این جت­ها مدت­ها ذهن اخترفیزیکدانان را به خود مشغول کرده بود. نظریه پیشرو در این زمینه مدعی است که این ذرات در میدان مغناطیسی نزدیک به سیاهچاله شتاب می ­گیرند. اما این نظریه معترف است که برای اثبات این ایده به بررسی دقیق فرایند داخلی این فوران­ها نیاز است. به تازگی گروهی از دانشمندان با استفاده از آرایه رادیویی خط مبنای بسیار بلند، رفتار مواد و ذرات این فوران­ها را دقیقاً به مانند پیشبینی نظریه فوق مشاهده کرده­ اند.

آلن مارچر از دانشگاه بوستون در این رابطه گفته است:"ما تاکنون دقیق­ترین نگاه ممکن را به درونی­ترین لایه­ های یک فوران داشته ­ایم. هر آنچه که ما دیدیم، این نظریه را تقویت می ­کند. این پیشرفت بزرگی در فهم ما از آن چیزی است که در جهان رخ می ­دهد."

کهکشان مورد مطالعه تیم دانشمندان به رهبری مارچر، کهکشان BL-سوسمار در فاصله 950 میلیون سال نوری از زمین بوده است. این کهکشان یک بلازار (Blazar) است. سیاهچاله­ های مرکز بلازارها نیرومندترین سیاهچاله­­ های کهکشانی هستند. سیاهچاله ­ها اجرامی بسیار چگالند که هیچ چیز، حتی نور نمی ­تواند از میدان گرانشی آن­ها بگریزد.

این دانشمندان در این تحقیقات علاوه بر  استفاده از آرایه رادیویی خط مبنای بسیار بلند از آرایه ­ای از ده تلسکوپ دیگر نیز کمک گرفته ­اند.

زمین در آینده‌ی خود امکان برخورد با عطارد یا مریخ را خواهد داشت

زندگی بر روی زمین چگونه پایان می‌یابد؟ البته پاسخ معلوم نیست٬ اما دو مطالعه‌ی جدید، برخوردی با عطارد یا مریخ را پیش‌بینی می‌کنند که می‌تواند پیش از آنکه خورشید به غولی قرمز بدل شود و سیاره را در تقریبا 5 میلیارد سال برشته کند٬ زندگی بر روی زمین را به سرنوشتی شوم دچار کند.

این مطالعات نشان می‌دهند که سیارات منظومه‌ی شمسی به چرخش حول خورشید تا حداقل 40 میلیون سال به صورت پایدار ادامه خواهند داد. ولی پس از آن احتمال کمی (غیر قابل صرف نظر) وجود دارد که اوضاع به صورتی بسیار بد پیش خواهد رفت.

 

منظومه‌ی شمسی در مقیاس زمانی انسان‌ها به نظر می‌رسد که ساعت‌وار به طور منظم در حرکت است اما آیزاک نیوتن 3 قرن پیش دریافت که جاذبه گرانشی که سیارات بر یکدیگر اعمال می‌کنند می‌تواند٬ آنها را با گذشت زمان به خارج از مدارهای خود متمایل کند.  پیش‌بینی آنچه که رخ خواهد داد به علت چند جسمی بودن مسئله بی‌اندازه مورد سوال قرار می‌گیرد. امروزه حتی خطاهای کوچک در موقعیت‌های مشاهده شده‌ی سیارات می‌تواند به عدم قطعیت‌هایی بسیار بزرگ در پیش‌بینی آینده تبدیل شود. به همین علت اخترشناسان با اطمینان تنها خبر از ثابت بودن منظومه‌ی شمسی برای 40 میلیون سال آینده را می‌دهند.

 

اگرچه هیچ کس نمی‌تواند با اطمینان از آنچه که پس از آن رخ می‌دهد بگوید٬ محاسبات جدید از اطلاعات کمی در آینده‌ای دورتر خبر می‌دهند. این محاسبات نشان می‌دهند که با احتمال 1 تا 2 درصد مدار عطارد در طول 5 میلیارد سال آینده قطعا تغییرات عمده‌ای را خواهد داشت. این رویداد به متزلزل کردن سیارات درونی منظومه‌ی شمسی می‌انجامد و می‌تواند به برخوردی فاجعه‌آمیز بین زمین و مریخ یا عطارد منجر شود که حیات موجود در آن زمان را نابود کند.

 

برخوردی فجیع بین عطارد یا مریخ با زمین ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد.

 

  گرگوری لافلین، نویسنده‌ی مشترک یکی از این مطالعات در دانشگاه کالیفرنیا-سانتا کروز می‌گوید:"برای مثال در برخوردی سنگین با مریخ تمامی حیات فوراً نابود می‌شود و زمین با دمای یک ستاره‌ی غول سرخ در حدود 1000 سال خواهد گداخت." ژاک لاسکار از رصد‌خانه‌ی پاریس در فرانسه مطالعه‌ی دیگری را تصویب کرد. وی 1001 شبیه‌سازی کامپیوتری از منظومه‌ی شمسی را در گذر زمان با اندکی اختلاف در شرایط آغازین هر یک از سیارات برپایه‌ی عدم قطعیت در مشاهدات به اجرا درآورد.

 

در 1 تا 2 درصد موارد٬ مدار عطارد با گذشت زمان و در اثر جاذبه‌ی گرانشی مشتری بسیار کشیده شد. در این موارد٬ مدار عطارد به خروج از مرکز 0.6 یا بیشتر رسید (خروج از مرکز صفر به معنای یک دایره‌ی کامل است در حالی که خروج از مرکز 1 بیشترین کشیدگی ممکن را نشان می‌دهد). قرار گرفتن عطارد در چنین مدار کشیده‌ای٬ تاثیر متقابل بین عطارد٬ زهره٬ مریخ و زمین را افزایش می‌دهد. شیبه‌سازی‌های پیشین لاسکار نشان می‌دهد که چنین رویدادی تمامی منظومه‌ی شمسی را آشفته می‌کند. لافلین در گفتگو با نیوساینتیست گفت:" هنگامی که خروج از مرکز عطارد به حدود 0.6 افزایش می‌یابد٬ به محل تقاطع با مدار زهره نزدیک می‌شود".

 

عطارد و مریخ به هنگام متزلزل شدن منظومه‌ی شمسی به دلیل جرم‌های به‌ترتیب 6 و 11 درصد جرم زمین٬ دورتر پرتاب می‌شوند٬ زیرا نسبتاً راحت‌تر حرکت می‌کنند. به حرکت در‌آوردن زهره سخت‌تر است زیرا جرمی معادل با 82 درصد جرم زمین را داراست. در یکی از شبیه‌سازی‌های لافلین و کنستانتین بتیگین از عطارد، پس از 1.3 میلیارد سال به سمت خورشید پرتاب شد. در شبیه‌سازی دیگری مریخ پس از 820 میلیون سال از منظومه‌ی شمسی به بیرون پرت شد و 40 میلیون سال پس از آن عطارد و زهره برخورد کردند. لافلین گفت: "تعداد زیادی از فجایعی که ممکن است رخ دهد برای ما روشن شده است و در هر مورد٬ جزئیات اسف‌بار کاملا متفاوت هستند".

 

وحشتناک‌ترین فاجعه برای زمین احتمال برخورد با عطارد یا مریخی عنان گسیخته است. نسبتا مشخص است که مریخ با زمین چه می‌تواند انجام دهد. اکثر دانشمندان بر این باورند که جسمی به اندازه‌ی مریخ در ابتدای منظومه‌ی شمسی به زمین برخورد کرده است و سرانجام از بقایای این برخورد ماه به وجود آمده است. زمین با این برخورد با اقیانوسی از مذاب تا هزاران درجه گرم شده بود. لافلین افزود: "پاسخ آینده به چنین اتفاقی فاجعه‌آمیز خواهد بود٬ اما 98 تا 99 درصد احتمال حرکت ساعت‌وار منظومه‌ی شمسی در 5 میلیارد سال آینده وجود دارد." 

انجام تمامي معاملات نفت ايران با «ين» و «يورو»

 
گروه اقتصاد: مدير امور بين‌الملل شركت ملي نفت ايران گفت: تمام معاملات نفتي ايران با يورو و ين انجام مي‌شود.
حجت‌الله غنيمي‌فرد در گفتگو با فارس گفت: از سال گذشته معاملات نفتي ايران به يورو و ين انجام مي‌شود و دلار از اين معاملات به طور كامل حذف شده است.

وي تصريح كرد: با تمام خريداران نفت خام ايران توافق كرده‌ايم تا خريد و فروش نفت با دريافت ساير ارزها به جز دلار صورت گيرد. غنيمي‌فرد همچنين گفت: در اروپا نفت خام ايران به يورو و در آسيا به يورو و ين معامله مي‌شود و انجام معاملات به ين فقط در ژاپن نبوده است.


دستمزد كارگران فقط 46 درصد هزينه زندگي را تامين مي‌كند

معاون وزير كار:
گروه اقتصاد: معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي گفت: دستمزد سال‌جاري كارگران فقط 46 درصد از هزينه‌هاي زندگي آنان را پوشش مي‌دهد.
به گزارش مهر، ابراهيم نظري جلالي نحوه تعيين حداقل دستمزد سال جاري كارگران را بر اساس نرخ تورم و حداقل سبد هزينه خانوار در سال 84 اعلام كرد.
معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي اظهار كرد: حداقل سبد هزينه خانوار در سال 84 حدود 2 ميليون و 610 هزار ريال بوده ولي با اين حال دستمزد تعيين شده سال جاري فقط 46 درصد هزينه زندگي كارگران را تامين مي‌كند.

وي تصريح كرد: بر اساس پژوهشي كه وزارت كار و امور اجتماعي در سال گذشته انجام داده، حدود هزار واحد صنعتي تنها 8 درصد از دستمزد كارگران را با هدف بالا بردن بهره‌وري افزايش داده‌اند. 

نظري جلالي تاكيد كرد: نمي‌توان بدون توجه به معيشت كارگران به چشم‌انداز پيش‌بيني شده در برنامه چهارم دست يافت، ولي از سويي در افزايش حداقل حقوق سال جاري كارگران اگر حداقل معيشت در نظر گرفته مي‌شد بايد 113 درصد به حداقل دستمزد سال 84 مي‌افزوديم ولي در حال حاضر بنگاه‌هاي اقتصادي توان پرداخت اين درصد رشد را ندارند. معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ساماندهي قراردادهاي موقت را منوط به اصلاح قانون كار دانست و گفت: در صورتي كه افزايش دستمزد در بهره وري كار، افزايش كيفيت كالاها و رضايتمندي كارگران موثر باشد، روند افزايش سالانه دستمزد ادامه مي‌يابد.

کاهش رشد اقتصادي امريکا چشمگير و ادامه دار است

صندوق بين المللي پول:
صندوق بين المللي پول هشدار داد، کند شدن رشد اقتصادي امريکا چشمگير است و انتظار مي رود همچنان ادامه يابد.

به گزارش ايسنا، دومينک استروس کان ، رئيس صندوق بين المللي پول گفت : مشخص نيست بحران پيش روي بانک هاي بين المللي تا کي ادامه يابد، اما ارتباطهاي پيچيده ميان اقتصادهاي در حال پيشرفت مي تواند شرايط را پيچيده تر کند.

وي در جريان ديدار از هند گفت : مشکل اصلي ما اين است که ناشناخته هاي زيادي وجود دارد. صندوق بين المللي پول ماه گذشته پيش بيني خود را براي رشد اقتصادي جهان در سال جاري کاهش داد و استروس کان ، دليل اصلي اين اقدام را وضعيت نابسامان اقتصاد امريکا و دورنماي ضعيف آن اعلام کرد. صندوق بين المللي پول ، رشد اقتصادي جهان براي سال 2008را از 4/4 درصد به 1/4 درصد کاهش داد.

سقوط سهام بزرگترين شرکت بيمه امريکايي

در همين حال شرکت بيمه اي آي جي امريکا اعلام کرد، ميزان خسارات اين شرکت مرتبط با بحران وام مسکن ممکن است به 5ميليارد دلار برسد.

به گزارش شبکه فرانس 24، پس از اعلام اين مطلب ، ارزش سهام بزرگترين شرکت بيمه جهان بيش از 10درصد در بازار بورس امريکا سقوط کرد.

ايران هفدهمين اقتصاد‌بزرگ‌دنيا‌مي‌شود

صندوق بين المللي پول اعلام كرد:
جام جم آنلاين: صندوق بين المللي پول اعلام كرد ايران تا سال 2013 با يك پله صعود در رتبه بندي جهاني در جايگاه هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا قرار مي گيرد.

به گزارش فارس ، صندوق بين المللي پول در پيش بيني خود از اوضاع اقتصادي كشورهاي مختلف جهان تا سال 2013 اعلام كرد ايران با يك پله صعود در اين سال در جايگاه هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا قرار مي گيرد.

بر اساس گزارش چشم انداز اقتصاد جهاني توليد ناخالص داخلي ايران بر اساس قدرت خريد در سال 2007 به 752ميليارد دلار رسيد كه در نتيجه ايران در آن سال به عنوان هجدهمين اقتصاد بزرگ دنيا شناخته شد.

ميزان توليد ناخالص داخلي ايران بر اساس قدرت خريد در آن سال معادل 1.16 درصد كل توليد ناخالص داخلي جهان بود.

به پيش بيني صندوق بين المللي پول توليد ناخالص داخلي ايران بر اساس قدرت خريد در سال 2013 به 1.123 تريليون دلار خواهد رسيد كه اين رقم معادل 1.215 درصد كل توليد ناخالص جهان خواهد بود.

در اين سال ايران با پشت سرگذاشتن استراليا و با يك پله صعود در جايگاه هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا قرار مي گيرد.

توليد ناخالص داخلي استراليا بر اساس قدرت خريد در سال 2007 بالغ بر 760ميليارد دلار بوده است كه اين رقم در سال 2013 به 1.36 ميليار دلار خواهد رسيد.

پنج اقتصاد بزرگ دنيا در سال 2013 همان پنج اقتصاد بزرگ در سال 2007 خواهند بود.اين كشورها به ترتيب عبارتند از امريكا،چين،ژاپن،هند و چين.

در عين حال روسيه با قرار گرفتن به جاي انگليس با توليد ناخالص داخلي بر اساس قدرت خريدي به ميزان 2.28 ميليارد دلار در جايگاه ششم قرار مي گيرد.

كل توليد ناخالص داخلي جهان بر اساس قدرت خريد در سال 2007 بالغ بر 64 تريليون دلار بوده است كه بر اساس پيش بيني صندوق بين المللي پول اين رقم در سال 2013 به 92 تريليون دلار خواهد رسيد